<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-35791168</id><updated>2012-01-05T11:16:14.568+03:30</updated><category term='کامرن مزین'/><category term='ژاله آزادی'/><category term='ایمان شیرعلی'/><category term='نوید مینائی'/><category term='نشریه جوانان کمونیست'/><category term='کامران مزین'/><category term='دانشجویی'/><category term='سیاوش شهابی'/><category term='نوید مینایی'/><category term='16آذر'/><category term='مصطفی صابر'/><category term='دانشگاه تهران'/><category term='امید سرخ'/><category term='اختلافات چپ دانشگاه'/><category term='پارتیا پرتو'/><category term='یاشار سهندی'/><category term='الیا تابش'/><category term='کیان آذر'/><category term='ياشار سهندي'/><category term='حميد تقوائي'/><category term='نوشین آزادی'/><category term='رها رد'/><title type='text'>زیپ / بخش جوانان واحد اصفهان .zip/javanan</title><subtitle type='html'>ما خواهان از بین رفتن همه قید و بندها و محدودیتها درهمه  عرصه های زندگی هستیم.ما خواهان خلاصی اخلاقی و فرهنگی از همه قوانین دست و پا گیر هستیم</subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><link rel='next' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default?start-index=101&amp;max-results=100'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>105</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35791168.post-6941697059789804108</id><published>2008-11-07T01:28:00.002+03:30</published><updated>2008-11-07T01:30:13.797+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='الیا تابش'/><title type='text'>دانشگاه تهران:از ملا تا بازجو!</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;الیا تابش&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; دانشگاه تهران همراه با فضای اعتراضی میان دانشجویان و اتفاقاتی که تا به حال در آن رخ داده همیشه یکی از مطرح ترین های  صحنه اعتراضات دانشگاه ها و جامعه ایران بوده  و مسئله چگونگی حضور نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در این دانشگاه هم بنوبه خود یکی از بحثهای داغ بوده است. از ریاست دانشگاه گرفته (عمید زنجانی که عمامه اش به هوا رفت یادتان است؟)  تا کمیته های انضباطی و انواع حراست و نگهبان و قلعه ای که رژیم اسلامی دور دانشگاه تهران کشیده است.  امسال از همان هفته های آغازین بازگشایی دانشگاهها تغییرات امنیتی ویژه و سرکوبگرایانه ای در دانشگاه تهران و دیگر دانشگاهها  ایجاد شد. شاید بر جسته ترین اش  در دانشگاه تهران و نصب گیتهای کنترل دربهای ورودی بوده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دانشگاه تهران و رئیس اش دوباره  به یکی از موضوعات داغ روز تبدیل شده است . بعد از یک آخوند (که بی سر و صدا کنارش گذاشتند)  فرهاد رهبر که معاون  وزارت اطلاعات بوده  برای ریاست این دانشگاه  انتخاب شد. او طی هفته گذشته در سخنرانیش  نکاتی را بیان داشت که عکس العملهای متفاوتی را به دنبال داشت.  و اما نکات مهم گفته های رهبر :  در مورد گیتهای امنیتی دربهای دانشگاه تهران بیان کرده که اینها به هیچ وجه جنبه امنیتی نداشته و 30 هزار دانشجو نمیتوانند سوژه امنیتی باشند! و با اصرار فراوان تاکید دارد که تنها کاربردشان کنترل ورود و خروج دانشجویان است و همچنین به منظور جلوگیری از ورود دانشجویان غیر مجاز که طبق ادعای رهبر در حال جاضر 1200 نفر دانشجوی غیر مجاز در کوی دانشگاه به سر میبرند! رهبر بیان داشته که تعداد دانشجویانی که به گیتهای نصب شده معترض هستند به انگشت دست هم نمیرسند و کسانی هم که تاکید بر امنیتی بودن گیتها دارند عده محدودی هستند که میخواهند در آینده تحرکات ضد دانشجویی ایجاد کنند .علاوه بر اینها رهبر به سابقه خویش در وزارت اطلاعات  اشاره کرده  و آنرا جزو افتخارات خود میداند! و آخرین مطلب هم اینکه برای دانشجویان تهران لباس فرم طراحی خواهد شد تا وضعیت سر و لباس و ظاهر- حجاب دانشجویان- دانشگاه را سامان دهند .  نکته جالب توجه اینکه رئیس کمیسیون آموزش عالی  مجلس  هم اعلام کرده که دانشجویان واکنش نشان خواهند داد و اعتراض میکنند و این پروژه نتایج منفی بهمراه خواهد داشت و عملی نخواهد شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اولین مسئله که در صحبتهای رهبر خیلی به چشم میخورد اصرار داشتن بر این است که  این گیتها ربطی به مسئله امنیتی ندارند. در حالیکه مثل روز روشن است که هدفی جز این نمیتوانند داشته باشند. تنها نگاهی به آنچه از اول مهر امسال در دانشگاهها میگذرد کافیست تا پی ببرید قضیه چیست . هنوز دانشگاهها باز نشده و کلاسها آنچنان شکل نگرفته بودند که در شهرهای مختلف  دانشجویان علیه احکامی که برای همکلاسیهایشان در تابستان صادر شده بود اعتراض کردند. اعتراض به جداسازیهای جنسیتی که یک پایه همیشگی اعتراضات دانشجویان بوده ، با بازگشایی دانشگاهها همچنان ادامه یا فته است  و در پاسخ به این دور جدید اتفاقات است که میبینیم رژیم هم در دانشگاهها تصمیم به طرحهای جدید تری گرفته است و عکس العمل نشان میدهد . در برخی شهرها حتی در کلاسهای درس هم دوربین های مدار بسته نصب شده  و یا احکام توبیخی و انضباطی زیادی برای دختران دانشجویی که حجاب را رعایت نمیکنند صادر شده است . باید از رهبر و امثالهم پرسید اگر در دانشگاهها خبری نیست و همه چیر آرام است و تعداد معترضین به انگشت دست هم نمیرسد این همه تب تاب شما برای چیست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در حالیکه دیگرآبروی برای هیچ کدام از قسمتهای رژیم باقی نمانده و هر کسی که جایی وابستگی اندکی هم به آن داشته باشد از نظر مردم منفور و جنایتکار است خیلی وقاحت میخواهد که  کسی مثل رهبر که در اطلاعات رژیم کار میکرده اذعان بدارد که به گذشته خود افتخار میکند. این در حقیقت از سر این نیست که نمیداند مردم چه نفرتی از ایشان و امثال ایشان دارند بلکه از این سر اینطور حرف میزند که اعلام کند من آمده ام که سرکوب کنم و برای این کار هم از هیچ روشی ابایی ندارم و در اطلاعات هم خوب آموزش دیده ام و به اندازه کافی شریک و دخیل در جنایات و شکنجه و سرکوب بوده ام که بدانم چه باید کرد.  چرا اینگونه حرف میزند و این پوزیشن را بخود میگیرد؟ چرا که خوب میداند برای فرار از این بن بست راه دیگری  ندارد . هیچ کار دیگری نمانده که رژیم و شخص فرهاد رهبر به نمایندگی آن برای مقابله با فضای اعتراضی دانشگاه و اعتراضات دانشجویی بتوانند بکنند و انجامش نداده باشند. این راه مستاصلانه ایست برای مقابله با موج فزاینده اعتراضات دانشجویی. موجی که رژیم به خوبی میداند پایه هایش را نشانه گرفته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در مورد طرح لباس فرم برای دانشجویان، خود رهبر بیان کرده که برای سامان دادن به سر و لباس و ظاهر دانشگاه به دنبال اجرای چنین طرحی است . طرحی که به نظر خیلی ها حتی بیان کردنش به شوخی میماند و جالب است که بعد از اینهمه دستور و قوانین جدید و گرفتن تعهد از دانشجویان و احکام انضباطی و توبیخ و ... هنوز هم مجبورند اعتراف کنند که در این زمینه هم اوضاع نا به سامان است و بدون حتی در نظر گرفتن اخبار اعتراضات و اتفاقات هر روزه دانشگاهها تنها  سخنان و گفته ها و عملکرد های حراست و دیگر نهادهای سرکوب دانشگاهها خود گویای ابعاد وسیع معترضین است. معترضینی که به ادعای  رهبر دانشجو نیستند !!  اعتراضات و مدلهای لباس و .. همه به ادعای حضرات از بیرون دانشگاه سرایت کرده اند و اعلام میکنند که ( در کنار این همه سرکوب ) باید کار فرهنگی- البته از نوع سرکوبگرایانه اش- کرد . بایست جواب داد که اول از همه اینکه  اگر این بیرون از دانشگاه جامعه منظور است که درست است دانشگاه هم بخشی از جامعه معترض ایران است که نه خود را به جمهوی اسلامی   و فرهنگ و قوانینش در بخشهای مختلف گفته و حکم رفتنش را داده اند و  در مورد کار فرهنگی هم به اندازه کافی از صبح تا شب خواهر زینب، گشت ارشاد و هزار کوفت و زهرمار از قبیل طرح ارتقا امنیت اجتماعی تا در رسانه های جمهوری اسلامی  از تلویزیون و روزنامه اش گرفته تا تابلوها، بیل بوردهای  تبلیغاتی و چه در مدارس و مهد کودک ها و ..  کار فرهنگی در حال انجام است ، اما مسئله این است که مردم نمیپذیرند و صحبت اینجا هم که در مورد دانشگاه است ( که همینطور که در بالا اشاره کردم جزیی از جامعه است) جوانان در دانشگاه هم همینطور. این فرهنگ ، این قوانین و این رژیم را در جزئیات مختلفش نمیپذیرند و جلویش ایستا ده اند و سرکوتا ه آمدن ندارند و این عکس العملها و رجز خوانی های بازجو رهبر هم از این روست چرا که به خوبی پی برده اند که چه خبر است. باید با اعتراضات وسیع،توده ای و سراسری جواب این یاوه گویی های مقامات رژیم و مسئولین دانشگاهیش را داد. جواب این تعرض آشکار به دانشجویان گسترش روندی است که تا به حال وجود داشته. همان روندی که باعث شده اینچنین رژیم به تقلا بیفتد. نه تنها ادامه کاری آن لازم است بلکه بایست مرتب فضای اعتراضی را در دانشگاهها افزایش داده و دعوا را سر مسائل ریشه ای و اساسی برد. دانشگاه باید برای اعتراضات وسیع و سراسری آماده بشود. 16 آذر نزدیک است. جواب رهبر را باید محکم داد.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35791168-6941697059789804108?l=ziip-jawanan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/feeds/6941697059789804108/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35791168&amp;postID=6941697059789804108&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/6941697059789804108'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/6941697059789804108'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/2008/11/blog-post.html' title='دانشگاه تهران:از ملا تا بازجو!'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35791168.post-2295393575131075964</id><published>2008-11-07T01:28:00.001+03:30</published><updated>2008-11-07T01:28:55.443+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='امید سرخ'/><title type='text'>16 آذر سوسیالیستی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; امید سرخ، ایران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما در شرایطی در آستانه 16 آذر قرار گرفته ایم که تعرضات رژیم جانیان اسلامی در سال قبل تعداد زیادی از دانشجویان سوسیالیست و  آزادیخواه و برابری طلب را دردانشگاهها به تیغ کشید و کرور کرور دانشجویان آزادیخواه را به داخل زندانهای مخوفش راند و تحت تعقیب و آزار قرار داد. اما به رغم تمام این فشارها در همین مدت کم که دانشگاه ها باز شده است به همه نشان داد که این جنبش را نمیتوان براحتی سربه نیست کرد واز بین برد لذا آنان را وا داشت که تا همان سیاست همیشگی خود را که سرکوب دانشجویان ونیروهای  آزادیخواه است را با شدت هرچه بیشتر به پیش ببرند و بسیاری را به کمیته های انضباطی احضار و روانه بازداشتگاهها کنند. اما با همه اینها جنبش اعتراضی در دانشگاه همچنان زنده است و مبارزه ای پی گیر و دایمی برای رسیدن به خواستهای بحق و انسانی خویش از طرف دانشجویان ادامه دارد.  و این قضیه جای خوشحالیست.  اما اینجا بحث دیگری را میخواهم باز کنم و آن هم این است که چکار باید کرد تا یک 16 اذر سرخ و سوسیالیستی داشت و نشان داد که جنبش با تعرضات سال قبل نتنها به عقب نرفته بلکه همچنان محکم و پایداربر سر جای خودش باقی است.  اما جوهر بحث اینجاست که چگونه میتوان رهبران جدیدی به جلو صحنه  آورد وبه یک معنی 16 آذر  را توده ای و همه گیر کرد و عموم دانشجویان را به صحنه  آورد که جنبش بتواند قدرتمندانه در مقابل سرکوب جمهوری اسلامی قد علم کند. این سیاست و هدف چه مکانیسمی را میطلبد تا به موفقیت برسد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دانشجویان سوسیالیست باید سیاست نوینی پیش رو گیرند تا بتوانند بر این اوضاع که از یکطرف سرکوب عریان جمهوری اسلامی را به دنبال دارد واز طرف دیگر تلاشهای جمهوری اسلامی و دارودسته های اراذل اوباشش در دانشگاه را برای تفرقه انداختن میان صفوف دانشجویان بیثمر بگذارند.  جمهوری اسلامی همیشه سعی کرده خواستهای دانشجویان را صنفی و مختص به خودشان قلمداد کند و خواست دانشجویان آزادیخواه را سیاسی و بی ربط به خواست عموم دانشجویان نشان دهد. یا با سیاسی قلمداد کردن خواستها در واقع هزینه مبارزه را بالا ببرد و توده دانشجو را از فعالین جدا نگهدارد.  که متاسفانه در تعداد زیادی از موارد نیز موفق شده است و با این سیاست آنها را از هم جدا و نگذارد دانشجویان از خواستهای فعالین چپ دانشگاه حمایت کنند وباید جلو این روند را گرفت و نگذاشت سناریوهای سیاه جمهوری اسلامی در دانشگاه موفقیت آمیز شوند وبا ایجاد تفرقه میان دانشجویان به سرکوب آنان ادامه دهد.  در این حالت تنها چاره ای که برای دانشجویان چپ و سوسیالیست باقی میماند بسیج عموم دانشجویان پشت سر خواستهای بحق و رادیکال است که در این شرایط هم دست جمهوری اسلامی برای سرکوب بیشتر بسته خواهد شد هم اینکه سوسیالیسم و آزادیخواهی به خواست عموم دانشجویان بدل خواهد شد که میتواند موفقیت بزرگی برای فعالین دانشجو باشد. دانشجویان سوسیالیست باید عموم دانشجویان را قانع کنند که خواست انها خواست تمامی دانشجویان است. اینکه بهداشت در دانشگاه وجود ندارد، اینکه دانشگاه از امکانات گرمایی لازم برخوردار نیست، اینکه باید احضار دانشجویان به کمیته های انظباتی به هر دلیلی باید قطع شود وغیره وغیره  خواست  هممه دانشچویان است واین را هم باید به یاد آنها بیاورند که پرچم همه این خواستها را دانشجویان سوسیالیست و آزادیخواه و برابری طلب بلند کرده اند و این پرچم باید به پرچم عمومی دانشجویان بدل شود.  دانشجویان باید دریابند که خواستهایشان با خواست "آزادی  وبرابری" و "سوسیالیزم یا بربریت" تداعی میشود.  وراستش بعداز مرگ جریانات اصلاحات چی و تحکیم وحدتی وسر در آخور رژیم صدای دیگری غیر از سوسیالیزم و آزادیخواهی شنیده نمیشود واین رسالت بر دوش فعالین سوسیالیست دانشگاها افتاده و دست انها را میبوسد وباید به توده معترض دانشجو  خط داد  وپشت سر خواستهای رادیکال وانسانی سوسیالیستی بسیج کرد و این برگ مهمی و شاید تنها برگ برنده فعالین چپ وسوسیالیست است .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دانشجویان در این مدت باقی مانده تا   16  آذرباید تمام تلاش خود را بکار گیرند تا این سیاست را عملی کنند و محیط دانشگاه راچنان اماده کنند که 16 اذر امسال سرخ تر وسوسیالیستی تر از همیشه برگذار شود.&lt;br /&gt;به امید یک 16 اذر سرخ و سوسیالیستی&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35791168-2295393575131075964?l=ziip-jawanan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/feeds/2295393575131075964/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35791168&amp;postID=2295393575131075964&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/2295393575131075964'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/2295393575131075964'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/2008/11/16.html' title='16 آذر سوسیالیستی'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35791168.post-4519861749485987476</id><published>2008-10-22T16:54:00.002+03:30</published><updated>2008-10-22T16:55:15.859+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='نوید مینائی'/><title type='text'>نگاهی به اعتراضات دانشجویان</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;نوید مینائی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;مقدمه:&lt;br /&gt;اعتراضات و فعالیت های دانشجویی را می شود از جنبه تاریخی، موضوعی و غیره مورد بررسی قرار داد. اینجا قصد بررسی تاریخی ندارم بلکه ابتدا می خواهم نگاهی به موضوعات اعتراضات دانشجوبان داشته باشم. آن چیزهایی که دانشجویان برایش اعتراض می کنند، آنان را به میدان می کشد و باعث می شود علیرغم تمام سرکوبگری های حکومت اسلامی باز به میدان بیایند و خواهان تغییر در آن موضوع خاص شوند. در واقع این نوشته تلاشی است در پیدا کردن موضوعاتی که توده دانشجو را به میدان می کشد. این که توده دانشجو به چه چیزهایی عکس العمل نشان می دهد و حول چه موضوعاتی میتواند سازمان یابد.&lt;br /&gt;به نظر من در حال حاضر موضوعات بسیار زیاد و متفاوتی در هر عرصه از زندگی در ایران هستند که می توانند و فی الحال موضوع اعتراض هستند و جنبش های اعتراضی حولشان شکل گرفته. اعتراضات در دانشگاه ها یا چیزی که با یک درجه تخفیف به آن می گوییم اعتراضات دانشجویی در ادامه و بستر اعتراضات اجتماعی ست که در بیرون دانشگاه در جریان است. ضدیت با زن و مردسالاری، که در دانشگاه به صورت گزینش جنسیتی و بومی گزینی و انواع مشکلاتی که به خصوص از طرف نهاد های حکومتی در دانشگاه برای دختران به وجود می آید، فقر و مشکلات اقتصادی که گریبان همه جامعه را گرفته یکی از آثارش در دانشگاه باعث عدم تخصیص امکانات به دانشگاه ها و افت شدید سطح علمی و آموزشی و رفاهی در دانشگاه ها می شود، اعمال فرهنگ اسلامی و عقب مانده شرقی که باعث تفکیک جنسیتی کلاس ها جدا کردن سرویس ها و اعمال محدود در رابطه بین دختران و پسران می شود. سرکوب عمومی در جامعه برای برقرار ماندن جمهوری اسلامی که به همه اینها شدت بیشتری می دهد و مسئله دستگیری و کلا "دانشجوی زندانی"، تعلیق از تحصیل و ایجاد مانع برای ادامه تحصیل دانشجویان فعال را ایجاد کرده است. این ها فقط نمونه هایی از مشکلات دانشجویان در دانشگاه هاست ولی عمده ترین آنها هستند و حول هر کدام اعتراضات زیادی شده است.&lt;br /&gt;همانطور که اشاره کردم همه اعتراضات در دانشگاه ها بر بستر یک اعتراض عمومی تر و با تکیه به قدرت آن در جامعه در جریان هستند. در جاهای دیگر دنیا هم حتما اعتراض برای مثلا کاهش شهریه یا سایر مشکلات در دانشگاه ها در جریان باشد، ولی تفاوت عمده و تعیین کننده این اعتراضات با نمونه های مشابهش در ایران وجود زمینه اجتماعی برای آن اعتراض مشخص در ایران است. یعنی وجود یک جنبش قوی معترض و آماده و مترصد برای پایان دادن به همه مشکلات به جنبش سرنگونی.&lt;br /&gt;در ادامه این مقاله سعی می کنم لیستی از اعتراضات دانشجویان را مورد بررسی قرار دهم. لیستی از مواردی که دانشجویان در عرض سه یا چهار سال گذشته فعالانه برای تغییرشان تلاش و مبارزه کرده اند. این مبارزات گاه موفق بوده، گاه شکست خورده و گاه به بیراهه کشانده شده است. باید زمینه های این اعتراضات تحلیل شوند و سیاست ما در آن مورد بیان شود. مثلا ریشه جداسازی جنسیتی که در واقع بخشی از آپارتاید جنسی اعمال شده در جامعه و دانشگاه است کجاست و برای حل این مسئله چه باید کرد و در واقع راه حل ریشه ای این معضلات چیست. در واقع تلاش من این است که نشان دهم معضلات و مشکلات موجود در دانشگاه مسائلی در هم تنیده و به هم مربوط هستند که ریشه در مشکلاتی دارند که جمهوری اسلامی برای جامعه ایران به وجود آورده و راه برون رفت از آن نه تنها سرنگونی جمهوری اسلامی بلکه ریشه ای تر از آن برقراری جامعه ایی مبتنی بر آزادی و برابری است.&lt;br /&gt;نیروهای موجود در صحن سیاسی دانشگاه:&lt;br /&gt;در دانشگاه هم مثل بیرون آن دو جنبش عمومی برای در دست گرفتن عرصه اعتراضات تلاش و مبارزه می کنند. جریان های چپ و سوسیالیست و نیروهای راست. در واقع جریانات موجود در دانشگاه شامل طیفی از کمونیسم کارگری تا انواع راست حکومتی و غیر حکومتی است. مسئله اینجاست که هر کدام از این گرایشات تا چه حد توانسته اند در میان توده دانشجو اتوریته کسب کنند، چه قدر توانسته اند افق و آرمان شان را به توده دانشجو عرضه کنند و کاری کنند که توده دانشجو پرچم آن را بلند کند و به عنوان پرچم و پلاتفرم خود، آن را بپذیرد. مثلا چپ و سوسیالیسم در دانشگاه چقدر توانسته حرف دل توده دانشجو را بزند و توده دانشجو متقابلا این چپ و سوسیالیسم را به رهبری و آلترناتیو خود پذیرفته است. راست از انجمن های اسلامی و تحکیم وحدت گرفته تا دانشجویان لیبرال و غیره چقدر موفق بوده اند. اینجا باید توازن قوی و رانت های حکومتی برای جریانات راست را نیز در معادلات وارد کنیم. این بررسی اما در این مقاله به عنوان یک تحلیل به کمک ما می آید تا راه حل واقعی و پیشنهادی مان را بهتر بشناسیم و بتوانیم حول آن فعالیت ها مان را سازمان دهیم.&lt;br /&gt;جریانات راست به همان اندازه که توانسته اند از حکومت فاصله بگیرند و یا ژست فاصله داشتن را نشان دهند به همان اندازه به توده دانشجو نزدیک شده اند البته این فاصله از حکومت تنها یک فاکنور برای نزدیکی و احاطه به اعتراضات دانشجویان است. نیروهایی مثل سازمان مجاهدین خلق هستند که شدیدا سرنگونی طلب هستند ولی از آنجایی که در جامعه از اقبالی برخوردار نیستند به همان درجه در دانشگاه هم آینده ایی ندارند. این را در پرانتز اضافه کنم که گرچه بخشی از جامعه از دانشگاه وارد جامعه می شود، ولی گرایشات سیاسی از جامعه وارد دانشگاه می شوند و در واقع دانشگاه به عنوان نمایشگر سطح اعتراضات جاری در جامعه عمل می کند و از جامعه بیشتر تاثیر می گیرد تا تاثیر گذار باشد.&lt;br /&gt;انجمن های اسلامی و تحکیم وحدت و کسانی که اسم بی مسمای لیبرال را بر خود گذاشته اند شناخته شده ترین نیروهای راست موجود در دانشگاه هستند. این نیروها اساسا خواهان تغییردر ساختارهای اجتماعی، براندازی حکومت و یا حتی ایجاد تغییرات اساسی در حکومت نیستند. راه حل هایشان اساسا مذاکره با حکومتی ها (به خصوص بخشی از حکومت که به آنان نزدیک هستند و در واقع یک هدف را دنبال می کنند و اینان شاخه دانشجویی آنان محسوب می شوند)، همین طور توسل به مراجع تقلید و خلاصه در چهار چوب وضع موجود هستند. جایی که به نیروی توده دانشجو متوسل می شوند در واقع می خواهند برای بخش دیگر حکومت قدرت نمایی کنند و به اصطلاح سیاست شان فشار از پائین و چانه زنی از بالاست تا به اهداف شان برسند.&lt;br /&gt;طیف راست به دنبال راه حل اساسی برای مشکلات دانشگاه نیست چرا که اساسا مشکلش با مشکل توده دانشجو یکی نیست. به دنبال جایگاه مناسب تری در ساختار حکومت فعلی می گردد و از اعتراضات موجود و قدرت توده دانشجو در این راستا می خواهد استفاده کند. رادیکال شدن و چپ شدن اعتراضات و مطالبات در دانشگاه و جامعه البته این گرایش را مجبور می کند به چپ نزدیک شود و به زبان چپ حرف بزند ولی این نزدیک شدن در اثر فشار اعتراضات است و در واقع سیاستی است برای مهار و به راست کشیدن اعتراضات جاری. مثلا طرح جداسازی جنسیتی اصولا نباید مسئله و مشکل نهاد "انجمن اسلامی" باشد، ولی می بینیم انجمن اسلامی هم گاهی به این امر اعتراض می کند. این نشان دهنده فشار چپ و توده ای شدن مطالبات ضد مذهبی در جامعه و دانشگاه است. اگر انجمن اسلامی به جدا سازی جنسیتی برخورد اعتراضی نکند خود را در کنار بسیج دانشجویی می بیند در حالیکه این گرایش برای رسیدن به اهدافش و با توجه به جایگاهش در توازن قوای سیاسی حکومت و جامعه نیاز دارد اعتراضات اجتماعی را کنترل و تا جایی که می تواند مهار و منحرف کند و به عنوان برگ برنده خود در مقابل جناح دیگر حکومتی از آن استفاده کند.&lt;br /&gt;این نیروها با شکست دوم خرداد و خاتمی در عرصه اجتماعی، شانس شان برای رهبری اعتراضات اجتماعی و همین طور در دانشگاه به شدت کم شده است. هنوز ته مانده محفل هایی که با خاتمی خود را تعریف می کنند موجودند و هر از چندگاهی به محافل خود دعوتش می کنند ولی گذشته از این محافل سیاست عمومی انجمن های اسلامی اصلاح و نگه داشتن همین حکومت است، و این بزرگ ترین نقطه ضعف این نیروهاست. این نیروها دقیقا به خاطر شکست و عبور جامعه از خاتمی و اصلاحات و قوت گرفتن جنبش سرنگونی در مقابل جنبش اصلاحات، برای بقای خود نمی توانند سیاست اصلی شان را، هدف و آرمانشان را دقیقا و بی دغدغه دنبال کنند و باید به دنبال جنبش سرنگونی بدوند و مدام تلاش کنند آن را منحرف کنند.&lt;br /&gt;این گرایشات با توجه به نزدیکی و خویشاوندی سیاسی شان با جناح خامنه ای و احمدی نژاد، توانسته اند امکانات وسیع و چتر امنیتی مناسب تری نسبت به دیگران داشته باشند. شبکه خبر رسانی ، دفاتر رسمی و برگزاری انتخابات و تشکیل انجمن هایشان به طور علنی، هر چند طی یک سال گذشته مورد هجوم حکومت قرار گرفته است ولی هنوز نسبت به جریانات دیگر بسیار با امکانات تر هستند. این امکانات در عرصه عمل نقشی بسیار مهم بازی می کنند.&lt;br /&gt;در ادامه مطلب به بررسی نیروهای چپ موجود در دانشگاه و اعتراضات جاری در دانشگاه می پردازیم.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35791168-4519861749485987476?l=ziip-jawanan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/feeds/4519861749485987476/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35791168&amp;postID=4519861749485987476&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/4519861749485987476'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/4519861749485987476'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/2008/10/blog-post_1652.html' title='نگاهی به اعتراضات دانشجویان'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35791168.post-1377366117856674625</id><published>2008-10-22T16:52:00.000+03:30</published><updated>2008-10-22T16:53:46.343+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='نوشین آزادی'/><title type='text'>جملات ماندگار!!!</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;نوشین آزادی- اصفهان&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;مروری بر سخنان حکیمانه مسئولین جمهوری اسلامی : جالب است بدانید این سخنان بدون هیچ گونه تغییری در اینجا آورده شده و هیچگونه طنزی در کار نیست.&lt;br /&gt;رادان: "قرار گرفتن چکمه بر روی شلوار به دلیل نشان دادن بخشی از برجستگی بدن از مصادیق شرع است و تبرج به حساب میآید."&lt;br /&gt;جوادی آملی: " دانشمندان فیزیک، شیمی، بارانشناسی و زمین شناسی بدون پسوند اسلامی نفهمند."&lt;br /&gt;شکوفه گلخو، رییس دانشگاه الزهرا: "بدحجابی زنان موجب فعال شدن غده هیپوفیز مردان در تولید مثل میشود."&lt;br /&gt;امام جمعه شیراز: "گرانی خانه باعث شد جوان پاک ما به جای مسکن، دوست دختر و دوست پسر بگیرند."&lt;br /&gt;حسنی، امام جمعه ارومیه: " اگر فرد مشرکی را وقتی فهمیدیم که واقعاً مشرک شده، باید او رابسوزانیم؛ اگر با گلوله هم بود اشکالی ندارد."&lt;br /&gt;قرائتی: " ما آخوندها همیشه مثل گاز اشک آور عمل می کنیم؛ فقط بلدیم گریه مردم را در آوریم."&lt;br /&gt;احمدی نژاد: " ما یک کشور آزاد هستیم."&lt;br /&gt;حسین مرعشی: " احمدی نژاد نه فقط معجزه هزاره سوم، که معجزه هزاره چهارم هم هست."&lt;br /&gt;امام جمعه تبریز: "علت زلزله اخیر تبریز، اظهارات اعلمی نماینده تبریز در مورد سیدالشهدا بود."&lt;br /&gt;خزعلی: "حجاب موجب بالا رفتن معدل دانشجویان میشود."&lt;br /&gt;احمدی نژاد : " در ایران همجنسگرا نداریم."&lt;br /&gt;امینی ، امام جمعه قم :" سنگسار باید علنی باشد."&lt;br /&gt;احمدی نژاد :" ایران قدرت اول جهان است."&lt;br /&gt;حسنی :" اگر مومنین غسل جمعه را انجام ندهند مشکلات کمبود گاز مرتفع می شود."&lt;br /&gt;حسنی در نماز جمعه ، چگونگی خواستگاری نرجس خاتون برای امام حسن عسگری ! توسط پیامبر که در عالم خواب صورت گرفت را توضیح داد.&lt;br /&gt;وزیر مسکن :" ساکنان شهرهای بزرگ امیدی به خانه دار شدن نداشته باشند."&lt;br /&gt;وزارت اطلاعات :" سنجابهای جاسوس در مرز دستگیر شدند."&lt;br /&gt;احمدی نژاد : نفت را سر سفره مردم می آوریم ، … بعد از انتخابات : " نفت خوردنی نیست که سر سفره ها بیاوریم."&lt;br /&gt;الهام ، سخنگوی ( وقت ) دولت :" نفت را سر سفره مردم نمی آوریم ، بوی بد می دهد."&lt;br /&gt;مسئولین نیروی انتظامی در ملاقات با یک گروه از وزارت کشور آلمان آمادگی خود را برای تامین امنیت بازیهای جام جهانی ( در آلمان ) اعلام کردند.&lt;br /&gt;اسماعیل ططری ، نماینده سابق کرمانشاه :" آلمانی ها اگر بشر بودند یک زن رقاص رئیسشان نمی شد."&lt;br /&gt;احمدی نژاد :" اینها …. به اندازه بزغاله هم از دنیا فهم و شعور ندارند."&lt;br /&gt;علی لاریجانی در جریان رسیدگی به پرونده هسته ای ایران :"با شکلات راضی نمی شویم."&lt;br /&gt;لاله افتخاری ، نماینده مجلس ( مسجد ) شورای اسلامی :" در سرزمین اسلامی نباید یک مریض زن بدست نامحرم مداوا شود."&lt;br /&gt;شکراله عطارزاده ، نماینده مجلس ( مسجد) هفتم : کوندالیزا رایس یک پیر دختر امریکایی ولگرد است که ناکامی های جنسی وی موجب عقده شده است."&lt;br /&gt;سخنگوی دولت ، پس از تصویب لایحه بودجه : " دولت مسئول گرانیهای سال آینده نخواهد بود."&lt;br /&gt;وزیر کشور ( در مورد انتخابات ) :" آنقدر که به فکر آفتابه لگن هستیم به فکر تقویت محتوای برنامه ها نیستیم."&lt;br /&gt;احمدی نژاد : " امریکا به ایران حمله نمی کند چون من مهندسم و مسائل را تحلیل می کنم."&lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35791168-1377366117856674625?l=ziip-jawanan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/feeds/1377366117856674625/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35791168&amp;postID=1377366117856674625&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/1377366117856674625'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/1377366117856674625'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/2008/10/blog-post_6569.html' title='جملات ماندگار!!!'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35791168.post-5309014284554263661</id><published>2008-10-22T16:46:00.002+03:30</published><updated>2008-10-22T16:47:01.197+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ایمان شیرعلی'/><title type='text'>مارکس قدم میزند!</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;ایمان شیرعلی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;a href="http://mail.google.com/mail/?ui=2&amp;amp;ik=c5c7400a5d&amp;amp;view=att&amp;amp;th=11d08f33ab6d9dcd&amp;amp;attid=0.1&amp;amp;disp=inline" target="_blank"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;فقط بر تی شرت این دختر جوان نیست که مارکس با آن نگاه نافذش به شما نگاه میکند و با آرامش در خیابان قدم میزند. موضوع از این جدی تر است.&lt;br /&gt;این روزها همه جا صحبت از بحران مالی آمریکاست که گریبانگیر دیگر کشورها نیز شده. دولت های مختلف مبالغ نجومی تحت عنوان " نجات ملی" برای کمک به بانکها و موسسات مالی رو به ورشکستگی در نظر گرفته اند. کشور آلمان نیز از این امر مستثنی نیست. در حالی که مهندسین افکار تحت عنوان کارشناسان اقتصادی هرروزه در رسانه های مختلف و میزگردهای تلويزيونی سعی دارند این بحران مالی را با طمعکاری افرادی چند و عدم کنترل کافی دولتها بر سرمایه گذاری و معالات بانکی توجیه کرده در بهترین حالت تقصیر را گردن نئو لیبرالیسم بیاندازند، خبری متفاوت نظر مرا به خود جلب کرد.&lt;br /&gt;عنوان خبر به این شرح بود: " مارکس دوباره خواهان دارد"!&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;a name="0.2_graphic03"&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;مضمون این خبر به این شرح است:&lt;br /&gt;"طی بحران مالی اخیر نقد کارل مارکس به کاپیتالیسم دوباره مورد توجه اذهان قرار گرفته. مدیر مسئول انتشارات کارل ـ دیتس که از ناشربن آثار مارکس و انگلس در آلمان به شمار میرود طی مصاحبه ای با روزنامه NRZ با اذعان به این امر که " مارکس دوباره مد شده" اضافه کرد: ... به طور مثال فروش جلد اول کتاب کاپیتال در دوره اخیر نسبت به سال 2005 سه برابر بوده است. وی تصریح نمود : خوانندگان این اثر را اکثرا جوانان آکادمیکی تشکیل میدهند که واهی بودن خوشبختی به روش نئولیبرالیستی برایشان مسجل شده. این ناشر که از فروش بیش از 1500 جلد کتاب کاپیتال از ابتدای سال میلادی تاکنون خبر میداد پیش بینی کرد روند صعودی خرید آثار مارکسیستی با سرعت بیشتری ادامه خواهد یافت..."&lt;br /&gt;لازم به ذکر است این خبر به سرعت در اکثر رسانه های مهم آلمان منعکس شده.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نگاه واقعبینانه ای به ساختار سیاسی ـ اجتماعی جوامع اروپایی نشان میدهد با وجود رو به زوال گذاردن تبلیغات جنگ سردی و حملات گسترده به آرمان آزادی خواهی و برابری طلبی پس از سقوط دیوار برلین و علیرغم توجه دوباره این جوامع خصوصا جوانان به ایده های مارکسیستی ، کمونیسم هنوز به عنوان یک وزنه سیاسی این جوامع به شمار نمیرود. دلیل آن عدم حضور احزاب کمونیست کارگری در این جوامع است. احزابی که به عقیده من، در همین فضای موجود و همین امروز قادر به کارهای بزرگی می بودند. احزابی از جنس حزب خودمان با کادرها و اعضایی از نوع خودمان.&lt;br /&gt;در ایران اما وضع به این شرح نیست. دو تفاوت عمده وجود دارد. جامعه ایران هیچگاه مانند جوامع غربی هدف بمباران تبلیغاتی علیه سوسیالیسم قرار نگرفته برعکس امروزه شاهد عروج آزادی خواهی وبرابری طلبی در ایران هستیم. مهمتر از این حضور سیاسی ـ اجتماعی حزب کمونیست کارگری در ایران است. این حزب را با هیچ ترفند و تریکی نمی توان از محاسبات سیاسی ایران حذف کرد. این حزب خاصیتا مهر خود را بر همه تحولات سیاسی ـ اجتماعی جامعه میکوبد.&lt;br /&gt;بحرانهای سرمایه داری سکانسهایی هستند که در آنها شبح سوسیالیسم خواه ناخواه احضار میشود. پیروزی سوسیالیسم در ایران اما به این شبح کالبدی میدهد و آنرا به اصلی ترین پروتاگونیستهای سیاست در جهان بدل میسازد.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35791168-5309014284554263661?l=ziip-jawanan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/feeds/5309014284554263661/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35791168&amp;postID=5309014284554263661&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/5309014284554263661'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/5309014284554263661'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/2008/10/blog-post_22.html' title='مارکس قدم میزند!'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35791168.post-6340488034617030301</id><published>2008-10-16T12:23:00.001+03:30</published><updated>2008-10-22T16:47:30.575+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ایمان شیرعلی'/><title type='text'>حزب را نشان دهیم</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;ایمان شیرعلی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;a href="http://mail.google.com/mail/?ui=2&amp;amp;ik=c5c7400a5d&amp;amp;view=att&amp;amp;th=11cdf56a73f3e1ca&amp;amp;attid=0.2&amp;amp;disp=inline" target="_blank"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;به جرأت میتوان جمهوری اسلامی را منفورترین رژیم تاریخ دانست. دول بورژوایی همیشه وظیقه شان سرکوب و در انقیاد نگه داشتن کارگران و مردم زحمتکش بوده است. اما آنچه رژیم اسلامی طی سی سال حکومت خود به نمایش گذاشته فرای نسل کشی و جنایت علیه بشریت بوده است. از این رو اینکه مردم خواستار سرنگونی رژیمند نیازی به غیب گویی ندارد. سوالی که ممکن است مطرح شود اینست که چرا این امر تابحال به وقوع نپیوسته. پاسخ این سوال را میتوان به بهترین وجه در گفته های بینندگان تلویزیون کانال جدید جست. پاسخی کوتاه اما کلیدی : «رهبر نداریم!»&lt;br /&gt;جامعه بدرست تشخیص داده که برای سرنگونی انقلابی رژیم اسلامی نیاز به رهبر دارد. رهبری سیاسی که جامعه حول و تحت سازماندهی آن متحّد و یکپارچه شود. حال آنکه که این رهبری اینبار و بر خلاف سال 57 حی و حاضر است ! به عقیده من حلقه گمشده زنجیر انقلاب رجوع کلکتیو جامعه به این رهبریست!&lt;br /&gt;با نگاهی به تاریخ تحولات سیاسی بیست سال گذشته ایران، بدون نیاز به تحلیل و توضیح خاصی، حزب کمونیست کارگری همواره با ظرفیت و توان این رهبری حضور داشته. در هر عرصه ای از مبارزه علیه رژیم اسلامی این حزب مهر خود را کوبیده. در هر زمینه ای حرف آخر را حزب زده و میزند. از اعتراضات کارگری گرفته تا جنبش دانشجویی، از برگزاری روز زن گرفته تا روز جهانی کودک ، از مبارزه علیه سنگسار و اعدام گرفته تا دفاع از حق پناهندگی همه جا حضور حزب چه مستقیم و چه با تبدیل شدن خطوط حزب به شعارها و قطعنامه های این تجمعات قابل رؤیت بوده است. اتمسفر صحنه سیاسی جامعه طی این سالها بشدت از حضور حزب تاثیر گرفته. امروز دیگر نه تنها لزومی برای "اثبات برادری" حزب نزد مردم وجود ندارد بلکه مرزبندی با آرمانهای این حزب مواجهه مستقیم با خواستها و مطالبات مردم محسوب میشود. اینها همه هست ولی آنچه که کم است حزبیت است. یعنی متحزب شدن و سازمان یافتن مردم حول حزب کمونیست کارگری است. از این رو حزبیت امروز بیش از هرچیز حائز اهمیت است. این که جامعه تا چه حد در امر سرنگونی موفق باشد منوط است به میزان رجوع مردم به حزب. هر شهروند ایرانی باید حزب را ظرف مبارزه خود علیه رژیم اسلامی بداند. حزب برای همین منظور تاسیس شده.&lt;br /&gt;تلاش برای القا این واقعیت به جامعه ضروریست. حزب گریزی ناشی از زندگی تحت حاکمیت دیکتاتوری اسلامی و قبل از آن دیکتاتوری آریامهری سدی مقابل رجوع میلیونی صفوف مردم به رهبر خود بشمار میرود. هنوز در بخشی از جامعه وابسته به هیچ گروه وسازمانی نبودن حُسن محسوب میشود. ما باید حزبیت را جایگزین این فرهنگ کنیم. در اینصورت به عقیده من این تنها حزب کمونیست کارگریست که با حضور میلیونی مردم در صف خود مواجه میشود. باید بر طبل حزبیت بکوبیم. به هرکس که علیه نابرابریست، به هرکس که مخالف اعدام و سنگسار است، به هرکس که زن است و نمیخواهد برده باشد، به هرکس که همجنسگراست و میخواهد این فقط به خودش مربوط باشد، به هرکس که به کار ارزان و بی حقوق اعتراض دارد، به هرکس که از نکبت اسلامی به ستوه آمده، به هرکس که نمیتواند به چشمان کودکان کار و خیابان نگاه کند بدون اینکه اشک در چشمانش حلقه بزند و بالاخره به هر کس که سوسیالسیست است و همه آزادی و برابری را میخواهد باید حزب کمونیست کارگری را نشان دهیم. باید حزبیت را جلوی چشم مردم بگیریم و بر مقبولیت آن تأکید کنیم. جامعه باید بداند بدون این حزب کلاهمان پس معرکه است. جامعه بدون رهبری حزب کمونیست کارگری بر روی پله آخر سرنگونی طلبی درجا میزند. تعارف و بدهکارمنشی را باید کنار گذاشت. حزب کمونیست کارگری تنها شانس جامعه ایران برای سرنگونی انقلابی رژیم اسلامیست. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35791168-6340488034617030301?l=ziip-jawanan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/feeds/6340488034617030301/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35791168&amp;postID=6340488034617030301&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/6340488034617030301'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/6340488034617030301'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/2008/10/blog-post_16.html' title='حزب را نشان دهیم'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35791168.post-8854360441038069848</id><published>2008-10-10T07:31:00.000+03:30</published><updated>2008-10-10T07:32:09.154+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ایمان شیرعلی'/><title type='text'>پرورزیون اسلام</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;ایمان شیرعلی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;مذهب بخشی از تاریخ بشریست. تاریخی که به گفته مارکس تاریخ  مبارزه طبقاتیست. در متن این تاریخ طبقاتی مذاهب همواره یکی از ستون های ثابت حاکمیت طبقه حاکم بوده اند. تاریخ مذهب تاریخ ننگ و جهل است. شنیع ترین جنایات تاریخ بشری مهر مذهب بر خود دارند. این تفکر که گویا بطور مثال اسلام برای 1400 سال پیش " حرفهای خوبی میزده" به هیچ عنوان قابل قبول نیست. مذاهب هیچگاه نقش مثبتی در تکامل بشر بازی نکرده و نمی کند. لیکن آنچه امروز در قالب اسلام شاهد آن هستیم فراتر از نقش کلاسیک مذهب بوده و پیشتر جنبشی سیاسیست با اهداف و منافع مشخص. جنبشی که ماتریال انسانی آن قربانیان آنند. پیش ازهمه کودکان و زنان جوامع اسلامزده. جنبشی که روی سنگسار و ختان الاناث و روی برقه و حجاب بنا شده امروز بیش از هر حادثه طبیعی ، بیش از هر جنگ و آتش سوزی و بیش از هر بیماری ناعلاجی از نسل بشر قربانی میگیرد. هر ثانیه میلیون ها کودک مورد آزار روحی و جسمی اسلامی قرار میگیرند. صدها میلیون زن با هر دمی درد و با هر بازدمی ذلّت تنفس میکنند. اگر شانس بیاورند زودتر به " آرامش ابدی" میرسند. جنگ جهانی دوم اگر 55 میلیون کشته به جای گذاشت رقم قربانیان اسلام بی شک از مرز میلیارد عبور میکند. برای زنی که در یک کشور اسلام زده دیده به جهان گشوده چیزی به نام مرگ طبیعی وجود ندارد چرا که برای او زندگی وجود ندارد.&lt;br /&gt;پاسخ دولتهای غربی به پرورزیون  اسلام چیست؟ « فرهنگ خودشان است!  بگذارید این طفلکی ها آزادی پوششان را داشته باشند» حجاب را میگویند، حتی حجاب کودک را. به دیگر جنایات که حتی" چپ ترین "هایشان اشاره هم نمی کنند.&lt;br /&gt;باید خودمان دست به کار شویم ! باید به مصاف اسلام رفته مغلوبش سازیم. باید با سرتاپای آن نبرد کنیم. عملی ترین تحمیل شکست به این مومیایی متعفن، سرنگونی جمهوری اسلامی ایران، این شاهرگ اسلام سیاسیست. با این مهم نه فقط کودکان و زنان ایران را از زیر ضرب این وحشیان بیرون میکشیم بلکه قدم بزرگی برای کوتاه کردن دست اسلام در جهان برداشته ایم. از همین امروز میتوان و باید مذهب زدایی کرد. باید علیه اسلام اعلام جرم کرد. باید صدای اعتراض خود را به گوش جهان رساند. باید همه را مجبور کنیم در مقابل این جنایات موضع بگیرند. در محیط زندگی خودمان باید شروع کنیم. هنوز در استانهای لرستان، کردستان ، خوزستان ، هرمزگان ، بندر کنگ ( در این بندر بیش از 70 درصد دختران) و مناطق دیگر ایران دختران ختنه میشوند. باید جلوی شکنجه در روز روشن را بگیریم. حول اینگونه اعتراضات باید برای سرنگونی رژیم اسلامی این بانی تمام مصائب جامعه متحد شویم. مهمتر از همه باید همین امروز به صفوف حزب کمونیست کارگری بپیوندیم که به عنوان تنها نیروی قابل اتکا عزمش را برای نمایندگی و رهایی بشریت جزم کرده.      &lt;br /&gt;        &lt;br /&gt;    &lt;br /&gt;           &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35791168-8854360441038069848?l=ziip-jawanan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/feeds/8854360441038069848/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35791168&amp;postID=8854360441038069848&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/8854360441038069848'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/8854360441038069848'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/2008/10/blog-post.html' title='پرورزیون اسلام'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35791168.post-8108402121675428380</id><published>2008-09-30T22:38:00.001+03:30</published><updated>2008-09-30T22:40:17.280+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='نوید مینائی'/><title type='text'>در این بحث شرکت کنید! در حاشیه " دانشگاه و دانشجویان کمونیست"</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;نوید مینائی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;کامران مزین در شماره ۳۶۹ سعی کرده است وظایف و چشم اندازهای دانشجویان کمونیست، همچنین خط قرمزهایی برای تعیین این گرایش در دانشگاه ها به دست دهد. من به نوبه خود از این بحث استقبال می کنم و امیدوارم تعداد هر چه بیشتری از رفقا در این بحث دخالت کنند. این بحث می تواند به تدقیق خطوط فعالیت سازمان جوانان را نیز کمک کند.&lt;br /&gt;در ابتدا باید شمای دقیقی از اعتراضات دانشجویان و نقش و تعیین کنندگی دانشجویان چپ داشته باشیم. البته قصد این نوشته وارد شدن به نقش و جایگاه چپ در اعتراضات یک ساله اخیر دانشگاه نیست بلکه اینجا فقط می خواهم وارد بحث شوم و نکاتی را که در مورد نوشته کامران دارم بگویم.&lt;br /&gt;کامران در شمایی که از اعتراضات دانشجویی در یکسال اخیر می دهد بعضی نکات را فراموش کرده است. کامران می نویسد " آنچه از تاریخ سال گذشته چپ در دانشگاه به عنوان تحلیل بیرون می آید نشان از یک جریان قوی تا شانزده آذرمیدهد که در ادامه یک رکود نسبی در فعالیت و کار دانشجویان کمونیست به دنبال دستگیریهای بعد از ۱۶ اذررا نشان میدهد."&lt;br /&gt;چند نکته اینجا هست اول اینکه بعد از ۱۶ اذر دانشگاه به هیچ وجه دچار رخوت و رکود نبود بلکه توده ای ترین و وسیع ترین اعتراضات دانشجویان را شاهد بود. اعتراضات چند روزه کوی دانشگاه، اعتراضات دانشجویان شیراز، دانشکده های فنی، دانشگاه سهند و تربیت معلم از نمونه های بسیار گسترده و پی گیر و نسبتا موفق اعتراضات دانشجویان است. گرچه کامران می گوید "رکود نسبی در فعالیت دانشجویان کمونیست" ولی نکته ای که مطرح می شود نگرش کامران به دانشجویان چپ است. ظاهرا منظور کامران از دانشجویان چپ فعالین رسمی و با اسم رسم چپ در دانشگاه هاست. ولی مفهوم فعال چپ به نظر من گسترده تر از این تعریف است. دانشجویانی که برای برچیدن قوانین اسلامی از دانشگاه شیراز رئیس دانشگاه را مجبور کردند معذرت خواهی کند یا بعد از آن سایر مطالیاتشان را گرفتند، دانشجویانی که در تربیت معلم چندین روز سرسختانه در مقابل انواع تهدید ها و اتهامات مقاومت کردند، دانشجویان دانشکده های فنی که اعتراضشان را به خیابان کشاندند و گسترده ترین تجمعات را سازمان دادند و یا دانشجویان کوی دانشگاه که درست بعد از سرکوب روز دانشجو خیابان را محل اعنراض خود کردند و سایر اعتراضات دانشجویی راست نیستند. اینها چپ جامعه و چپ دانشگاه است که تعرض می کند. نه به هیچ مرجع تقلیدی دخیل بسته و نه به رای زنی و چانه زنی از بالا دل خوش کرده است، بلکه به اعتراض توده ای و نیروی متشکل خود برای رسیدن به اهداف و مطالباتش متکی ست. شاید چپ بودنش هنوز باید آگاهانه تر بشود ولی نمی شود این ها را از چپ دانشگاه و جامعه خط زد چرا که جزء گروههای شناخته شده چپ نیستند. در هر صورت این بحث مفصلتر است اما تا همین جا دید من از چپ و اعتراضات دانشجویی با دید کامران متفاوت است و من در آن فاصله زمانی چپ را غیر فعال نمی دانم.&lt;br /&gt;نکته بعدی خط قرمزهاییست که کامران برای فعالین چپ ترسیم می کند است که من با آن مشترک نیستم. کامران می گوید " پاسیفیسم ,سازش با جمهوری اسلامی و جریانات راست, ایثار گرایی, شعارهای ناسیونالیستی و مذهبی و دفاع از جنگ و مخالفت ناسیونالیستی با امپریالیسم خط قرمز مبانی کمونیستی و دفاع از کارگران و زنان و کودکان و دفاع از سکولاریسم و ازادی بیان خطوطی است که امروزه یک کمونیست را در دانشگاه و جاهای دیگر متمایز میکند. "&lt;br /&gt;به نظر من اینها هنوز فعال چپ را از بقیه جدا نمی کند. به این لیست خیلی چیزهای دیگر می شود اضافه کرد ولی آزادی خواهی و برابری طلبی نقش مهم و برجسته ای دارد. امروز دیگر آزادی خواهی و برابری طبیی بدون متحزب بودن هم معنایی ندارد. اگر آزادی خواه و برابری طلب باشی ولی متحزب نباشی هنوز کاری نکرده ای. به نظر من کامران نقش حزب را در خط قرمزها و پائین تر در نوشته اش کمرنگ می بیند.&lt;br /&gt;امروز تحزب کلید رفع ستم و آزادی خواهی و برابری طلبیست. اگر آزادی می خواهیم، برابری می خواهیم، اگر استثمار بد است، اگر سوسیالیسم می خواهیم باید متحزب بشویم، باید حول اتحاد بخش ترین سیاست ها متحد شویم. این اتحاد فقط حول سیاست های انسانی و آزادی خواهانه و برابری طلبانه می تواند به وجود بیاید و نیروی دانشجو و جامعه را به حرکت درآورد. اینها که برشمردم مطالبات هر کسی می تواند باشد علی الخصوص فعالین چپ چه در دانشگاه و چه خارج آن بنا بر این پیوستن به حزب و متحزب شدن در سطح اجتماعی امروز شاخص چپ بودن یعنی خواهان تغیر اساسی بودن است.&lt;br /&gt;در ادامه کامران وقتی از نقش حزب می گوید، می گوید ". خط حزب کمونیست کارگری به عنوان حزب طبقه کارگر در این راه میتواند بسیار به دانشجویان چپ کمک کند."&lt;br /&gt;من می پرسم فقط خط؟ پس خود حزب و تشکیلات و سازمانش چی؟ چرا فقط خط؟ اصلال این خط از کجا آمده است؟ چه کسی این خط را نمایندگی می کند؟ چه کسی باید جامعه را حول این خط متحد کند؟ جایگاه حزب در نوشته کامران هنوز آن جایگاه واقعی و مهم اش را ندارد. امیدوارم در نوشته های بعدی جایگاه حزب به عنوان سازمان متشکل کننده و رهبری کننده را نیز بررسی کنیم، این برای تعیین تکلیف با جمهوری اسلامی سرمایه داری ضروریست.&lt;br /&gt;من اینجا فعلا وارد توضیح وظایف مشخص فعالین چپ و دانشجویانی که می خواهند کاری کنند نمی شوم. بحث اینرا به فرصتی دیگر وامیگذارم. امیدوارم که رفقای دیگری مثل کامران وارد بحث شوند و این بحث روشن تر و دقیق تر ادامه پیدا کند. در پایان از کامران تشکر می کنم که این بحث مهم را باز کرد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35791168-8108402121675428380?l=ziip-jawanan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/feeds/8108402121675428380/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35791168&amp;postID=8108402121675428380&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/8108402121675428380'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/8108402121675428380'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/2008/09/blog-post_9277.html' title='در این بحث شرکت کنید! در حاشیه &quot; دانشگاه و دانشجویان کمونیست&quot;'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35791168.post-1591688887984480432</id><published>2008-09-30T22:37:00.001+03:30</published><updated>2008-09-30T22:40:35.461+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ژاله آزادی'/><title type='text'>دین و فرم ثبت نام!</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;ژاله آزادی- اصفهان&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هنوز چند روزی از آغاز سال تحصیلی نگذشته است که درگیری بین دانشجویان و حراست شروع شده است، به دلایل زیر پا گذاشتن قوانین!!! دانشگاه، و دقیقا از روی همان فرم تعهدنامه کذایی که به دانشجویان داده اند که امضا کنند.&lt;br /&gt;در سراسر دوران تحصیل و حتی سر جلسه امتحان، حراست دست از مزدوربازی برنمی دارد و ترم گذشته دانشجویان زیادی از ادامه دادن جلسه امتحان محروم ماندند و در اتاق رئیس دانشگاه تفتیش عقیده شدند: مگر شما مسلمان نیستید، علت اینطور پوشش چیست و هزاران سوال بی ربط دیگر..&lt;br /&gt;در فرم ثبت نام باید بنویسی چه دینی داری چون دین جزء مشخصاتی است که باید پر شود و وای به حال دانشجویی که بخواهد خط تیره بکشد! تکلیف ما دانشجویانی که نه تنها دین نداریم بلکه از مخالفان و مبارزان علیه دین و مذهب هستیم چیست؟؟ یا سکوت و یا.... .چاره ای نداریم جز اینکه دین پدران و مادرانمان را در آن بنویسیم تا بتوانیم به تحصیلمان ادامه دهیم.رژیم کثیف و دیکتاتور اسلامی ایران حتی با وجود این قوانین سختگیرانه و قرون وسطایی نمی تواند از فروپاشی خود جلوگیری کند و تمامی اینها چاهی است که به دست خود رژیم برای سقوطش در آن کنده می شود، جوانان درایران بیدارند و در کمین لحظه ای برای براندازی این حکومت کثیف اسلامی. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35791168-1591688887984480432?l=ziip-jawanan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/feeds/1591688887984480432/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35791168&amp;postID=1591688887984480432&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/1591688887984480432'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/1591688887984480432'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/2008/09/blog-post_8121.html' title='دین و فرم ثبت نام!'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35791168.post-5101119949147255010</id><published>2008-09-30T22:35:00.001+03:30</published><updated>2008-09-30T22:40:50.629+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='پارتیا پرتو'/><title type='text'>چرا شوک؟</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;پارتیا پرتو، ایران&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;این مطلب رو در ادامه مطلب هفته گذشته دوست عزیزم ژاله آزادی که در مورد برنامه شوک (که راجع به موسیقی رپ بود) با نام "شوک یا چرند" نوشته بود، نوشتم.&lt;br /&gt;اگر کمی به گذشته برنامه های صدا و سیمای جمهوری اسلامی در مورد موسیقی نگاه کنیم می بینیم در گذشته ای نه چندان دور برنامه های مشابهی البته نه در چنین سطحی راجع به موسیقی متال داشتیم و این اولین برنامه ای نیست که سعی در تخرب یک سبک موسیقی دارد. چند سال پیش که موسیقی متال در میان جوانان ایرانی گل کرده بود و طرفدارن بسیار زیادی داشت مسئولان مربوطه سعی در تخریب آن داشتند. در دو سه سال اخیر با افزایش علاقه جوانان و موج گسترده رپ فارسی که در بین جوانان و خوانندگان ایرانی افزایش پیدا کرد این بار مسئولین رو سوی خراب کردن این سبک موسیقی آوردند. اما دلیل چیست؟ و چرا صدا و سیمای رژیم به این اندازه برای تخریب یک سبک موسیقی تلاش میکند؟&lt;br /&gt;اگر به این برنامه توجه کنیم می بینیم سعی در مطرح کردن چند مسئله دارند: شیطان پرستی، اعتیاد و فساد اخلاقی. رژیم با راه انداختن چنین برنامه های سعی میکند با یک دیر دو نشان بزند. اول اینکه خانواده هایی که جوانانشان علاقه مند به این سبک هستند رو به نوعی می ترسانند و برای سرکوب جوانان از خانواده های آنان استفاده می کنند. و دوم اینکه افزایش نرخ اعتیاد رو به گردن موسیقی های غربی و رسانه های غرب می اندازند و تلاش در تبرئه خود در مورد رشد بی سابقه اعتیاد در بین جوانان دارند.&lt;br /&gt;طرح مسئله شیطان پرستی و فساد بیشتر برای تحریک اسلامی های تندرو و موافق رژیم است برای سرکوب بیشتر این جوانان بخت برگشته که تنها جرمشان علاقه به سبک خاصی از موسیقی است. حال دلیل اینکه گوش دادن به نوع خاصی از موسیقی چه ربطی با شیطان پرستی – که خود جهل اکبر و محصول گرايشات ديني متعصبانه است – دارد بماند.&lt;br /&gt;شاید هیچ روشی برای سرکوب جامعه به اندازه درگیر کردن جامعه با خود قدرتمند نباشد. و جمهوری اسلامی از این روش برای افزایش طول عمر خود استفاده میکند و سعی در فرسایشی کردن مبارزات بر ضد خود را دارد تا بگوید این مبارزات همیشه وجود داشته و دارند اما نتیجه بخش نیستند و به نوعی مخالفین خود را از ادامه فعالیت های مایوس کند. چرا که همین جوانان، کارگران و دانشجویان هستند که باید خود آینده خود را تغییر دهند و درگیر کردن آنها با چنین مسائلی آنان را از هدف اصلی که همانا سرنگون کردن رژیم است دور می کند.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35791168-5101119949147255010?l=ziip-jawanan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/feeds/5101119949147255010/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35791168&amp;postID=5101119949147255010&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/5101119949147255010'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/5101119949147255010'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/2008/09/blog-post_9347.html' title='چرا شوک؟'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35791168.post-4617023358502499197</id><published>2008-09-30T22:33:00.001+03:30</published><updated>2008-09-30T22:41:08.071+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='پارتیا پرتو'/><title type='text'>توقف هابل!</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;پارتیا پرتو&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;پس از اینکه LHC به خاطر برخی از مشکلات خاموش شد اینبار نوبت به توقف تلسکوپ هابل رسید تا روند مشکلات پیش روی علم ادامه داشته باشد. علت این مشکلات بوجود آمدن اشکال در سیستم ثبت و انتقال داده های تلسکوپ به زمین است. بخش فرمت دهنده اطلاعات کامپیوتر هابل با مشکلات اساسی روبروست و تلاش برای راه اندازی مجدد آن به ناکامی انجامید.&lt;br /&gt;بر طبق اطلاعات رسیده از ناسا ماموریت این تلسکوپ حداقل تا ابتدای سال جدید میلادی به تعویق خواهد افتاد. شاتل اتلانتیس که برای مدت 2 هفته مامورانتقال تیم روز رسانی قطعات تلسکوپ هابل را داشت، برای فرستادن نیرو های جدید تعمیراتی آماده خواهد شد. این شاتل فضایی مامور انتقال فضانوردانی بود که برای ماموریت به روز رسانی به مدت 2 سال تمرینات فشرده ای داشتند تا در مدت 2 هفته به بازسازی برخی از قطعات هابل بپردازند.&lt;br /&gt;تلسکوپ فضایی هابل در سال 1990 میلادی به فضا پرتاب شد. اگرچه چند سال اول ماموریت هابل به دلیل وجود پاره‌ای از مشکلات اپتیکی در ابزارهای آن، خیلی درخشان نبود، ولی با انجام اولین ماموریت تعمیر و رسیدگی، این تلسکوپ به وضعیت مطلوب رسید و در خدمت دانشمندان دنیا قرار گرفت و اطلاعات و تصاویر بسیار با ارزشی را ارسال کرد.&lt;br /&gt;تمامی فعاليت هاي تلسكوپ فضايي هابل توسط پایگاه های زمينی آن كنترل مي شوند. نقطه مركزي تمام عمليات ها تيم عمليات پرواز است كه در مركز پرواز فضایی گودارد واقع در مريلند، قرار دارد. در آنجا نمايشگرهاي وضعيت، بر سالم بودن هابل و بخش‌هاي آن در موقع حركت و فعاليت هاي علمي نظارت مي كنند. آنها حركت هاي هابل را با ارسال فرمان هايي از راه ماهواره به كامپيوتر تلسكوپ كنترل مي كنند. ارتباط آن ها با فضاپيما به هابل مي گويد كه چه كاري را در چه زمانی انجام دهد.&lt;br /&gt;تلسکوپ فضایی هابل مانند بسیاری از ماموریتهای فضایی موفق دیگر بیش از آنچه که پیش‌بینی می‌شد، فعالیت کرده ‌است و زمزمه‌ها دربارهٔ بازنشستگی‌اش به گوش می‌رسد. در مورد زمان پایان کار هابل و چگونگی پایان کارش حرفها متفاوتی شنیده می شود. اما تنها موضوعی که روشن است تا زمانی که تلسکوپ فضایی بعدی آمادهٔ رفتن به فضا نباشد، این اتفاق نمی‌افتد.&lt;br /&gt;پروژه تلسکوپ فضایی بعدی به نام «تلسکوپ فضایی جیمز وب» با اندازه‌ای بزرگ‌تر و قدرتی بالاتر و البته هدفهایی متفاوت در دست طراحی است.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35791168-4617023358502499197?l=ziip-jawanan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/feeds/4617023358502499197/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35791168&amp;postID=4617023358502499197&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/4617023358502499197'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/4617023358502499197'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/2008/09/blog-post_30.html' title='توقف هابل!'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35791168.post-3016375299981803881</id><published>2008-09-25T08:34:00.001+03:30</published><updated>2008-09-25T08:41:12.941+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='الیا تابش'/><title type='text'>بومی پذیری دختران! ترس حکومت اسلام از زنان!</title><content type='html'>&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:worddocument&gt;   &lt;w:view&gt;Normal&lt;/w:View&gt;   &lt;w:zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;   &lt;w:punctuationkerning/&gt;   &lt;w:validateagainstschemas/&gt;   &lt;w:saveifxmlinvalid&gt;false&lt;/w:SaveIfXMLInvalid&gt;   &lt;w:ignoremixedcontent&gt;false&lt;/w:IgnoreMixedContent&gt;   &lt;w:alwaysshowplaceholdertext&gt;false&lt;/w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;   &lt;w:compatibility&gt;    &lt;w:breakwrappedtables/&gt;    &lt;w:snaptogridincell/&gt;    &lt;w:wraptextwithpunct/&gt;    &lt;w:useasianbreakrules/&gt;    &lt;w:dontgrowautofit/&gt;   &lt;/w:Compatibility&gt;   &lt;w:browserlevel&gt;MicrosoftInternetExplorer4&lt;/w:BrowserLevel&gt;  &lt;/w:WordDocument&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:latentstyles deflockedstate="false" latentstylecount="156"&gt;  &lt;/w:LatentStyles&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;style&gt; &lt;!--  /* Font Definitions */  @font-face  {font-family:Wingdings;  panose-1:5 0 0 0 0 0 0 0 0 0;  mso-font-charset:2;  mso-generic-font-family:auto;  mso-font-pitch:variable;  mso-font-signature:0 268435456 0 0 -2147483648 0;}  /* Style Definitions */  p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal  {mso-style-parent:"";  margin:0in;  margin-bottom:.0001pt;  mso-pagination:widow-orphan;  font-size:12.0pt;  font-family:"Times New Roman";  mso-fareast-font-family:"Times New Roman";} @page Section1  {size:8.5in 11.0in;  margin:1.0in 1.25in 1.0in 1.25in;  mso-header-margin:.5in;  mso-footer-margin:.5in;  mso-paper-source:0;} div.Section1  {page:Section1;}  /* List Definitions */  @list l0  {mso-list-id:357423;  mso-list-type:hybrid;  mso-list-template-ids:-1126761382 1702765002 67698691 67698693 67698689 67698691 67698693 67698689 67698691 67698693;} @list l0:level1  {mso-level-start-at:0;  mso-level-number-format:bullet;  mso-level-text:-;  mso-level-tab-stop:111.75pt;  mso-level-number-position:left;  margin-left:111.75pt;  text-indent:-93.75pt;  font-family:"Times New Roman";  mso-fareast-font-family:"Times New Roman";} ol  {margin-bottom:0in;} ul  {margin-bottom:0in;} --&gt; &lt;/style&gt;&lt;!--[if gte mso 10]&gt; &lt;style&gt;  /* Style Definitions */  table.MsoNormalTable  {mso-style-name:"Table Normal";  mso-tstyle-rowband-size:0;  mso-tstyle-colband-size:0;  mso-style-noshow:yes;  mso-style-parent:"";  mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;  mso-para-margin:0in;  mso-para-margin-bottom:.0001pt;  mso-pagination:widow-orphan;  font-size:10.0pt;  font-family:"Times New Roman";  mso-ansi-language:#0400;  mso-fareast-language:#0400;  mso-bidi-language:#0400;} &lt;/style&gt; &lt;![endif]--&gt;        &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; font-weight: bold;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" style="color: rgb(0, 153, 0);" lang="FA"&gt;الیا تابش&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"  lang="FA" style="font-size:14;"&gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p  style="text-align: right; font-weight: bold;font-family:times new roman;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span dir="rtl"  lang="FA" style="font-size:100%;"&gt;مسئله کنکور و سهمیه بندی، یکی ازمشکلات جوانان به خصوص در این سالهای اخیر بوده است. امسال طرح بومی پذیری اعتراض بسیاری را برانگیخت که&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;و سر انجام حکومت مجبور شد&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;برای جبران اعلام کند که ظرفیت بیشتری را خواهد پذیرفت . حالا هنوز به قول معروف جوهر این تعهدشان خشک نشده طرح دیگری به مجلس ارائه شده که&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;داوطلبان دختر در دانشگاههای&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;شهری که پدر و مادر یا همسرشان&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;سکونت دارند پذیرفته شود و به اصطلاح گزینش بومی شوند.&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div face="times new roman" style="text-align: right; font-weight: bold;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right; font-weight: bold;font-family:times new roman;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span dir="rtl"  lang="FA" style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;این یکی از مضحک ترین طرح هایی ست که جمهوری اسلامی برای مقابله با حضور گسترده زنان درجامعه و دانشگاه ها اتخاذ کرده و این را در کنار طرحهای چند مرحله ای ( هر مرحله سخت گیرانه تر!) &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;مقابله با بی حجابی ، لایحه&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;حمایت ازخانواده ،تغییر ساعت کار زنان &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;و ... &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;که بگذارید اصلا نشانی از حکومتی نمیبینید که ذره ای به خودش اطمینان دارد . &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;نشان ازرژیمی&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div face="times new roman" style="text-align: right; font-weight: bold;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right; font-weight: bold;font-family:times new roman;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span dir="rtl"  lang="FA" style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;می بینید که ترس به تمام وجودش افتاده و به هر دری میزند تا بلکه این توده وسیع زنان معترض که از همه طرف روی سرش خراب شده اند و برابری میخواهند را چه کند. که البته درنهایت یک کار میتواند برایشان انجام دهد و اینکه شراین حکومت را از سرجامعه کم کند!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div face="times new roman" style="text-align: right; font-weight: bold;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right; font-weight: bold;font-family:times new roman;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span dir="rtl"  lang="FA" style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman; font-weight: bold;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right; font-weight: bold;font-family:times new roman;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span dir="rtl"  lang="FA" style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;از این شوخی و جدی آمیخته با هم که بگذریم و برویم سراغ جامعه. جامعه ای که اعتراض در بخشهای مختلفش به چشم میخورد . اعتراضات کارگران و معلمان، دانشجویان و پرستاران، جوانان و زنان. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman; font-weight: bold;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right; font-weight: bold;font-family:times new roman;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span dir="rtl"  lang="FA" style="font-size:100%;"&gt;در کنار و همانند&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;دیگر بخشها، جنبش زنان هم&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;جلو آمده ، تجربه کسب کرده ، رادیکال تر شده و به چپ چرخیده. از آن بخشی که پارچه های قرمز بستند و اعلام کردند میخواهند در استادیومها فوتبال را تماشا کنند &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;تا دانشجویان دختری که علی رغم تمام تهدیدها و فشارها&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;نقش پر رنگ و فعالی در اعتراضات&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;دانشجویی داشته اند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman; font-weight: bold;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right; font-weight: bold;font-family:times new roman;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span dir="rtl"  lang="FA" style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;مسئله این است که رژیم تمام سعی اش را کرد و بهتر بگویم تمام زورش را زده که از هر دری بشود جلوی این اعتراضات را بگیرد . از سرکوب مستقیم تا سعی در منحرف کردن مسیر ، اما جامعه نپذیرفته،&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;پس زده و خواسته های خودش را مطرح کرده . 30 سال است که تلاش میکند روز فاطمه زهرا را به روز زن تبدیل کند و نتوانسته و جامعه 8 مارس را با خواسته های چپ این روز جلوی خودش گذاشته . از قانون و مدیا و سرکوب بهره گرفته تا فرهنگ ارتجاعی ، مرد سالار ، ضد زن اسلامی را به عنوان فرهنگ غالب جامعه حاکم کند ، اجازه نداده اند . صدها نهاد و گروه علیه خشونت و بدرفتاری با زنان ، علیه قتلهای ناموسی و سنگسار تشکیل شده و حالا ظاهرا میخواهد زنان را در دانشگاهها مرعوب کند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman; font-weight: bold;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right; font-weight: bold;font-family:times new roman;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span dir="rtl"  lang="FA" style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;با انواع و اقسام طرحهای حجاب و جداسازی جنسی و تماس و تهدید خانواده های&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;دانشجویان دختر نتوانست جلوی شرکتشان را در اعتراضات بگیرد&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;و بهتر بگویم نتوانسته جلوی اعتراضی که علیه آپاتاید جنسی وجود دارد را بگیرد که&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;حالا دیگردختران دانشجو یک پایه مهم اش را تشکیل میدهد . همانطور که 30 سال است در جامعه&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;هر روزه به سرکوب زنان&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;در خیابانها و مکانهای عمومی میپردازد و هنوز نتوانسته حجاب را بر سر زنان نگاه دارد و به قول یکی از دوستان « حیاتش به تار مویی بسته » . البته جمهوری اسلامی به درستی درک کرده که این عرصه ایست که لحظه ای کوتاه آمدن از آن به&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;رفتن اش منتهی خواهد شد چرا که اگر یک روز بیاید که همین بر فرض مثال حجاب برداشته شود ، فردای آنروز وجود این رژیم نیز جای تردید دارد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman; font-weight: bold;"&gt;  &lt;span dir="rtl"  lang="FA" style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style=""&gt;   &lt;/span&gt;به هر صورت همانطور که طرحهای پیشین حتی به نقل از خودشان با شکست مواجه شد ، این بار هم نمیتواند با این طرفند زنان را به عقب براند .این نسل سر کوتاه آمدن ندارد. دانشجویان می بایست این مسئله &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;را امر خود دانسته و در مقابل این طرح و دیگر تعرضات جمهوری اسلامی به حقوق اولیه شان&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;بایستند. همینطور که تا به حال هم اینطور بوده . حالا باید متشکل تر به میدان آمد و نشان داد این ترس حکومت واقعی است .&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; font-weight: bold;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl"  lang="FA" style="font-size:14;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35791168-3016375299981803881?l=ziip-jawanan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/feeds/3016375299981803881/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35791168&amp;postID=3016375299981803881&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/3016375299981803881'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/3016375299981803881'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/2008/09/blog-post_801.html' title='بومی پذیری دختران! ترس حکومت اسلام از زنان!'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35791168.post-8489268827055576890</id><published>2008-09-25T08:32:00.000+03:30</published><updated>2008-09-25T08:34:20.973+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='پارتیا پرتو'/><title type='text'>آزمایش بزرگ متوقف شد</title><content type='html'>&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:worddocument&gt;   &lt;w:view&gt;Normal&lt;/w:View&gt;   &lt;w:zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;   &lt;w:punctuationkerning/&gt;   &lt;w:validateagainstschemas/&gt;   &lt;w:saveifxmlinvalid&gt;false&lt;/w:SaveIfXMLInvalid&gt;   &lt;w:ignoremixedcontent&gt;false&lt;/w:IgnoreMixedContent&gt;   &lt;w:alwaysshowplaceholdertext&gt;false&lt;/w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;   &lt;w:compatibility&gt;    &lt;w:breakwrappedtables/&gt;    &lt;w:snaptogridincell/&gt;    &lt;w:wraptextwithpunct/&gt;    &lt;w:useasianbreakrules/&gt;    &lt;w:dontgrowautofit/&gt;   &lt;/w:Compatibility&gt;  &lt;/w:WordDocument&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:latentstyles deflockedstate="false" latentstylecount="156"&gt;  &lt;/w:LatentStyles&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;style&gt; &lt;!--  /* Font Definitions */  @font-face  {font-family:Calibri;  mso-font-alt:"Century Gothic";  mso-font-charset:0;  mso-generic-font-family:swiss;  mso-font-pitch:variable;  mso-font-signature:-1610611985 1073750139 0 0 159 0;}  /* Style Definitions */  p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal  {mso-style-parent:"";  margin-top:0in;  margin-right:0in;  margin-bottom:10.0pt;  margin-left:0in;  text-align:right;  line-height:115%;  mso-pagination:widow-orphan;  direction:rtl;  unicode-bidi:embed;  font-size:11.0pt;  font-family:Calibri;  mso-fareast-font-family:Calibri;  mso-bidi-font-family:Arial;  mso-bidi-language:FA;} @page Section1  {size:595.3pt 841.9pt;  margin:1.0in 1.0in 1.0in 1.0in;  mso-header-margin:35.4pt;  mso-footer-margin:35.4pt;  mso-paper-source:0;  mso-gutter-direction:rtl;} div.Section1  {page:Section1;} --&gt; &lt;/style&gt;&lt;!--[if gte mso 10]&gt; &lt;style&gt;  /* Style Definitions */  table.MsoNormalTable  {mso-style-name:"Table Normal";  mso-tstyle-rowband-size:0;  mso-tstyle-colband-size:0;  mso-style-noshow:yes;  mso-style-parent:"";  mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;  mso-para-margin:0in;  mso-para-margin-bottom:.0001pt;  mso-pagination:widow-orphan;  font-size:10.0pt;  font-family:"Times New Roman";  mso-ansi-language:#0400;  mso-fareast-language:#0400;  mso-bidi-language:#0400;} &lt;/style&gt; &lt;![endif]--&gt;    &lt;p style="font-family: times new roman; font-weight: bold;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;" lang="FA"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;" lang="FA"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);"&gt;پارتیا پرتو، ایران&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p style="font-family: times new roman; font-weight: bold;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p style="font-family: times new roman; font-weight: bold;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;" lang="FA"&gt;پس از آنکه هفته گذشته &lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="line-height: 115%;"&gt;LHC&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt; &lt;span lang="FA"&gt;بعد از 20 سال تلاش و صرف هزینه بالغ بر 5.46 میلیارد دلار شروع به کار کرد، این هفته با اولین موانع خود روبرو شد. روز چهارشنبه، با نفوذ هلیوم به تونل برای اولین بار آزمایش متوقف شد. این هلیوم برای سیستم خنک کننده آهنرباهای بسیار قوی ای است که باعث حرکت هیدروژن در مسیری به طول 27 کیلیومتر و با سرعتی نزدیک به سرعت نور میشوند. این سیستم خنک کننده دارای اهمیت بسیار زیادی است زیرا این اهنرباها در دمای منفی 271 درجه سانتی گراد قرار دارند؛ این دما بسیار نزدیک به دمای صفر مطلق کلوین (منفی 273 درجه سلسیوس) می باشد. علت نگاه داشتن اهنرباهای الکتریکی در این دما کم شدن نیروی مقاومت الکتریکی است که در سیم پیچ آنها بوجود می اید. در این دما مقاومت به حداقل خود رسیده ، باعث میشود انرژی مغناطیسی اهنربا افزایش یابد و در نتیجه باعث افزایش سرعت حرکت هیدروژن می شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p style="font-family: times new roman; font-weight: bold;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;" lang="FA"&gt;مشکل فوق در فازهای 3 و 4 ازمایش، قبل از اولین برخورد باریکه های هیدروژن بوقوع پیوست.&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;به گفته سخنگوی این مرکز (مرکز تحقیقات هسته ای اروپا موسوم به &lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="line-height: 115%;"&gt;CERN&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;" lang="FA"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;) هلیوم نفوذ کرده در تونل تنها 1% از کل هلیومی است که در کل &lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="line-height: 115%;"&gt;LHC&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;" lang="FA"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt; وجود دارد. البته این نکته نیز شایان ذکر است که حتی زمانی که این مشکل بوجود امد دستگاه هنوز در فاز کاری خود باقی مانده بود. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p style="font-family: times new roman; font-weight: bold;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;" lang="FA"&gt;به گفته سخنگوی مرکز در همان روز تکنیسینهای مربوطه به محل اعزام شدند و هلیوم ازدست رفته جایگزین شد و درستگاه برای ازمایش یکبار دیگر مهیا شد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p style="font-family: times new roman; font-weight: bold;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;" lang="FA"&gt;روز جمعه مشکل فوق رفع شد و آزمایش ادامه یافت. اما به علت بروز مشکلات مکانیکی آزمایش برای بار دوم طی 3 روز متوقف شد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p style="font-family: times new roman; font-weight: bold;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;" lang="FA"&gt;پس از بررسی های انجام شده توسط کارشناسان اعلام شد که دستگاه حداقل به مدت زمان 2 ماه خاموش خواهد شد تا مشکلات به طور کامل رفع شوند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p style="font-family: times new roman; font-weight: bold;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;" lang="FA"&gt;در انجام چنین آزمایش های پیچیده و بزرگی توقف های این چنینی امری کاملا طبیعی و قابل پیش بینی است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p style="font-family: times new roman; font-weight: bold;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="ltr" style="line-height: 115%;"&gt;LHC&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;" lang="FA"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt; به مدت 15 سال برای بشر به فعالیت خواهد پرداخت و در طی این زمان اطلاعات زیادی به دست دانشمندان خواهد داد و آینده فعالیت های علمی بشر به نوعی نتایج بنیادین آن بستگی دارد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p style="font-family: times new roman; font-weight: bold;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35791168-8489268827055576890?l=ziip-jawanan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/feeds/8489268827055576890/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35791168&amp;postID=8489268827055576890&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/8489268827055576890'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/8489268827055576890'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/2008/09/blog-post_4996.html' title='آزمایش بزرگ متوقف شد'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35791168.post-8665914609581011895</id><published>2008-09-25T08:29:00.000+03:30</published><updated>2008-09-25T08:31:36.412+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='نوید مینایی'/><title type='text'>ایجاد فضای روحانی!</title><content type='html'>&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:worddocument&gt;   &lt;w:view&gt;Normal&lt;/w:View&gt;   &lt;w:zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;   &lt;w:punctuationkerning/&gt;   &lt;w:validateagainstschemas/&gt;   &lt;w:saveifxmlinvalid&gt;false&lt;/w:SaveIfXMLInvalid&gt;   &lt;w:ignoremixedcontent&gt;false&lt;/w:IgnoreMixedContent&gt;   &lt;w:alwaysshowplaceholdertext&gt;false&lt;/w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;   &lt;w:compatibility&gt;    &lt;w:breakwrappedtables/&gt;    &lt;w:snaptogridincell/&gt;    &lt;w:wraptextwithpunct/&gt;    &lt;w:useasianbreakrules/&gt;    &lt;w:dontgrowautofit/&gt;   &lt;/w:Compatibility&gt;   &lt;w:browserlevel&gt;MicrosoftInternetExplorer4&lt;/w:BrowserLevel&gt;  &lt;/w:WordDocument&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:latentstyles deflockedstate="false" latentstylecount="156"&gt;  &lt;/w:LatentStyles&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;style&gt; &lt;!--  /* Font Definitions */  @font-face  {font-family:Calibri;  mso-font-alt:"Century Gothic";  mso-font-charset:0;  mso-generic-font-family:swiss;  mso-font-pitch:variable;  mso-font-signature:-1610611985 1073750139 0 0 159 0;}  /* Style Definitions */  p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal  {mso-style-parent:"";  margin-top:0in;  margin-right:0in;  margin-bottom:10.0pt;  margin-left:0in;  text-align:right;  line-height:115%;  mso-pagination:widow-orphan;  direction:rtl;  unicode-bidi:embed;  font-size:11.0pt;  font-family:Calibri;  mso-fareast-font-family:Calibri;  mso-bidi-font-family:Arial;  mso-bidi-language:FA;} p  {mso-margin-top-alt:auto;  margin-right:0in;  mso-margin-bottom-alt:auto;  margin-left:0in;  mso-pagination:widow-orphan;  font-size:12.0pt;  font-family:"Times New Roman";  mso-fareast-font-family:"Times New Roman";  mso-bidi-language:FA;} @page Section1  {size:595.3pt 841.9pt;  margin:1.0in 1.0in 1.0in 1.0in;  mso-header-margin:35.4pt;  mso-footer-margin:35.4pt;  mso-paper-source:0;  mso-gutter-direction:rtl;} div.Section1  {page:Section1;} --&gt; &lt;/style&gt;&lt;!--[if gte mso 10]&gt; &lt;style&gt;  /* Style Definitions */  table.MsoNormalTable  {mso-style-name:"Table Normal";  mso-tstyle-rowband-size:0;  mso-tstyle-colband-size:0;  mso-style-noshow:yes;  mso-style-parent:"";  mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;  mso-para-margin:0in;  mso-para-margin-bottom:.0001pt;  mso-pagination:widow-orphan;  font-size:10.0pt;  font-family:"Times New Roman";  mso-ansi-language:#0400;  mso-fareast-language:#0400;  mso-bidi-language:#0400;} &lt;/style&gt; &lt;![endif]--&gt;    &lt;p style="font-weight: bold;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:Arial;font-size:12;"   lang="FA"&gt;&lt;span style="font-weight: bold; color: rgb(0, 102, 0);font-size:100%;" &gt;نوید مینایی&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;امسال هنوز کلاس درس و دانشگاه آغاز نشده، اعتراض دانشجویان در دانشگاه ها شروع شده است. اعتراض دانشجویان با اعتراض به وضعیت خوابگاه ها و بی مسئولیتی مسئولین دانشگاهی در قبال دانشجویان شروع شده است. به یاد داریم اعتراضات و مبارزه جانانه دانشجویان را در سال گذشته، به یاد داریم سرکوب و تعقیب و گریز دانشجویان را و اعتراضات وسیع بین المللی را برای آزادی دانشجویان. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;در حالیکه دانشجویان به عنوان جوانان جامعه یکی از بخش های به شدت درگیر، معترض و پبشرو و پیگیر در مبارزه با جمهوری اسلامی هستند، در حالیکه آمار دولتی خودحکومت نشان می دهد بیش از ۸۰ درصد جوانان با خدا و دین کاری ندارند و به آن بی توجه هستند و جمهوری اسلامی مجبور است برای نگه داشتن روسری و مواظبت مدل موی پسران بودن میلیاردها خرج کند و اوباشش را به جان جوانان بیندازد نماینده خامنه ای در دانشگاه ها سخنان مسخره و در عین حال معنی داری می زند."محمد محمدیان رئیس نهاد رهبری در دانشگاه ها گفت: “باید فضای کلاس درس، آزمایشگاه و دیگر محیطهای علمی و آموزشی را آنچنان مقدس کنیم که دانشجو حضور خود را در این فضا همچون حضور در مسجد و عبادت تلقی کند&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;.”&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt; به گزارش مهر، محمدیان در معارفه مسئول جدید دفتر نهاد در دانشگاه  صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی با بیان این مطلب افزود: “همچنین باید سعی کنیم نسل جوان کشورمان را هر چه بیشتر با ریشه های فرهنگی و هویت دینی پیوند دهیم.” بطحایی، رئیس دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی نیز گفت: اگر دعوی احیای تمدن اسلامی در رابطه با توسعه علم را در سر می پرورانیم باید تلاش کنیم معنویات را در بین دانشجویان ترویج دهیم"&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;این سخنان گرچه در عالم واقع، با وجود جوانانی که از دین و ئخالت آن در زندگی شان عاصی شده اند و طعم تلخ حکومت دینی و فضای دینی را چشیده اند مسخره اند، ولی طرح و تلاش حکومت برای سرکوب آزادی خواهی و امنیت و شادی و برابری را نشان می دهند. هر کدام از میئولین حکومتی امروز با زبانی جوانان و زنان و جامعه را تهدید می کنند. یکی با اعلام برخورد خشن با روزه خواری، یکی با اعلام شروع طرح ضربتی امنیت اجتماعی و یکی به زبان آخوندی و با کلمات مسخره!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;محمدیان حتما برای ایجاد فضای مقدس و روحانی می خواهد کمیته انضباطی و حراست و بسیج دانشجویی را تقویت کند، حتما می خواهد صدور احکام کمیته ها و دخالت در زندگی خصوصی دانشجویان را گسترد کند، حتما می خواهد جواب هر انتقاد و مطالبه ای را با تعلیق و محرومیت از تحصیل جواب دهد تا فضای مقدس و روحانی ایجاد کند. چون این دانشجویان و جوانان که هر روز دارند علیه همین تقدس و روحانیت با حکومت مقدس آدم کش مبارزه می کنند و در عرصه های مختلف به شکل های مختلفی در مقابلش ایستاده اند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;اما اگر خیلی خوش بینانه هم به قضیه نگاه کنیم و سرکوبگری نهفته پشت این حرف ها را نادیده بگیریم، همین حرف ها یعنی دخالت هر چه بیشتر مذهب و آخوند و حکومتش در زندگی شخصی و تحصیلی دانشجویان و جوانان. یعنی جداسازی جنسی، یعنی آپارتاید جنسی و اعمال محدودیت نقض آزادی بیان اندیشه و نقد. یعنی چیره کردن خرافات به جای فضای نقد و نقدپذیری و گرفتن امکان تجربه و ازمودن برای جوانان.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;مسئله این ست که در مقابل هر دو وجه قضیه باید ایستاد، باید دست مذهب و تقدس و روحانیت را از زندگی مردم و از سر جامعه کوتاه کرد. معلوم است که مردم ایران امروز به خودی خود تقدس و روحانیت را نمی خواهند و و حکومت می خواهد به ضرب کمیته انضباطی و طرح های امنیت اجتماعی به زور وادارشان کند به رعایت عقب مانده ترین و ارتجاعی ترین سنت های بشری. ولی مبارزه متشکل و سازمان یافته حول سیاست های انسانی برای رسیدن به جامعه ای انسانی تنها راه نجات مردم و جوانان در ایران است. باید کاسه کوزه این خرافات و سرکوب را در هم پیچید و برای همیشه و همه جا به زباله دان تاریخ سپردش.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35791168-8665914609581011895?l=ziip-jawanan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/feeds/8665914609581011895/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35791168&amp;postID=8665914609581011895&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/8665914609581011895'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/8665914609581011895'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/2008/09/blog-post_2246.html' title='ایجاد فضای روحانی!'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35791168.post-1068120575365402498</id><published>2008-09-25T08:26:00.001+03:30</published><updated>2008-09-25T08:32:06.060+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='کیان آذر'/><title type='text'>اخبار دانشجویی در هفته گذشته</title><content type='html'>&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:worddocument&gt;   &lt;w:view&gt;Normal&lt;/w:View&gt;   &lt;w:zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;   &lt;w:punctuationkerning/&gt;   &lt;w:validateagainstschemas/&gt;   &lt;w:saveifxmlinvalid&gt;false&lt;/w:SaveIfXMLInvalid&gt;   &lt;w:ignoremixedcontent&gt;false&lt;/w:IgnoreMixedContent&gt;   &lt;w:alwaysshowplaceholdertext&gt;false&lt;/w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;   &lt;w:compatibility&gt;    &lt;w:breakwrappedtables/&gt;    &lt;w:snaptogridincell/&gt;    &lt;w:wraptextwithpunct/&gt;    &lt;w:useasianbreakrules/&gt;    &lt;w:dontgrowautofit/&gt;   &lt;/w:Compatibility&gt;   &lt;w:browserlevel&gt;MicrosoftInternetExplorer4&lt;/w:BrowserLevel&gt;  &lt;/w:WordDocument&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:latentstyles deflockedstate="false" latentstylecount="156"&gt;  &lt;/w:LatentStyles&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;style&gt; &lt;!--  /* Style Definitions */  p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal  {mso-style-parent:"";  margin:0in;  margin-bottom:.0001pt;  mso-pagination:widow-orphan;  font-size:12.0pt;  font-family:"Times New Roman";  mso-fareast-font-family:"Times New Roman";} a:link, span.MsoHyperlink  {color:blue;  text-decoration:underline;  text-underline:single;} a:visited, span.MsoHyperlinkFollowed  {color:purple;  text-decoration:underline;  text-underline:single;} span.post-labels  {mso-style-name:post-labels;} @page Section1  {size:8.5in 11.0in;  margin:1.0in 1.25in 1.0in 1.25in;  mso-header-margin:.5in;  mso-footer-margin:.5in;  mso-paper-source:0;} div.Section1  {page:Section1;} --&gt; &lt;/style&gt;&lt;!--[if gte mso 10]&gt; &lt;style&gt;  /* Style Definitions */  table.MsoNormalTable  {mso-style-name:"Table Normal";  mso-tstyle-rowband-size:0;  mso-tstyle-colband-size:0;  mso-style-noshow:yes;  mso-style-parent:"";  mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;  mso-para-margin:0in;  mso-para-margin-bottom:.0001pt;  mso-pagination:widow-orphan;  font-size:10.0pt;  font-family:"Times New Roman";  mso-ansi-language:#0400;  mso-fareast-language:#0400;  mso-bidi-language:#0400;} &lt;/style&gt; &lt;![endif]--&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;a name="6268672719335966994"&gt;&lt;/a&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="font-size:18;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 102, 0);"&gt;تهیه و تنظیم از کیان آذر&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:blue;"&gt;&lt;a href="http://daneshjoo-16azar.blogspot.com/2008/09/blog-post_5020.html"&gt;&lt;span style="text-decoration: none;"&gt;احضار مجدد محمد پورعبدالله،&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="text-decoration: none;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="text-decoration: none;"&gt;بیژن صباغ و مرتضی خدمتلو به دادگاه&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="color:blue;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;color:black;"   lang="AR-SA"&gt;پس از تشکیل نشدن دادگاه های مقرر شده برای محمد پورعبدالله،&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=";font-family:Arial;color:black;"   lang="AR-SA"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;color:black;"   lang="AR-SA"&gt;بیژن صباغ و مرتضی خدمتلو بنا به دلایلی چون عدم حضور قاضی شعبه و یا نماینده دادستان انقلاب،&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=";font-family:Arial;color:black;"   lang="AR-SA"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;color:black;"   lang="AR-SA"&gt;این افراد بار دیگر به دادگاه احضار شدند. قرار است دادگاه مرتضی خدمتلو در تاریخ 23 آبان و دادگاه محمد پورعبدالله و بیژن صباغ در تاریخ 3 آذر برگزار شود.&lt;/span&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt; جلسه دادگاه نسیم سلطان بیگی نیز به دلیل درخواست حضور وکیل در پرونده از سوی وی، به تأخیر افتاد. در این میان، انوشه آزادبر تنها دانشجویی است که با حضور در دادگاه، به دفاع از خود پرداخت. این دانشجوی سابق دانشگاه تهران ، ضمن رد تمامی اتهامات موجود، گفته های خود را در جریان بازجویی، به دلیل فشارهای شدید روانی در زمان بازداشت دانست.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;a name="6042368039684566025"&gt;&lt;/a&gt;&lt;span dir="ltr"  style="color:blue;"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:blue;"&gt;&lt;a href="http://daneshjoo-16azar.blogspot.com/2008/09/blog-post_23.html"&gt;&lt;span style="text-decoration: none;"&gt;بی اطلاعی از وضعیت هشت دانشجوی زندانی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;شش دانشجوی دانشگاه تبریز، یک دانشجوی دانشگاه اصفهان و یک فعال دانشجویی سابق که طی دو ماه پیش بازداشت شده اند، هم چنان در زندان به سرمی برند. دانشجویان بازداشتی سجاد راد مهر، آیدین خواجه ای، فراز ذهتاب، منصور امینیان، مقصود عهدی و امیر مردانی از دانشجویان دانشگاه تبریز و مجید ماکوئی زاد از دانشگاه اصفهان هستند و فعال دانشجویی سابق، داریوش حاتمی، نام دارد. خانواده این زندانیان می گویند طی دو ماه گذشته، از زمان بازداشت آنان، هیچ ملاقاتی با آن ها نداشته اند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;a name="6228416573791654337"&gt;&lt;/a&gt;&lt;span dir="ltr"  style="color:blue;"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:blue;"&gt;&lt;a href="http://daneshjoo-16azar.blogspot.com/2008/09/blog-post_22.html"&gt;&lt;span style="text-decoration: none;"&gt;هستی خضروی دانشجوی دانشگاه خواجه نصیر بازداشت شد&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;هستی خضروی دانشجوی دانشگاه خواجه نصیر بازداشت شد. هستی خضروی که روز-شنبه- &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;بنا بر احضاریه کتبی برای ادای”پاره ای از توضیحات” به دادگاه انقلاب مراجعه کرده بود، بازداشت و به زندان اوین منتقل شده است. هنوز از عنوان اتهامی این دانشجو اطلاعی در دست نیست.منزل هستی خضروی روز دوشنبه از سوی نیروهای امنیتی به مدت &lt;/span&gt;&lt;span  lang="FA" style="color:black;"&gt;۲&lt;/span&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt; ساعت مورد تفتیش قرار گرفت.&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="color:black;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span dir="ltr"  style="color:blue;"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:blue;"&gt;&lt;a href="http://daneshjoo-16azar.blogspot.com/2008/09/10.html"&gt;&lt;span style="text-decoration: none;"&gt;احضار &lt;/span&gt;&lt;span style="text-decoration: none;" lang="FA"&gt;2&lt;/span&gt;&lt;span style="text-decoration: none;"&gt; تن فعالین دانشجوئی دانشگاه اصفهان به کمیته انضباطی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="color:blue;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;علی داوودی دانشجوی حسابداری دانشگاه اصفهان و از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب از سوی کمیته انضباطی به دو ترم تعلیق از تحصیل با احتساب سنوات محکوم شد.&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;این در حالی است که این فعال دانشجویی با این محکومیت، امکان ادامه تحصیل را نداشته و عملا از دانشگاه اخراج می شود. علی داوودی تاکنون به &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;۶&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; ترم تعلیق از تحصیل محکوم شده است.همچنین مازیار معصومی دیگر دانشجوی دانشگاه اصفهان نیز در روندی مشابه به دو ترم تعلیق از تحصیل با احتساب سنوات محکوم شد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;a name="6773144597171196790"&gt;&lt;/a&gt;&lt;span dir="ltr"  style="color:blue;"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:blue;"&gt;&lt;a href="http://daneshjoo-16azar.blogspot.com/2008/09/blog-post_1316.html"&gt;&lt;span style="text-decoration: none;"&gt;احضاریه ها و احکام سنگین انضباطی برای دانشجویان دانشگاه لرستان&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;به دنبال تجمعات اردیبهشت ماه گذشته در دانشگاه لرستان که در پی مرگ یک دانشجوی دختر در خوابگاه دخترانه ی فاطمیه برگزار شده بود، کمیته های انضباطی همچون گذشته در تابستان، برای چند تن ازدانشجویان تشکیل و احکام سنگینی صادر شد که تا کنون به قرار زیر می باشد:&lt;br /&gt;زینب کوشکی؛ دو ترم منع موقت از تحصیل و محرومیت از امکانات رفاهی دانشگاه&lt;br /&gt;محمد کریمی؛ یک ترم منع موقت از تحصیل با احتساب سنوات و محرومیت از امکانات رفاهی دانشگاه&lt;br /&gt;محمد نوروزی؛ یک ترم منع موقت از تحصیل با احتساب سنوات و محرومیت از امکانات رفاهی دانشگاه&lt;br /&gt;این ها در حالی است که صادقی، رهپور و فیضی و سجاد طرحانی به کمیته های انضباطی احضار و تفهیم اتهام شده اند. گفتنی است دانشگاه، احکام صادره برای دو فعال دانشجویی این دانشگاه یعنی محمد نوروزی ومحمد کریمی به خاطر فعالیت های پیشین و گزارشات قبل از تحصن اعلام کرده و به صورت جداگانه ای آن ها را به خاطر حضور در تحصن احضار و تفهیم اتهام نموده اند و ایشان منتظر احکام بعدی خود می باشند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;a name="7681631766445536397"&gt;&lt;/a&gt;&lt;span dir="ltr"  style="color:blue;"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:blue;"&gt;&lt;a href="http://daneshjoo-16azar.blogspot.com/2008/09/blog-post_6479.html"&gt;&lt;span style="text-decoration: none;"&gt;شریفی، آریا و فرخ زادی، دانشجویان دانشگاه تربیت معلم، آزاد شدند&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;محمد شریفی، امین آریا و سیوان فرخزادی، دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران پس از بازداشت های چند روزه با قرار کفالت آزاد شدند.امین آریا و سیوان فرخزادی در روزهای سه شنبه &lt;/span&gt;&lt;span  lang="FA" style="color:black;"&gt;۱۹&lt;/span&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt; شهریور و پنج شنبه &lt;/span&gt;&lt;span  lang="FA" style="color:black;"&gt;۲۱&lt;/span&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt; شهریور ماه پس از مراجعه با دادگاه انقلاب کرج بازداشت شده بودند. محمد شریفی نیز در صحن دانشگاه و در آخر شب توسط نیروهای لباس شخصی ربوده و به دادگاه انقلاب کرج تحویل داده شده بود.محمد شریفی، امین آریا و سیوان فرخزادی هر سه طی هفته گذشته آزاد شدند.این دانشجویان از جمله دانشجویان برگزار کننده تحصن دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران (واحد کرج) بودند. در پایان آن تحصن مسئولین دانشگاه به دانشجویان تعهد دادند که هیچ گونه برخوردی با دانشجویان معترض صورت نخواهد گرفت، اما پس از آن مسئولین دانشگاه تربیت ملعم با نقض عهد بیش از &lt;/span&gt;&lt;span  lang="FA" style="color:black;"&gt;۴۰&lt;/span&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt; دانشجوی دانشگاه تربیت معلم را به کمیته انضباطی احضار کرده و برای آنان احکام انضباطی صادر کردند و طی هفته های گذشته نیز بسیاری از دانشجویان این دانشگاه با احضار به دادگاه انقلاب کرج و بازداشت های چند روزه مواجه شدند. روز شنبه گذشته نیز"امین شجاع" دانشجوی دانشگاه تریبت معلم تهران با قرار کفالت آزاد شده بود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;a name="3536451884075150502"&gt;&lt;/a&gt;&lt;a name="1700381245642738235"&gt;&lt;/a&gt;&lt;span dir="ltr"  style="color:blue;"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:blue;"&gt;&lt;a href="http://daneshjoo-16azar.blogspot.com/2008/09/blog-post_165.html"&gt;&lt;span style="text-decoration: none;"&gt;اعتراض دانشجویان دختر دانشگاه علوم پزشکی شیراز به مشکلات خوابگاهی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;معاون دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی شیراز در پاسخ به اعتراض دانشجویان به مشکلات خوابگاه: فراموش نکنید که من رییس کمیته انضباطی هستم!&lt;br /&gt;در آستانه آغاز سال تحصیلی و در زمانی که هنوز تمام دانشجویان به دانشگاه بازنگشته اند، بیش از یکصد تن از دانشجویان دختر ساکن خوابگاه گلستان دانشگاه علوم پزشکی شیراز در نامه ای اعتراض آمیز خواستار رسیدگی و حل مشکلات خوابگاه خود شدند.&lt;br /&gt;گفتنی است که در آغاز سال تحصیلی تعداد افراد ساکن در هر اتاق این خوابگاه به چهار نفر افزایش یافته است، که این موضوع اعتراض شدید دانشجویان را در پی داشت.&lt;br /&gt;همزمان با تحویل این نامه اعتراض آمیز، بیش از چهل نفر از این دانشجویان در دفتر معاونت دانشجویی دانشگاه حاضر شده و به بی توجهی مسئولین دانشگاه، نسبت به نظرات و مشکلات دانشجویان اعتراض کردند. عدم پاسخ گویی بلند پرواز نسبت به خواسته های دانشجویان موجب شدت گرفتن اعتراضات دانشجویان حاضر گردید، که در این هنگام وی با لحنی تهدید آمیز خطاب به آنها گفت: :فراموش نکنید که من رئیس کمیته انضباطی هستم.”&lt;br /&gt;چندی پیش نیز دانشجویان ساکن خوابگاه دستغیب (پسران) و خوابگاه ارم (یکی دیگر از خوابگاه های دختران) نیز، نسبت به مشکلات و برخوردهای توهین آمیز حراست و احضارهای مکرر کمیته انضباطی، تجمعات اعتراض آمیز داشته اند.&lt;br /&gt;گفتنی است از آغاز ریاست محمد هادی ایمانیه، احضار دانشجویان به کمیته انضباطی به شدت روند صعودی داشته است و تعداد زیادی از دانشجویان این دانشگاه با احکام این کمیته مواجه شده اند. چنان که اخیرا چند تن از دانشجویان این دانشگاه نیز به کمیته انضباطی احضار شده اند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;a name="7442822289771787572"&gt;&lt;/a&gt;&lt;span dir="ltr"  style="color:blue;"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:blue;"&gt;&lt;a href="http://daneshjoo-16azar.blogspot.com/2008/09/blog-post_3523.html"&gt;&lt;span style="text-decoration: none;"&gt;احضار احسان مازندارنی، دانشجوی دانشکده خبر به کمیته انضباطی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;یکی از فعالان دانشجویی دانشکده خبر با دریافت احضاریه، به کمیته انضباطی احضار شد.&lt;br /&gt;احسان مازندرانی روز چهارشنبه با دریافت نامه‌ای محرمانه از یکی از کارمندان معاونت دانشجویی دانشکده خبر، به کمیته انضباطی دانشگاه جامع علمی‌-کاربردی احضار شد.&lt;br /&gt;دانشگاه جامع پیش از این دو نفر دیگر از فعالان دانشجویی این دانشکده را به صورت تلفنی به حراست این دانشگاه احضار کرده بود که با اعتراض گسترده دانشجویان به این اقدام، از ادامه کار خود منصرف شدند.&lt;br /&gt;طبق نامه ابلاغ‌شده، احسان مازندرانی باید تا هشتم مهرماه خود را به کمیته انضباطی دانشگاه معرفی کند. در این نامه علت احضار عنوان نشده است و حتی نام امضاکننده نامه نیز مشخص نیست.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;a name="6892216226013271295"&gt;&lt;/a&gt;&lt;span dir="ltr"  style="color:blue;"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:blue;"&gt;&lt;a href="http://daneshjoo-16azar.blogspot.com/2008/09/blog-post_21.html"&gt;&lt;span style="text-decoration: none;"&gt;بازداشت یک دانشجو در شوش&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;سهراب سگوند، وبلاگ نویس و دانشجوی رشته باستان شناسی دانشگاه دزفول صبح روز یکشنبه &lt;/span&gt;&lt;span  lang="FA" style="color:black;"&gt;۲۴&lt;/span&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt; شهریور ماه از سوی اداره اطلاعات شهرستان شوش احضار شد و پس از چندین ساعت بازجویی آزاد گردید ولی صبح روز دوشنبه مورخه &lt;/span&gt;&lt;span  lang="FA" style="color:black;"&gt;۲۵&lt;/span&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt; شهریور ماه در منزل مسکونی خود توسط نیروهای اداره اطلاعات شهرستان شوش بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.از اتهامات ومکان بازداشت سهراب سگوند اطلاعی در دست نیست.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;a name="4912673225100492233"&gt;&lt;/a&gt;&lt;span dir="ltr"  style="color:blue;"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:blue;"&gt;&lt;a href="http://daneshjoo-16azar.blogspot.com/2008/09/blog-post_2608.html"&gt;&lt;span style="text-decoration: none;"&gt;احضار جهانگیرفام و رحمانی، از فعالین دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی شیراز، به کمیته انضباطی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;در پی احضار گسترده دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز در فصل تابستان و تعطیلی دانشگاه، دو تن دیگر از فعالین دانشجویی این دانشگاه به کمیته انضباظی احضار شدند. طیبه جهانگیر فام از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز و یاسر رحمانی از دانشکده پزشکی شیراز به این کمیته احضار شدند. &lt;span style="color:black;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;a name="7890039570598056642"&gt;&lt;/a&gt;&lt;span dir="ltr"  style="color:blue;"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:blue;"&gt;&lt;a href="http://daneshjoo-16azar.blogspot.com/2008/09/blog-post_8156.html"&gt;&lt;span style="text-decoration: none;"&gt;تجمع دانشجویان&lt;/span&gt;&lt;span style="text-decoration: none;" lang="FA"&gt; دانشگاه اصفهان&lt;/span&gt;&lt;span style="text-decoration: none;" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="text-decoration: none;"&gt;دراعتراض به عدم واگذاری خوابگاه&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;با شروع سال تحصیلی جدید دانشجویان بسیاری دانشگاه ها با مشکلات فراوانی که یکی از آنها عدم امکان استفاده از خوابگاه است، روبه­رو بوده اند. چیش از این اخباری مبنی بر مشکلات دانشجویان دانشگاه های پلی تکنیک، علم و صنعت، علامه منتشر شده بود که این مشکلات و اعتراضات به دانشگاه اصفهان نیز رسید. جمعی از دانشجویان جدید الورود کارشناسی ارشد دانشگاه اصفهان‌ در اعتراض به عدم واگذاری خوابگاه در مقابل درب شمالی دانشگاه تجمع کردند. این تجمع دانشجویی در حالی برگزار شده بود که این دانشجویان سه روز گذشته را در نمازخانه و فضای سبز دانشگاه سپری کرده‌اند.&lt;span style="color:black;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;a name="8816749357047040536"&gt;&lt;/a&gt;&lt;span dir="ltr"  style="color:blue;"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:blue;"&gt;&lt;a href="http://daneshjoo-16azar.blogspot.com/2008/09/blog-post_1252.html"&gt;&lt;span style="text-decoration: none;"&gt;بازداشت محمد صیادی در همدان&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;محمد صیادی دانشجوی دانشگاه بوعلی همدان بازداشت شد. محمد صیادی صبح روز شنبه با ورود به منزل این فعال دانشجویی وی را بازداشت کرده اند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;a name="1689461119849884256"&gt;&lt;/a&gt;&lt;span dir="ltr"  style="color:blue;"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:blue;"&gt;&lt;a href="http://daneshjoo-16azar.blogspot.com/2008/09/blog-post_4858.html"&gt;&lt;span style="text-decoration: none;"&gt;مخالفت باایجاد گیت های کنترل در دانشگاه تهران و نصب دوربین در دانشگاه شریف&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;دبیر شورای صنفی کوی دانشگاه تهران نسبت به ایجاد گیت های کنترل در ورودی کوی دانشگاه تهران انتقاد کرد و گفت: این گیت ها با واکنش منفی و حساسیت دانشجویان مواجه شده و می شود. مجتبی جباری پور اظهار کرد: با ایجاد گیت ها در درب ورودی کوی، دانشجویان باید هنگام ورود و خروج کارت بزنند که دانشجویان با این طرح مخالف هستند.&lt;span style="color:black;"&gt;دبیر شورای صنفی کوی دانشگاه اظهار کرد: در این راستا اگر دانشجویی هنگام ورود کارت نداشته باشد برای ورود به کوی با مشکل مواجه خواهد شد و این امر ممکن است دانشجویان را با تنش مواجه کند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;اعتماد&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;a name="7350752547290056998"&gt;&lt;/a&gt;&lt;a name="6090592736105755370"&gt;&lt;/a&gt;&lt;span dir="ltr"  style="color:blue;"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:blue;"&gt;&lt;a href="http://daneshjoo-16azar.blogspot.com/2008/09/blog-post_3731.html"&gt;&lt;span style="text-decoration: none;"&gt;بلاتکلیفی ٥٤ نفر از دانشجویان دانشگاه ارومیه&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span  lang="FA" style="color:black;"&gt;۵۴&lt;/span&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt; نفر از دانشجویان دانشگاه ارومیه که در رشته ی کامپیوتر واحد نیمه حضوری این دانشگاه مشغول به تحصیل می باشند، در وضعیت نامشخصی به سر می برند. بنابه خبرهای رسیده، واحد فوق از ثبت نام دانشجویانی که جهت انتخاب واحد به دانشگاه مراجعه کرده بودند، خودداری کرده است. مسئولین این واحد در توضیح این مسأله گفته اند که به علت مشکلات مالی قادر به پذیرش دانشجویان فوق نیستند و این دانشجویان می توانند جهت ادامه تحصیل در واحد میاندواب ثبت نام کنند. این در حالی است که تعداد زیادی از دانشجویان فوق متأهل اند و یا کارمند ادارات دولتی می باشند.. دانشجویان که نسبت به این موضوع به ریاست دانشگاه ارومیه شکایت کرده بودند، در پی تأیید نظر واحد نیمه حضوری از سوی رئیس دانشگاه صبح امروز در محل واحد آموزش های نیمه حضوری تحصن کردند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;a name="2129289633298865441"&gt;&lt;/a&gt;&lt;span dir="ltr"  style="color:blue;"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:blue;"&gt;&lt;a href="http://daneshjoo-16azar.blogspot.com/2008/09/blog-post_5547.html"&gt;&lt;span style="text-decoration: none;"&gt;خضر رسول مروت دانشجوی ادبیات ارومیه به سه سال حبس محکوم شد&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;خضر رسول مروت دانشجوی رشته ادبیات دانشگاه ارومیه از طرف دادگاه انقلاب شهر مهاباد به سه سال حبس تعزيري محکوم شد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;a name="8995668152292534511"&gt;&lt;/a&gt;&lt;a name="1686724411837830511"&gt;&lt;/a&gt;&lt;a name="3835991828489102089"&gt;&lt;/a&gt;&lt;span dir="ltr"  style="color:blue;"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:blue;"&gt;&lt;a href="http://daneshjoo-16azar.blogspot.com/2008/09/blog-post_300.html"&gt;&lt;span style="text-decoration: none;"&gt;تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه علم و صنعت&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;دانشجویان دانشگاه علم و صنعت در اعتراض به مشکلات اسکان خوابگاهی در مقابل ساختمان معاونت دانشجویی دانشگاه تجمع کردند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;a name="4365322835590873939"&gt;&lt;/a&gt;&lt;span dir="ltr"  style="color:blue;"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:blue;"&gt;&lt;a href="http://daneshjoo-16azar.blogspot.com/2008/09/blog-post_9846.html"&gt;&lt;span style="text-decoration: none;"&gt;تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه خليج فارس در مقابل دفتر احمدی نژاد&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;شماری از دانشجويان دانشگاه خليج فارس در اعتراض به لغو بورسيه دانشجويان در مقابل دفتر احمدی نژاد تجمع کردند. دانشجويان دختر دانشگاه بين المللي خليج فارس خواستار رفع مشکلات خود هستند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;a name="2403653021062955813"&gt;&lt;/a&gt;&lt;a name="5303511876481749064"&gt;&lt;/a&gt;&lt;span dir="ltr"  style="color:blue;"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:blue;"&gt;&lt;a href="http://daneshjoo-16azar.blogspot.com/2008/09/2.html"&gt;&lt;span style="text-decoration: none;"&gt;آزادی 2 دانشجوی دانشگاه اهواز و تربیت معلم با قرار وثیقه&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;"جواد علیخانی" دانشجوی دانشگاه چمران اهواز پس از &lt;/span&gt;&lt;span  lang="FA" style="color:black;"&gt;۱۱&lt;/span&gt;&lt;span  lang="FA" style="color:black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;ماه حبس روز پنج شنبه 21 شهریور ماه از زندان آزاد شد. روز &lt;/span&gt;&lt;span  lang="FA" style="color:black;"&gt;۲۸&lt;/span&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt; مهر سال گذشته به اتهام تلاش برای انتشار نشریه "موهن" همراه شمار دیگری از فعالین دانشجویی دانشگاه چمران دستگیر شد. علارغم اینکه دانشجویان دستگیر شده دانشگاه چمران با قید ضمانت آزاد شده بودند، اما وزارت اطلاعات از آزادی جواد علیخانی با قید ضمانت ممانعت می کرد. جواد علیخانی در &lt;/span&gt;&lt;span  lang="FA" style="color:black;"&gt;۲&lt;/span&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt; دادگاه محاکمه شد، وی روز &lt;/span&gt;&lt;span  lang="FA" style="color:black;"&gt;۱۱&lt;/span&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt; اردیبهشت ماه در دادگاه انقلاب محاکمه و از تمامی اتهامات تبرئه گردید، و در &lt;/span&gt;&lt;span  lang="FA" style="color:black;"&gt;۱۹&lt;/span&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt; خرداد ماه در شعبه &lt;/span&gt;&lt;span  lang="FA" style="color:black;"&gt;۱۷&lt;/span&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt; کیفری استان اهواز محاکمه شد وی تمامی اتهامات نسبت داده شده را رد کرد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;a name="5942701185139864894"&gt;&lt;/a&gt;&lt;span dir="ltr"  style="color:blue;"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:blue;"&gt;&lt;a href="http://daneshjoo-16azar.blogspot.com/2008/09/blog-post_16.html"&gt;&lt;span style="text-decoration: none;"&gt;افزایش ظرفیت دانشگاههای تهران برای رفع مشکل کنکوری ها&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;در پی اعتراض داوطلبان ورود به دانشگاهها به نتایج کنکور سراسری، وزارت علوم ده درصد به ظرفیت دانشگاههای تهران اضافه کرده تا داوطلبان شهرستانی که با اجرای طرح بومی سازی با وجود دارا بودن رتبه های بالا نتوانسته بودند در این دانشگاهها قبول شوند، دوباره شانس خود را امتحان کنند. بر اساس تصمیم جدید، ده درصد به ظرفیت رشته های پزشکی، دندانپزشکی و داروسازی دانشگاههای علوم پزشکی تهران و بهشتی اضافه می شود. برای داوطلبان رشته ریاضی نیز ده درصد به ظرفیت رشته های مهندسی برق، مکانیک، کامپیوتر و عمران در دانشگاههای صنعتی شریف، امیرکبیر، تهران، علم و صنعت و خواجه نصیر اضافه شده است. در رشته علوم انسانی نیز ده درصد به رشته حقوق دانشگاههای تهران،بهشتی و علامه طباطبایی افزوده است. اگر داوطلبان کنکور در این انتخاب رشته شرکت کرده و قبول شوند، پذیرش قبلی آنها باطل می شود. پیش بینی می شود تنها داوطلبانی که رتبه دو رقمی یا سه رقمی دارند، بتوانند وضعیت خود را تغییر داده و در دانشگاههای معتبرتری قبول شوند. وزارت علوم در حالی تصمیم به اضافه کردن ظرفیت های خالی گرفته است که تعداد زیادی از داوطلبان بعد از اعلام نتایج کنکور ورودی دانشگاهها با تجمع جلوی سازمان سنجش آموزش به نتایج کنکور و "گزینش بومی" اعتراض کردند.گزینش بومی بر اساس مصوبه ای انجام شده که از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب شده است. بر اساس این مصوبه 65 درصد حجم پذیرش دانشجو در دانشگاهها به صورت بومی انجام می شود.با توجه به این که اکثر دانشگاههای معتبر ایران در شهر تهران قرار دارند، معترضان معتقد بودند که اجرای این تصمیم باعث شده که شهرستانی ها از ورود به دانشگاههایی نظیر تهران، صنعتی شریف، بهشتی، امیر کبیر، علم و صنعت و بقیه دانشگاهها محروم شوند.&lt;span style="color:black;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;بی بی سی &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;a name="6484960387223863547"&gt;&lt;/a&gt;&lt;span dir="ltr"  style="color:blue;"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:blue;"&gt;&lt;a href="http://daneshjoo-16azar.blogspot.com/2008/09/blog-post_1148.html"&gt;&lt;span style="text-decoration: none;"&gt;صدور یک ترم تعلیق برای فرشید آذر نیوش دانشجوی قزوین&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;فرشید آذر نیوش دانشجوی دانشگاه قزوین با صدور حکم از طرف کمیته انضباطی این دانشگاه با یک ترم محرومیت از تحصیل مواجه شد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;a name="2483362965365005282"&gt;&lt;/a&gt;&lt;span dir="ltr"  style="color:blue;"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:blue;"&gt;&lt;a href="http://daneshjoo-16azar.blogspot.com/2008/09/blog-post_9150.html"&gt;&lt;span style="text-decoration: none;"&gt;بهرام واحدی دانشجوی دانشگاه زنجان، آزاد شد&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;بهرام واحدی، دانشجوی دانشگاه زنجان، امروز پنج شنبه، با قرار وثیقه &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;۲۰۰&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; میلیون تومانی آزاد شد. بهرام واحدی، &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;۱۶&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; مرداد ماه، با هجوم نیروهای امنیتی به منزل پدری وی در تبریز بازداشت شده بود. واحدی بیش از &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;۲۱&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; روز در بازداشتگاه انفرادی، اطلاعات زنجان بازداشت بود و سپس به زندان مرکزی زنجان منتقل شده بود. واحدی، امروز صبح با قرار وثیقه &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;۲۰۰&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; میلیون تومانی آزاد شد. بهرام واحدی در پی بازداشت های دانشگاه زنجان در سال جاری بازداشت شده بود. وی آخرین دانشجوی این دانشگاه است که با قرار وثیقه آزاد می شود. پیش از او نیز، سورنا هاشمی با قرار وثیقه &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;۲۰۰&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; میلیون تومانی و پیام شکیبا و حسن جنیدی نیز با وثیقه &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;۱۵۰&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; میلیون تومانی آزاد شده اند.&lt;span class="post-labels"&gt;&lt;span style="color: rgb(68, 68, 68);"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:black;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;a name="8872730651161672890"&gt;&lt;/a&gt;&lt;span dir="ltr"  style="color:blue;"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:blue;"&gt;&lt;a href="http://daneshjoo-16azar.blogspot.com/2008/09/blog-post_7531.html"&gt;&lt;span style="text-decoration: none;"&gt;آزادی امیر امیرقلی دانشجوی بازداشت شده در خاوران&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;امیر امیرقلی كه در تاريخ هشت شهريور امسال توسط نيروهاي امنيتي در خاوران بازداشت شد روزچهارشنبه با وثيقه صد ميليون توماني آزاد شد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35791168-1068120575365402498?l=ziip-jawanan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/feeds/1068120575365402498/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35791168&amp;postID=1068120575365402498&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/1068120575365402498'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/1068120575365402498'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/2008/09/blog-post_6271.html' title='اخبار دانشجویی در هفته گذشته'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35791168.post-5068380875928709259</id><published>2008-09-25T08:23:00.003+03:30</published><updated>2008-09-25T08:32:36.557+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='کامران مزین'/><title type='text'>دانشگاه و دانشجویان کمونیست</title><content type='html'>&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:worddocument&gt;   &lt;w:view&gt;Normal&lt;/w:View&gt;   &lt;w:zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;   &lt;w:punctuationkerning/&gt;   &lt;w:validateagainstschemas/&gt;   &lt;w:saveifxmlinvalid&gt;false&lt;/w:SaveIfXMLInvalid&gt;   &lt;w:ignoremixedcontent&gt;false&lt;/w:IgnoreMixedContent&gt;   &lt;w:alwaysshowplaceholdertext&gt;false&lt;/w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;   &lt;w:compatibility&gt;    &lt;w:breakwrappedtables/&gt;    &lt;w:snaptogridincell/&gt;    &lt;w:wraptextwithpunct/&gt;    &lt;w:useasianbreakrules/&gt;    &lt;w:dontgrowautofit/&gt;   &lt;/w:Compatibility&gt;   &lt;w:browserlevel&gt;MicrosoftInternetExplorer4&lt;/w:BrowserLevel&gt;  &lt;/w:WordDocument&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:latentstyles deflockedstate="false" latentstylecount="156"&gt;  &lt;/w:LatentStyles&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;style&gt; &lt;!--  /* Style Definitions */  p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal  {mso-style-parent:"";  margin:0in;  margin-bottom:.0001pt;  mso-pagination:widow-orphan;  font-size:12.0pt;  font-family:"Times New Roman";  mso-fareast-font-family:"Times New Roman";} @page Section1  {size:8.5in 11.0in;  margin:1.0in 1.25in 1.0in 1.25in;  mso-header-margin:35.4pt;  mso-footer-margin:35.4pt;  mso-paper-source:0;} div.Section1  {page:Section1;} --&gt; &lt;/style&gt;&lt;!--[if gte mso 10]&gt; &lt;style&gt;  /* Style Definitions */  table.MsoNormalTable  {mso-style-name:"Table Normal";  mso-tstyle-rowband-size:0;  mso-tstyle-colband-size:0;  mso-style-noshow:yes;  mso-style-parent:"";  mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;  mso-para-margin:0in;  mso-para-margin-bottom:.0001pt;  mso-pagination:widow-orphan;  font-size:10.0pt;  font-family:"Times New Roman";  mso-ansi-language:#0400;  mso-fareast-language:#0400;  mso-bidi-language:#0400;} &lt;/style&gt; &lt;![endif]--&gt;    &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);"&gt;کامران مزین، ایران&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;آنچه برای دانشجویان کمونیست در ابتدای سال تحصیلی به عنوان امری مهم&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;میتواند مورد توجه قرار بگیرد این است که اگر میخواهند به عنوان جریان و رهبری اصلی&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;جنبش دانشجویی عمل کنند باید&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;از همان ابتدا&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;وظایف و اهداف &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;خود را در سال&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;بسنجند و سعی بر پیاده کردن آن&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;داشته باشند. آن چه از گذشته&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;به عنوان&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;تجربه به ما ارمغان شده&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;و تحلیل درست از جایگاه امروزی چپ دانشجویی و هم چنین برنامه ریزی و ارائه راهکار درست و دور اندیشانه به ما کمک میکند که در طول سال با یک جریان قدرتمند و استوار کمونیستی در دانشگاه روبه رو باشیم. آنچه&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;از تاریخ سال گذشته چپ در دانشگاه به عنوان تحلیل بیرون می آید&lt;span style=""&gt;   &lt;/span&gt;نشان از یک جریان قوی تا شانزده آذرمیدهد که در ادامه&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;یک رکود نسبی در فعالیت و کاردانشجویان کمونیست&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;به دنبال دستگیریهای بعد از 16 اذررا نشان&lt;span style=""&gt;   &lt;/span&gt;میدهد. این رکود میتواند شکسته شود&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;به شرط انکه خود را برای&lt;span style=""&gt;   &lt;/span&gt;ایستادگی قدرتمندانه فراهم آوریم&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;و بدانیم که هدفمان&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;از اعتراضات دانشجویی و نقش یک کمونیست در این مواقع چیست؟ وقتی در تجمعات ضد &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;آپارتاید جنسی&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;و یا دفاع از دانشجویان مهمان بتوانیم&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;با استفاده از آلترناتیوی قدرتمند و مدرن حضور داشته باشیم, وقتی خط ما&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;به طور مثال در دانشگاه زنجان&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;در رهبری اعتراضات جایگزین اخلاقیات ضد زن و اسلامی شود&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;و یا حضور پررنگی در&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;انجمنها و کارهای فرهنگی و ایجاد نشریات دانشجویی&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;داشته باشیم. آن وقت است که میتوانیم بگوییم پیروز شده ایم. هر اندازه که بتوانیم جمهوری اسلامی را در&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;دور جدید اقداماتش برای اسلامی کردن دانشگاه ها&lt;span style=""&gt;   &lt;/span&gt;زمین گیر کنیم &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;آنگاه میتوانیم&lt;span style=""&gt;   &lt;/span&gt;بفهمیم که دانشجویان کمونیست&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;چه نقش برجسته ای در دانشگاه دارند؟ چون ایستادن در برابر&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;اسلامی کردن دانشگاه ها&lt;span style=""&gt;   &lt;/span&gt;به طور مشخصی به فعالیت کمونسیتها گره خورده است. به هر صورت آنچه گذشت فرصت خوبی برای تداوم کارمان است .امری که همان طورکه گفتم بعد از 16 اذر پارسال موفق نبوده ایم را میتوانیم&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;اینبار با برنامه و&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;هدایت به خوبی دنبال کنیم&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;جنبش سوسیالیستی هنوز یک جنبش قدرتمند در دانشگاه&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;است و هنوز شبح لنین&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;سران جمهوری اسلامی و مدیای بوررژوازی را میترساند. تنها چیزی که میتواند ما را&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;به رخوت وادارد خودمان هستیم . و البته بهترین منتقد خودمان هم خودمان خواهیم بود. وقتی بتوانیم یک برنامه و انسجام خوب از کارمان داشته باشیم آن وقت میتوانیم درباره نوع&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;چگونگی فعالیت و یا پیاده کردن نقشه هایمان صحبت کنیم. نباید سعی&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;شود که دانشجویان را به یک نوع فعالیت خاص هدایت کرد.اینکه اخیرا بحثهای&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;بعضا بی ربطی درباره کار علنی یا غیر علنی انجام شده که اینها&lt;span style=""&gt;   &lt;/span&gt;را باید به کنار نهاد&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;و فعالیت&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;دانشجویان را بر اساس شرایط زمان و مکان&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;و نوع توانمندیهای انها مشخص نمود.هم کار علنی و هم غیر علنی و و راه سوم نیمه علنی&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;درست و اصولی است.تنها&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;بستگی به کار افراد و شرایط مکانی وزمانی انها دارد.انچه نباید صورت بگیرد&lt;span style=""&gt;   &lt;/span&gt;و به عنوان خط قرمز ما مشخص میشود عدول از مبانی کمو نیستی و به حاشیه رفتن&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;در اثر راست گرایی و چپ گرایی افراطی و یا خط سانتر است. مبانی کمونیستی&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;ما هرچند امتحان ایده لوژیکی&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;ندارد اما به طور مشخصی خطوطی عمده&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;و پررنگ دارد که یک دانشجوی کمونیست را مشخص میکند. پاسیفیسم ,سازش با جمهوری اسلامی و جریانات راست, ایثار گرایی, شعارهای ناسیونالیستی و مذهبی و دفاع از جنگ و مخالفت ناسیونالیستی با امپریالیسم&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;خط قرمز مبانی کمونیستی&lt;span style=""&gt;   &lt;/span&gt;و دفاع از کارگران&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;و زنان و کودکان و دفاع از سکولاریسم&lt;span style=""&gt;   &lt;/span&gt;و ازادی بیان&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;خطوطی است که امروزه یک کمونیست را در دانشگاه و جاهای دیگر&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;متمایز میکند. درباره نوع فعالیت و کارهایمان&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;و یا کار علنی و غیر علنی مسائل فرعی است که نباید بحث درباره ان در کارمان خلل ایجاد کند. خط حزب کمونیست کارگری&lt;span style=""&gt;   &lt;/span&gt;به عنوان حزب طبقه کارگر در این راه میتواند بسیار به دانشجویان چپ کمک کند. خط کمونیزم کارگری یک خط&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;جامع و باز&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;است که میتواند دانشجویان&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;را در هدایت به پیروزی موفق کند. همان طور که در طول این چند سال اخیرکمونیزم کارگری و حزبش&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;با نقدهای خود به بدنه دانشجویی بسیارتوانسته&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;در چپ تر شدن این جریان سهم داشته باشد اینبار بایدبا ورود به بدنه اصلی دانشجویی&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;خود به بعنوا ن رهبرفعالیتهای عملی بدنه دانشجویی سر زبانها بیاورد که در ان صورت است که جمهوری اسلامی&lt;span style=""&gt;   &lt;/span&gt;و جریانات راست کاملا به شکست خواهند رسید. هرچه است آن است که باید بدانیم کمونیستها باید سال تحصیلی را با&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;ضربات سهمگن به جمهوری اسلامی به پایان برسانند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;در حاشیه&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-weight: bold;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;کامران جان به نظرم بحث خوبی را باز کرده ای. از خوانندگان نشریه و بخصوص از رفقای سازمان جوانان کمونیست دعوت میکنیم به این بحث وارد شوند. من هم به سهم خود نکاتی دارم. برای مثال با برخی جنبه ها از ارزیابی شما از چپ در دانشگاه و یا وظایف آن خیلی موافق نیستم. اما خوب است بقیه رفقا نظر بدهند و وارد بحث شوند. در ضمن در مورد کار علنی یا غیر علنی&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;و اینکه بحث چه بوده خوب است که مورد بیشتر صحبت کنید. در هر حال&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;موضوع دانشگاه و دانشجویان کمونیست&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;جالب است و یک بحث آزاد جدی و فعال حول آن مفید خواهد بود. مخلص مصطفی.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35791168-5068380875928709259?l=ziip-jawanan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/feeds/5068380875928709259/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35791168&amp;postID=5068380875928709259&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/5068380875928709259'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/5068380875928709259'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/2008/09/blog-post_25.html' title='دانشگاه و دانشجویان کمونیست'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35791168.post-2927445565880260001</id><published>2008-09-18T03:53:00.002+04:30</published><updated>2008-09-25T08:32:55.223+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='پارتیا پرتو'/><title type='text'>آزمایش بزرگ!</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);"&gt;پارتیا پرتو، ایران&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;چهار شنبه گذشته پس از مدتها انتظار سرانجام LHC (برخورددهنده بزرگ هادرون) شروع به کار کرد. ساخت اين پروژه 20 سال به طول انجاميد. این آمایش که بنابه گفته دانشمندان، بزرگترین ازمایش علمی بشریت تا کنون است در مرکز تحقیقات هسته ای اروپا واقع در مرز فرانسه سوئیس موسوم به CERN انجام می گیرد. و در آن شکل گیری جهان ما، در لحظه وقوع انفجار بزرگ (بیگ بنگ) را شبیه سازی می کند.&lt;br /&gt;از اهدف اصلی این آزمایش تلاش برای پیدا کردن بوزون های هیگز(1)، آزمون نظريه استاندارد ذرات، کشف نظريه ابر تقارن ، نظريه وحدت بزرگ و بیش از همه کشف اسراری است که تا کنون به علت عدم دسترسی ما به این آزمایش از آنها بی اطلاع بوده ایم، مي باشد.&lt;br /&gt;در این آزمایش، پروتون‌ها، در تونلي به طول ۲۶ کیلومتر، شتاب گرفته و انرژيشان به ۱۴ تریلیون الکترون ولت مي رسد و سپس با يکديگر برخورد می‌کنند تا بر اثر اين برخورد، اثري از وجود هيگز به دست دانشمندان برسد.&lt;br /&gt;اين مرکز داراي چهار آشکار ساز به نام هاي: ال‌اچ‌سی‌بی، آلیس، اتلس و سي ام اس مي باشد. که هر کدام از آنها تحت نظارت یک تیم ویژه از فیزیکدان ها مي باشد. ال‌اچ‌سی‌بی و آلیس برای کاوش پدیده‌های خاص فیزیکی، و اطلس و سی‌ام‌اس آشکارسازهایی برای اهداف عمومی فعاليت مي کنند. هدف هر دو آنها شناسایی ذرات بوزون هیگز و جستجوی ذرات ابرمتقارن و تلاش برای یافتن ابعاد اضافی در فضا خواهد بود.&lt;br /&gt;در صورت کشف ابعاد اضافي (به غير از چهار بعد فضا و يک بعد زمان) بسياري از مشکلات نظرياتي همچون نظريه ريسمان ها حل خواهد شد،‌و به نوعي مي توانند بر صحت و درستي خود تاکيد کنند.&lt;br /&gt;از نکات بسیار جالبي که در پیرامون این ازمایش اتفاق افتاد اظهار تمایل بسیاری از دانشمندان به عدم موفقیت این ازمایش در پیدا کردن بوزون های هیگز بود. در گفتگو هایی که برخی از دانشمندان با رسانه های جمعی مختلف داشتند اظهار کردند به علت اینکه پیدا نکردن این ذرات (بوزون های هیگز) خود باعث می شود تا به این نتیجه برسیم که اطلاعات ما درباره ذرات بنیادی از بنیان اشتباه می باشد، و موجب خواهد شد دانشمندان دوباره رو به مطالعات بنیادی کنند، و بشریت اينده خود را در جهاني با مشخصات ديگر جستجو کند.&lt;br /&gt;نتایج این آزمایشات هر چه باشد در اینده ما تاثیرات شگرفی ایجاد خواهد کرد. در صورتي که نظرياتي کنوني ثابت شوند، بشريت به مرحله جديدي از علم مي رسد. و ميتوان انتظار داشت بسياري از مشکلات پيش روي بشر به سادگي حل خواهند شد. در صورتي که نتايج اين آزمايش، تئوري ها و نظريات کنوني را رد کند، مشخص مي شود که دانشمندان سالها بر روي نظرياتي کار مي کردند که از بنيان اشتباه بوده اند. و اين خود باعث مي شود مطالعات جديد با نتيج جديد بدست بيايند که اينده بشر را در خط سير ديگري قرار دهد.&lt;br /&gt;توضيحات:&lt;br /&gt;1 – بوزون هيگز: يا ذره خدا از ذرات اساسي سازنده جهان است که به افتخار فيزيکدان انگليسي پيتر هيگز نام گذاري شد. از دیدگاه کیهان‌شناسی، خلاء دارای نوعی چگالی انرژی است، که انرژی تاریک یا ثابت کیهان‌شناختی نامیده می‌شود. از نظر فیزیک ذرات بنیادی، میدان هیگز، در خلاء نفوذ می‌کند. در مدل استاندارد فیزیک ذرات، جرم همهٔ ذرات در نتیجهٔ بر هم کنش میدان هيگز به وجود می‌آید. پیش بینی می‌شود، نتیجه برانگیختگی‌های میدان هیگز را به صورت ذرهٔ بوزون هیگز مشاهده کرد. آشکارسازی ذرهٔ هیگز، که تنها ذرهٔ موجود در مدل استاندارد است که به صورت تجربی مشاهده نشده‌است، یکی از چالش‌های مهم فیزیک ذرات کنونی است.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35791168-2927445565880260001?l=ziip-jawanan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/feeds/2927445565880260001/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35791168&amp;postID=2927445565880260001&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/2927445565880260001'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/2927445565880260001'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/2008/09/blog-post.html' title='آزمایش بزرگ!'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35791168.post-3303919512239279748</id><published>2008-08-21T17:11:00.001+04:30</published><updated>2008-08-21T17:15:01.155+04:30</updated><title type='text'>هنر، سیاست، فلسفه و… مبارزه طبقاتی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;منصور حکمت&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;(&lt;br /&gt;در این گفتگو منصور حکمت به مسائل گوناگونی نظیر رابطه سیاست و هنر، “هنر متعهد” و دیدگاه چپ قدیم نسبت به هنر، همچنین در باره موسیفی، طنز، شیوه نگارش مورد علاقه منصور حکمت، موقعیت خلاقیت هنری در یک حکومت سوسیالیستی و همینطور در باره فلسفه و مشخصا فرق مارکس و هگل از نقطه نظر فلسفی میپردازد. گرچه متن قدری طولانی است، اما متنوع و جذاب و خواندنی است. این متن عینا از سایت عمومی منصور حکمت نقل شده است. تیتر فوق انتخاب ماست. جوانان کمونیست.)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گفتگو با شهريار از راديو همصدا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شهريار: آقای منصور حکمت من سلام خدمت شما دارم و بسيار بسيار ممنونم از اينکه محبت کرديد و دعوت ما را برای مصاحبه پذيرفتيد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منصور حکمت&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;خيلی متشکرم. لطف کرديد دعوت کرديد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شهريار&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;خواهش ميکنم. همانطور که همه شنوندگان ما ميدانند آقای منصور حکمت يکی از نظريه‌پردازان و ايدئولوگهای چپ و سياسی ايران هستند که ما امروز جدا از مسائل حزبی و تشکيلاتی و سازمانی ايشان با آقای حکمت بر سر مسائل ديگری از جمله تاريخ، فلسفه، هنر، فرهنگ و ادبيات سؤالهايی خواهيم داشت و طبيعتا شنوندگان عزيز ما نيز در اين مصاحبه وقتی را خواهند داشت که شرکت داشته باشند.&lt;br /&gt;اولين سؤال من آقای منصور حکمت از شما اين است؛ منصور حکمت اگر ايدئولوگ سياسی و سازمانده حزبی نميشد چه ميشد؟ شاعر ميشد؟ رمان‌نويس ميشد؟ منتقد ادبی ميشد؟ تاريخ‌نگار ميشد يا فيلسوف؟&lt;br /&gt;منصور حکمت&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;چه ميخواستم و چه دوست داشتم ميشدم يک بحث است و اين که عملا زندگی من به چه سَمتی ميرفت، اگر اين شرايط وجود نداشت، بحث ديگری است. بطور عينی اگر انقلاب ايران پيش نميآمد و ما به آن ترتيب جذب حوادث سياسی ايران نميشديم، احتمالا من يک کار دانشگاهی داشتم و در يک دانشگاهی احتمالا در اروپا اقتصاد درس ميدادم. اين احتمالی بود که ميرفت. اما خودم چه ميخواستم؟ علائق صرفا فرديم و چيزی که بعدا در من رشد کرد، فکر ميکنم ميرفتم دنبال موسيقی قبل از هر چيز.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شهريار&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;ذوق موسيقی شما يا شناختتان از موسيقی، آيا بصورت عاطفی به اين سمت گرايش داشتيد يا اينکه در واقع با توجه به موقعيتی که موسيقی در جهان امروز بعنوان يک هنر برای خودش دارد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منصور حکمت&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;اينقدر آگاهانه به اين موضوع فکر نکرده‌ام. تصور من اين است که لااقل از بين رشته‌های مختلف هنری، از بين هنرهای مختلف، از بين پراتيکهای مختلف هنری که در جامعه هست، موسيقی آن چيزی بود که بيشتر از هر کدام روی من تأثير گذاشت و شخصا به آن جلب شدم.&lt;br /&gt;بعلاوه ما مال يک نسلی بوديم، و من شخصا مال دوره ای بودم و مال يک فرم مشخصی از فرهنگ بودم، که مصادف بود با يک انقلاب موسيقی در اروپا. دهه ٦٠ و ٧٠ مصادف بود با عروج موسيقی راک و پاپ و به يک معنی بلوز در سطح وسيعی در ميان جوانان آن دوره و اين تأثيرش روی من به اين ترتيب بود که من از سی سال پيش، به قول معروف fan (طرفدار) گروههای پاپ و راک بودم. و تأثيرش به اين ترتيب روی يک آدمی بود که با اين پديده مواجه ميشود، خوشش ميآيد. هيچوقت به آن صورت ننشستم که موسيقی را بعنوان يک هنر، لااقل مبانی تئوريکی‌اش را، مطالعه کنم. از نظر نوع و تئوری موسيقی خوب يک چيزهايی ميدانم، اما تاريخ موسيقی را به آن صورت دنبال نکرده‌ام، ولی موسيقی پاپ و راک غربی را ميشناسم، موسيقی بلوز را تا حدی ميشناسم و خودم علائقم اينطور بوده که بروم دنبال زدن آنها با گيتار و يا فلوت.&lt;br /&gt;اين چيزی است که ده دوازده سال پيش دوست داشتم ميکردم. معنيش اين نيست که ميشد آدم موزيسين خوبی هم بشود. اما دوست داشتم و اگر فارغ از هر مسأله سياسی به زندگی نگاه ميکردم چيزی که دنبالش ميرفتم احتمالا همين موسيقی دهه ٧٠ و بلوز و راکی بود که دوره ما همه جای دنيا را برداشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شهريار&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;تأثير اجتماعی موسيقی مدرن يا راک و بلوز را، شما امروز با توجه به آن دوران و نگاه امروزتان، در واقع چگونه ميبينيد؟ آيا فکر ميکرديد اگر اين امکان برايتان وجود داشت بعنوان يک موزيسين حرفه‌ای و يا يک کمپوزيتور حرفه‌ای وارد صحنه موزيک ميشديد، آيا با اين تفکری که امروز از نظر فلسفی و سياسی و اجتماعی داريد، سعی ميکرديد به همين شيوه و با همين تفکر به موزيک و موسيقی نگاه بکنيد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منصور حکمت&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;نه، نه به هيچ وجه! چون سؤال شما اين بود که اگر دنبال سياست نميرفتم و سياست به سر ما نازل نميشد چه ميشد، من جواب اين سؤال شما را دادم.&lt;br /&gt;به نظر من سياست سياست است و اگر کسی ميخواهد سياست بکند و در سياست دخالت بکند بايد وارد همين روشی بشود که ما شديم. يعنی وارد مبارزه سياسی بشود، وارد سازمانگری بشود، وارد آگاهگری شود، وارد مبارزه حزبی شود و در جنبش سياسی شرکت کند. اگر هم موزيسين سياسی هست به نظر من هنوز به اندازه کافی سياسی نيست. مگر اينکه در يک جنبش بطور آگاهانه شرکت کند. سر هنر را به سمت سياست کشيدن و آن پديده‌ای که به آن ميگويند هنر متعهد يا هنر به اصطلاح سياسی که در ايران قاعدتا انتظار از هر هنرمندی ميرود که هنرمند متعهد و مبارزی باشد، من زياد به اين قائل نيستم. به نظر من هنر و موسيقی، به طور اخص موسيقی، موسيقی است و سياست هم سياست! اينرا ميفهمم که يک نفر موزيسين مشهور و با نفودی باشد و ميتواند عقايد سياسيش را با هنرش بسط بدهد و کمک کند به آن جنبشی که خودش را به آن متعلق ميداند، ولی خود موسيقی، خود عمل ساز بدست گرفتن و آهنگی را زدن و آهنگی را ساختن را سياسی کردن پيشرفتی در آن نيست.&lt;br /&gt;شهريار&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;با اين نگاه، من به اين نتيجه ميرسم که شما جدائی بين سياست و هنر قائل ميشويد، اينطور نيست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منصور حکمت&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;برعکس! من جدائی بين سياست و هنر قائل نيستم. به نظر من هنر هم جايگاهی سياسی در جامعه دارد. من جدائی که نه، اما به يک معنی مشخص بودن قلمرو سياست را بحث ميکنم. ببينيد اگر کسی ميخواهد با آپارتايد نژادی در آفريقای جنوبی مبارزه کند، مستقل از اينکه چه هنری بلد است و يا چه روشی برای بيان احساسات و عواطفش در جامعه دارد و يا از چه راهی دارد نان ميخورد، بالأخره موظف است در جنبش آنتی‌آپارتايد شرکت کند. نميشود گفت شما تشريف ببريد مبارزه سياسی– حزبی‌تان را بکنيد و من از اينجا، از دور برايتان آهنگ ميزنم! ميدانم موسيقی نقش دارد و مثل هر جنبه ديگری از حرکت و فعل و انفعال انسانی جای خودش را در جنبش سياسی هم پيدا ميکند. ولی اين پذيرفتنی نيست که من با عِلم به اين که نهايتا مبارزه سياسی و در بعضی ابعاد حتی نظامی است، جنبش سياسی بايد برود دولتهايی را ساقط کند، نيروهايی را از سر راه بردارد تا به هدفش برسد، من ابتدا به ساکن، و از طرف خودم تصميم بگيرم که از طريق اشعارم و يا از طريق نی‌لبکی که ميزنم در اين جنبش شرکت ميکنم! جنبش سياسی را بايد رفت و در آن شرکت کرد، بايد در آن عضو شد و شرکت کرد، زحمات زيادی کشيد. کار بسيار سخت‌تر و دشوارتری است، به نظر من، به راه انداختن يک جنبش سياسی– حزبی که بتواند انسانها را متحد کند، بميدان بياورد، کار بسيار سخت‌تری است، تا نوشتن يک نمايشنامه سياسی يا گذاشتن کنسرتی که در آن احيانا اين افکار بيان ميشود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شهريار&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;آيا به نظر شما تأثير يک اثر هنری در به اصطلاح بارور کردن ذهن و هدايت آن ذهن در جهت به اصطلاح پيشرفت آگاهی از آزادی (به قول هگل)، آيا منافاتی دارد با اينکه ما به آثار هنری بعنوان يک جريانهايی، آثاری که ميتوانند به جريانهای اجتماعی سمت و سوی سياسی بدهد؟ آيا اينها با هم منافاتی دارند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منصور حکمت&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;منافاتی ندارند. ببينيد يک چيزی اين وسط هست که فکر ميکنم در ذهن شما هم هست و من راجع به آن صحبت نکردم و آن فرد هنرمند است. شما ممکن است هنرمندی را داشته باشيد که کمونيست باشد يا فاشيست باشد يا ليبرال باشد و در نتيجه هنرش را در خدمت جنبشی که به آن تعلق دارد قرار بدهد. اين يک نحوه‌ای است از اينکه ما احتمالا از سياسی بودن هنر حرف ميزنيم. اينکه بطور مثال فلان شاعر فلان سرود را ساخت و اين سرود سر زبان فلان جنگاورانی افتاد که در يک نبردی شرکت ميکردند، اين نگاه به نظر من نگاه محدودی است به رابطه هنر و سياست. اينکه از کانال شخص مربوطه اين هنر به سياست ملحق ميشود. اين رابطه محدودی است بخاطر اينکه کار اول يک جنبش سياسی سرود ساختن و شعر گفتن و يا نمايشنامه درست کردن نيست. کار اول يک جنبش سياسی معمولا رفتن و مستقيما گفتن آن شعارها و اهدافش به توده مردم است، و به آن بخشی از جامعه که مورد نظرش است، هست و تلاشش برای اقناع آنها و متحد کردن آنها، فائق آمدن بر تشتت‌هايی است که در آنها وجود دارد و غيره. در نتيجه به نظر من نميشود کسی بيايد و به صِرف اينکه هنر يا اشکال هنری يا بيان هنری ميتواند در سياست نقش داشته باشد به اين عنوان بگويد که هنر خودش مستقيما يک ظرف ابراز وجود سياسی است و بايد از اين طريق رفت و کار کرد و در نتيجه دو برادر که بزرگ ميشوند يکی‌شان اگر رفت دنبال کار حزبی ديگری بگويد خوب تو برو دنبال کار حزبی و من هم ميروم دنبال کار هنری و هر دو داريم به يک هدف خدمت ميکنيم. جنبش سياسی، سياسی است و اين جنبش سياسی است که بايد بفهمد کدام اشکال هنری به او خدمت ميکند. من اين معنی محدود از رابطه هنر و سياست را نميپذيرم يعنی اين به اصطلاح معافيت از سربازی را برای شعرا و ادبا قائل نيستم که ما چون شعر ميگوئيم و اديب هستيم و فيلم ميسازيم اجازه داريم در تظاهرات و اعتصاب و تحصن، در سخنرانی در چارسوق بازار، در شرکت کردن در مجامع و ميتينگ‌ها معاف باشيم، چون داريم کار ادبی ميکنيم. يک نفر که برای مثال کشتی‌گير معروفی باشد و بگويد همين اينکه من کشتی‌گير معروفی هستم و مردم ميدانند که عضو جبهه ملی هستم پس خدمتم را کرده‌ام. خوب جبهه ملی او را ميگذارد بغل بقيه فعالينش و ميبيند نقش او چقدر است. به هر حال ميخواهم بگويم اين يک جنبه محدود را نبايد پذيرفت. رابطه هنر و سياست وسيعتر و عميقتر است و به يک معنی غير خودآگاهانه‌تر است. هر هنری تابع اوضاع سياسی زمان خودش است، اشکال بيانی آن تابع اوضاع سياسی زمان است، محتوا و مضامينی که در اين اشکال هنری ميرود، تابع سياست است و از آن طرف روی توده مردم، روی ذهنيت عمومی‌شان تأثير ميگذارد. اگر راجع به موسيقی، ادبيات يا شعر يا فيلم‌سازی و غيره حرف بزنيم و جايگاه سياست در آن، ميشود مفصل صحبت کرد و ميشود تأثير متقابل اينها را با هم ديد. واضح است در همين دوره سقوط بلوک شرق و دوره به اصطلاح پايان کمونيسم شاهد حرکتهای زيادی بودم که جامعه هنری عليه چپ کرد و هيچکس هم فکر نميکنم آگاهانه به خودش گفته يک برنامه ضد کمونيستی بگذاريم، شعر ضد کمونيستی بسازيم و يا يک نوول ضد کمونيستی بنويسيم. هرکسی فضای زمان خودش را منعکس ميکرد، فضای پيروزی بازار را منعکس ميکرد. بعضا کسانی که خلاف جريان حرف ميزدند هم به همين ترتيب تلاش چپ جامعه را برای تسليم نشدن منعکس ميکردند ولی اين فرق دارد، ديدن رابطه روبنای فکری و هنری جامعه با سياست فرق دارد با ديدن فعاليت روزمره يک شاعر و يا يک فيلمساز.&lt;br /&gt;به نظر من اين دومی زياد معتبر نيست. اينکه از طريق شعر و ادب و سينما و مجسمه‌سازی ميخواهد در جنبش ضد آپارتايد شرکت کند، خوب ميل خودش است. هرکسی مجاز است هر کاری بکند اما به نظر من جنبش ضد آپارتايد اساسا يک جنبش سياسی است، جنبش کمونيستی اساسا يک جنبش سياسی است و حتما مجسمه‌ساز و شاعر هم احتياج دارد. ولی اين رابطه اين نيست که شعر و مجسمه‌سازی با کمونيسم در جامعه دارد.&lt;br /&gt;شهريار&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;آقای حکمت چرا آدم به سياست گرايش پيدا ميکند؟ چه انگيزه‌ای باعث ميشود که آدم به سياست گرايش پيدا کند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منصور حکمت&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;من فکر ميکنم تلاش برای تغيير آن چيزی که ميبيند. حتما آدم چيزی را نميخواهد و نميپسندد و ميخواهد آنرا تغيير بدهد و سريع متوجه ميشود اين تغيير با مقاومت نهادهايی روبرو ميشود که ماهيتا به قدرت مربوط ميشوند، روبرو ميشود با دستگاه دولت، روبرو ميشود با قوانين، روبرو ميشود با ارتشها، روبرو ميشود با باورها و فکر ميکند برای تغيير بايد وارد يک روند مقابله با اين پديده‌ها بشود که اساسا دعوايی است بر سر داشتن قدرت حرف زدن و عمل کردن در جامعه که نهايتا سياسی است. آدم در سياست ميرود برای اينکه ميخواهد وضعيت مملکتش را عوض کند قاعدتا.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شهريار&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;خوب از همين جا رسيديم به مسأله‌ای که به نوعی مورد نظر من هست. من سؤالم را اينطور مطرح ميکنم. اگر به مسأله قدرت و دستيابی به آن نگاه کنيم متوجه خواهيم شد که همواره اين هم مسأله حوزه سياست بوده است و هم مسأله حوزه تفکر و فلسفه. به اين معنی که اين مسأله چه به لحاظ عملی و روزمرگی‌اش و چه به لحاظ ذهنی و نظری بر آن بوده است تا امکانات دستيابی به خود را فراهم سازد. از فلسفه يونان باستان تا آخرين و ارزشمندترين نظريه‌پرداز دوران معاصر، البته به نظر من، نيچه. آيا شما فکر ميکنيد دستيابی به قدرت ذاتی و درونی بشر است يا اينکه انگيزه‌ای است اکتسابی؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منصور حکمت&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;متوجه نميشوم، يعنی گفتم که به نظر من واضح است که قدرت يک پديده اجتماعی است به اين معنی طبيعی نيست. اگر اجتماع را بيرون ذات بشر تعريف کنيم تمام مسأله قدرت پديده‌ای است که آدم با آن روبرو ميشود و ميفهمد. ولی بعنوان يک موجود طبيعی به عنوان يک موجود به اصطلاح متعلق به طبيعت آيا به قدرت فکر ميکند؟ اين يک سؤال فرضی است. هر کدام از ما که چشم باز ميکنيم از همان اول در نهاد خانواده، در جامعه و مدرسه با مسأله اتوريته روبرو ميشويم و اينکه اين اتوريته، داشتنش، گرفتنش يا سلب کردنش از کسی يا مقاومت کردن در مقابلش بخشی از زندگی ما خواهد بود و اينکه خوشبخت ميشويم يا نه، آدمهای بدبختی هستيم، آدمهای موفقی هستيم يا ناموفق بستگی دارد به اينکه اين اتوريته با ما چکار ميکند و ما با اين اتوريته چکار ميکنيم. ما در نظمی بدنيا ميآييم که قبل از ما بوده، اگر آن را نخواهيم و بخواهيم آن را بر هم بزنيم به زور احتياج داريم. زور در بُعد سياسی کلمه منظورم است،. در نتيجه قدرت، اتوريته، قدرت تصميم‌گيری، حاکميت، اينها پديده‌هايی است که خيلی سريع، خيلی زودتر از آنکه همه ما فکر ميکنيم در مغز ما نقش ميبندد. به اين معنی که بله اتوريته‌ای در اين دنيا هست، بالا و پائينی هست يا با آن ميسازی يا عليه آن بپا ميخيزی و تغييرش ميدهی يا تعديلش ميکنی. ولی زندگی شما را نظمی که قبل از شما بوده رقم ميزند و عکس‌العملی که شما به آن داريد. ما در دامان دره‌ها و تپه‌ها برای خودمان مشغول چرا نيستيم. يک چيزی، يک عمارتی هست که بايد در آن زندگی کنيم. اگر خوشمان نميآيد بايد تغييرش بدهيم، اگر بخواهيم تغييرش بدهيم در مقابلش مقاومت ميشود، حتی ممکن است بخواهند ما را ساکت کنند، اين تلاش برای تغيير دنيا در جاهائی و در مواقعی خطر جانی دارد. قدرت فوری برای ما مطرح ميشود و سمبل آن هم مقوله دولت است. سوای آن بگذريم از اينکه پدرشاهی، خانواده، اتوريته‌های فکری و سياسی و معنوی، نُرمها، باورها، سنتها، مذاهب که هر کدامشان بطور کلی روشهايی برای ديکته کردن احکام گذشته و نظم گذشته و نظم فی‌الحال موجود به آدمهای جديدی که بدنيا ميآيند تا ديکته کردنش به آنها. قدرت به اين معنی فکر کنم چه اکتسابی باشد چه طبيعی، از مقطع تولد با آن آشنا ميشويم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شهريار&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;اما همين شکل طبيعی گاها اينجور تعبير ميشود که ذاتی آدم هم ميتواند باشد. يعنی مثلا شما دو بچه کوچکی که در کودکستان با هم بازی ميکنند و با هم روزشان را به سر ميبرند. اينها بدون هيچ آگاهی از محيط اطرافشان يعنی منظورم مثل ما بزرگترها نه فشار اجتماعی را حس ميکنند و نه به اصطلاح فشار خانواده را حس ميکنند و اتفاقا با محبت زياد هم از طرف اوليای کودکستان و پدر و مادر روبرو ميشوند. اما همين دوتا بچه وقتی که پای به اصطلاح يک اسباب بازی به ميان ميآيد يا حتی پای اسباب بازی هم به ميان نميآيد و اينها دارند با هم شوخی و خنده ميکنند گاها ميبينيد که يکی عليه ديگری به اصطلاح از قدرت خودش استفاده ميکند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منصور حکمت&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;از قدرت بدنی خودش!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شهريار&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;بله از قدرت بدنی خودش و در عين حال ميخواهد به نوعی در عالم بچگی خودش اتوريته به اصطلاح ذهنی و فکری خودش را هم اعمال بکند. شما اين را در واقع اکتسابی ميدانيد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منصور حکمت&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;فکر ميکنم اين بخشی از مقوله صيانت نفس و حفظ “خود” و دفاع از قلمرو “خود” است که در جامعه هم هست. من اين را اکتسابی نميدانم. فکر ميکنم بچه بالاخره از وقتی که مقوله “خود” را متوجه ميشود و متوجه ميشود که “خودش” هست و “ديگران”، اين مرز را ميکشد. اين که حالا اين مرز چگونه مخدوش ميشود از آن دفاع ميکند، بحث ديگری است. اما اين دليل نميشود که به مجرد اينکه موجودی “خود” داشت، نفس داشت و خواست اين نفس را حفظ کند و خواست اين نفس را به اصطلاح حراست کند، حتما به اين ميرسيم که آدم ذاتا ديکتاتور است. به نظر من ميشود نفس داشت، “خود” داشت و قلمرو تعريف شده‌ای برای “خود” داشت و حتی اين به نظرم يکی از جنبه‌های مهم ذات بشر است که قلمروهای اصلی هويت ما است. آن بخشی از وجودمان که مال خودمان است و با کسی سهيم نميشويم. اين خيلی جاها تعريف ما است، ولی اين دليل نميشود که آدمهايی که به اين ترتيب صيانت نفس دارند و ميخواهد خودشان را حفظ کنند ميخواهند جلوی تعرض به خودشان را بگيرند، لزوما بايد در مناسبات مبتنی بر اتوريته زندگی کنند، يا نميتوانند جز اين باشند. به نظر من اتفاقا ميتوان يک جامعه آزاد داشت و ميشود مناسباتی داشت که عليرغم اينکه آدمها تعرض به خودشان را متوجه ميشوند و با کمبود فضا و فرجه برای خودشان متوجه ميشوند، روشی که پيش ميگيرند برای گسترش دامنه محيط خودشان و رشد پتاسيل دور خودشان، روش خصومت‌آميزی با بيرون نيست بلکه روش هارمونيکی است. به نظرم ميشود به اين فکر کرد. بچه‌ای که کودکستان رفته، به نظر من بچه چهار پنج ساله يا سه چهار ساله خيلی وقت قبل جامعه مُهرش را به اوکوبيده. اگر بخواهيم اکتسابی به اين معنی بگوييم که مثلا از شش، هفت سالگی آدم آگاهانه چيزهايی را اکتساب ميکند، خوب خيلی چيزها به نظر اکتسابی نميآيد. ولی بچه وقتی در شکم مادرش است خيلی از اطلاعات و سيگنالها به اصطلاح علائم اين جهان را ميگيرد و به مجرد اينکه به دنيا ميآيد اينرا ميگيرد. در نتيجه بچه دو ساله موجود خيلی پيشرفته‌تر وپيچيده‌تری است از آنکه ما فکر ميکنيم. يک لوح پاک نيست که هر کاری کرد را به حساب طبيعت بخواهيم بگذاريم. به نظر من تا آن لحظه جامعه توانسته مقدار زيادی فشرده منطقی که در آن حکمفرما است را به بچه دو ساله نشان بدهد، از همان لحظه که شير را بهش ميدهند يا ازش دريغ ميکنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شهريار&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;بله. من همين جا همين مسأله قدرت را در واقع دوست دارم که به نوعی هم در نزد مارکس و هم در نزد هگل و هم در نزد باکونين و نيچه به صورت يک سؤال مشترک مطرح کنم. سؤال به اين شکل است: مسأله قدرت چه در نزد هگل و مارکس و چه در نزد باکونين و نيچه مسأله گرهی رسيدن به انسانيت محض است، تا آنجايی که حداقل من ميدانم… اما ظاهرا تفاوتهای نظری ميان آنها ديده ميشود. صرف نظر از تفاوتهای نظری آيا نوعی نگاه مشترک ميان مارکس، باکونين و نيچه نسبت به اين مسأله وجود ندارد؟ دنباله سؤال: چون هر سه تن بر اين نکته تأکيد دارند که قدرت يعنی تجسم بخشيدن به آرزوهای برنيامده. حالا گيرم در نزد مارکس به گونه جامعه‌گرايانه و در نزد نيچه به گونه انسان فرهيخته. شما نظرتان چيست آقای حکمت!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منصور حکمت&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;در مورد باکونين و نيچه اجازه اظهار نظر به خودم نميدهم چون آن درجه اطلاع و احاطه بر نظراتشان را ندارم و اگر اجازه بدهيد شما ميتوانيد در موردشان صحبت کنيد. در مورد مارکس و هگل به نظر من مسأله متفاوت است. تفاوت اصلی مارکس و هگل اين است که آن مقولات و آن کاتگوری‌ها و آن روابطی که برای هگل جزئی از سيستم داخل يک مجموعه مطلق است، بخشی از يک کل فی‌الحال سنتز شده و موجود است که دارد در درون خودش معنی ميشود، برای مارکس روندی است که بيرون بشر است، بيرون ذهن است و دارد در پروسه روند مادی تاريخ تحقق پيدا ميکند. برای هگل قدرت ميتواند مبنای خير باشد به اين معنی که خرد محض را نمايندگی بکند، عقل را نمايندگی بکند و به اصطلاح آن کليت و جامعيتی که ميتواند مبنای خوشبختی باشد يا ظرفی باشد که بشر در آن زندگی ميکند را معنی کند. برای مارکس قدرت پديده‌ای است که بطور طبيعی و بطور فيزيکی بيرون بشر مشاهده ميشود و در طول يک روند تاريخی است که ما به آن احتمالا به رابطه دولت يا فقدان دولت ميرسيم که باز بشر ميتواند در آن به خوشبختی برسد، پروسه‌ای است که بايد در جهان مادی طی شود. بنابراين اتورتيه ممکن است در سيستم هگل يک معنی درونی و فلسفی دارد و برای مارکس خيلی سريع به مقوله دولت ترجمه ميشود، به مقوله شيوه‌های توليد، روبنای سياسی تبديل ميشود و پای مبارزه طبقاتی را به ميان ميکشد، انگار که سيستم را پشت و رو بکند. آن (سيستم هگل) همه چيز درش ملحوظ است و اين (سيستم مارکس) تازه بايد بشود، اتفاق بيفتد، رخ بدهد. برای اينکه برسد به آن شرايط نهائی که بشر در يک موقعيت عقلائی دارد زندگی ميکند، جامعه بايد در طول صدها و هزاران سال مسيری از مبارزه و کشمکش بر سر قدرتهايی که به هيچ وجه ضامن خوشبختی بشر نيستند و به هيچ وجه هيچ خرد ويژه‌ای برای بشر را نمايندگی نميکنند، بايد وارد مبارزه بر سر اينها بشود. دولتهای عشيرتی، دولتهای فئودالی ور بيفتند، بايد سرمايه بيايد و سرمايه ور بيفتد. در نتيجه برای مارکس به نظر من قدرت بار فلسفی ندارد، به شدت مقوله‌ای است اجتماعی. راستش بعنوان يک مارکسيست، آدم احساس نميکند که الزامی دارد که به ذات بشر خيلی بپردازد. چون ذات بشر چيست؟ چون يک مارکسيست در درجه اول بشر را محصول شرايط بيرونی خودش ميداند و حتی خودش هم در آن شرايط فعال است ولی در درجه اول بشر را و رفتاری که از بشر سر ميزند، هويتی که دارد، خودآگاهی که حتی دارد تابع دوره و زمانه‌ای است که در آن زندگی ميکند و مناسباتی است که در آن مقطع وجود دارد. در نتيجه يک مارکسيست به نظر من ميخکوب ذات بشر نميشود، ميرود به ذات جامعه، به يک معنی، نگاه ميکند و اينکه چگونه ميشود با تغيير جامعه بشر را تغيير داد، چگونه بشر ميتواند با تغيير جامعه‌اش خودش را تغيير بدهد و به يک جايی برسيم که بطور مثال نشانه فقدان تضاد طبقاتی، فقدان اتوريته سياسی، شرايطی که دولت در آن زوال پيدا کرده. در مورد نيچه درک عمومی و دوری است که من دارم و به خودم اجازه نميدهم اظهار نظر کنم که چقدر شباهت هست بطور مثال بين هگل و نيچه يا باکونين و مارکس. اما هگل و مارکس به نظرم عليرغم اين که هم ريشه است، متدولوژی‌شان، معنی عملی که فلسفه از هر کدامشان ميگيرد کاملا صد و هشتاد درجه مقابل هم است. برای اينکه هگل به توجيه اتوريته در ميغلطد و مارکس عملا به نفی آن و نقد آن در جهان مادی ميرسد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شهريار&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;بله. سؤال بعدی من اينجوری است. دنباله همين مسأله قدرت و نگاه به اصطلاح مارکس و هگل به اين مسأله. مارکس را اگر ما ادامه دهنده نظريه فلسفی هگل بدانيم ميبينيم که با مقوله عينيت يافتگی که در نزد هگل به معنای بيگانه شدن نيروی مولده از توليد خود است به مقوله از خود بيگانگی نيروهای مولده از توليد خود و همچنين از همزاد خود و يا به تعبيری از همنوعان خود در نزد مارکس ميرسيم. و با طرح اين مقوله و گسترش آن و آلترناتيو نظری خود يعنی در نزد مارکس يعنی سوسياليسم ميرسد. مارکس با طرح و گسترش اين مقوله به سوسياليسم ميرسد. آيا شما فکر ميکنيد هنوز هم مقوله از خود بيگانگی مارکس انگيزه‌ای برای دگرگونيهای بنيادی يعنی انقلاب است يا با توجه به مقوله عقلانی کردن روابط اجتماعی برگرفته از نظريه هگل اين مقوله جا را برای گذار آرام برای بشريت برای رسيدن به آرزوهايش باز خواهد کرد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منصور حکمت&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;من دوست دارم شما بيشتر صحبت کنيد تا من معنی اين سؤال را بيشتر درک کنم. منتها منظور سر اين است که رهايی و سعادت بشر از يک جور جهاد اکبر، جهاد از نفس خودش عبور ميکند؟ به نظر من واضح است که مارکسيسم اينرا قبول ندارد.&lt;br /&gt;مشکلات بشر، قيد و بندی که بر دست و پايش است، ريشه مشقات و بدبختی‌هايش بيرون هر فرد است. ممکن است در درون جامعه‌ای است که از همه افراد با هم تشکيل شده، اما بيرون هر فرد است. گذار مسالمت‌آميز به خوشبختی و سعادت در يک جامعه خردمندانه کاملا ميتواند فقط تابع اين باشد که نيروهايی که ذينفع نيستند در اين خوشبختی، يا در لااقل حفظ وضع موجود عميقا سرمايه‌گذاری کرده‌اند، حاضر باشند مسالمت‌آميز صحنه را ترک کنند. اين در تئوری مارکسيستی با توجه به تئوری مارکسيستی دولت، با توجه به تئوری مارکسيستی استثمار، با توجه به جايگاهی که مارکس برای روبنای فکری و سياسی و حقوقی جامعه قائل است، مسالمت‌آميز از آب در آمدن سعادت نهائی جامعه بشری بشدت نامحتمل به نظر ميرسد. شما کافی است به زرادخانه‌های اتمی و غير اتمی دولتهايی که وجود دارند که در طول روز ما به صورت نهادهای اداری با آنها روبرو هستيم که انتخابات ميگذارند، بودجه تعيين ميکنند و پارلمانی هست و غيره. ولی شما ميدانيد که اگر شما پوست اين واقعيت را کنار بزنيد به ارتش ميرسيد و وقتی به پشت آن ميرسيد موشکهای کروز را ميبينيد و بمبهای اتمی را ميبينيد و گلوله‌هايی را ميبينيد که امروز در فلسطين دارد شليک ميشود. بمبهايی که بر سر مردم عراق ميخورد و بمبهايی که سر مردم يوگوسلاوی ميخورد. شما ميبينيد که پشت همه اين دولت که ميشود در موردش فلسفی صحبت کرد قهر لخت عريانی هست که قدرت کشتن انسانها در خودش دارد و انحصار کشتن را دارد و بيشتر جاها خودش را محق کرده که قانونا بکشد. در نتيجه مسالمت‌آميز بودن آينده خوشبختی بشری و اينکه روند به اصطلاح مسالمت‌آميز باشد از نقطه نظر يک مارکسيستی که نميخواهد سر خودش کلاه بگذارد به شدت نامحتمل است. واقعيت اين است که وضع موجود هم مسالمت‌آميز نيست. اينطور نيست که ما الان در يک موقعيت صلح و صفايی به سر ميبريم و کسانيکه ميخواهند تغييرش بدهند گويا مقوله سرعت در تغيير، خشونت در تغيير و قهر را مطرح ميکنند. قهر الان در سيستم است. آنهايی که بطور مثال مثل سوسياليست‌ها و کمونيستها ميخواهند عوضش بکنند دقيقا مواجه ميشوند با مقاومت قهرآميز نظم کهنه و اين مقاومت قهرآميز کهنه است که خون ميپاشد به پروسه تغيير و روند تغيير در جامعه، نه نياز تغيير دهندگان. اتفاقا معترضين معمولا آدمهايی هستند که دارند اول تزهايشان را ميدهند و ديدگاه‌هايشان را مطرح ميکنند. کمتر کسی قبل از اينکه اعلام کند چه ميخواهد بياورد و سعی کند به مردم بفهماند، دست به اسلحه برده. اين دولت است که قبل از اينکه کسی حرفش را بزند دست به اسلحه ميبرد و يا در زندانها را باز ميکند و يا روزنامه‌ها را ميبندد و غيره… دولت به معنی وسيع کلمه به مفهومی که در همين اروپای غربی ما داريم زندگی ميکنيم. در نتيجه به اين معنی به نظر من از خود بيگانگی و مبارزه عليه از خود بيگانگی، مقوله از خود بيگانگی محور تبيين آينده جامعه بشری برای مارکس نيست. مارکس از خود بيگانگی را در يک مفهوم ديگری در جامعه سرمايه‌داری بکار ميبندد و فکر نميکنم قائل باشد به که اين از خود بيگانگی از طرق غير سياسی قابل رفع است. از خود بيگانگی که مارکس از آن حرف ميزند اين است که محصول خلاقيت بشر ميرود بيرون بشر، و خودش را به اصطلاح بعنوان يک پديده خارجی برای بشر نشان ميدهد. من و شما کاری ميکنيم، چيزی ميسازيم و بعد متوجه ميشويم مخلوق ما بيرون ما دارد بر ما حکومت ميکند. بر دوش يک قدرت غير قابل توضيح و ناشناخته از نظر ما بنا شده که بر خود ما حکومت ميکند و ما را بيشتر در قيد و بند نگاه ميدارد. اين از خود بيگانگی و اين جدا شدن يک مقوله روانی، فکری، فرهنگی، اخلاقی، هنری نيست. در درجه اول يک مقوله سياسی- اقتصادی است و برای مارکس تغيير اقتصاد سياسی، تغيير موقعيت عينی، مستلزم دست زدن به يک حرکت عينی سياسی اقتصادی است. در درجه اول برميگردد به مقوله مبارزه طبقاتی. به اين معنی به نظر من کسانی که برای مثال ريشه مشقات بشر، دشواريهايی که زندگی همه ما دارد، کمبودهايی که جهان فعلی دارد، نارسايی‌هايش، زجرهايی که در آن هست در اشکالی که ذهن ما دارد جستجو ميکنند، اين را نميبينند که اين ذهن محصول دوره و زمانه معينی است و تا وقتی که اين دوره و زمانه همانطور ميماند، اين ذهن آدم بازتوليد ميشود. چه کودک در کودکستان و چه سرباز در ميدان جنگ اين را منعکس ميکنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شهريار&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;اما اگر آن هدفمندی که به نوعی در نزد هگل هست يعنی جامعه بشری همواره در حرکت پيشرفت از آگاهی به آزادی است و آن جوری که در نزد مارکس هست يعنی هدف جامعه بشری را رسيدن به يک آزادی ميداند، يعنی در نهايت هر دو بر آزادی تکيه ميکنند. آزادی بشر! حالا در نزد مارکس به رهايی از خود بيگانگی و به گرايش به خود يا درخود، دسترسی به خود، از برای خود و در نزد هگل به نوعی رفع به اصطلاح عينيت‌يافتگی يا به اصطلاح آن چيزی که از خود جدا شده. در نهايت هر دو به اعتقاد من به يک هدف ميرسند منتها راههای رسيدن متفاوت است. حالا سؤال اين است که اگر به اصطلاح روند جامعه آن جوری باشد که ما با يک گذار مسالمت‌آميز و يک به اصطلاح دسترسی به آزادی به گونه خودآگاهی در پريودهای مختلف، در زمانهای مختلف، به اين نتيجه برسيم. آيا شما همچنان معتقديد که نظريه انقلاب در تئوری مارکسيسم به اصطلاح بر همان مبنايی استوار است که در نزد مارکس بود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منصور حکمت&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;بگذاريد به چند مفروضات شما بر گرديم. يکی اينکه هگل و مارکس در عمل به يک چيز رجوع ميکنند و يک پديده مورد نظرشان است. من اينطور فکر نميکنم. به نظر من صد و هشتاد درجه مقابل هم هستند. هگل شخصا فکر ميکنم از نظر متدولوژيک بخصوص بحث ديالکتيک و رابطه بودن و شدن دستاوردهای زيادی از نظر فلسفی داشته که البته هيچوقت در اروپای غربی مد نشد و جامعه غربی در سطح کانت ماند. ولی هگل به نظر من آبستره‌ای را مطرح ميکند بدون اينکه نيازی ببيند که اين آبستره را با جهان ماده تطبيق بدهد. برای هگل همه تضادها در يک پروسه‌ای که فارغ از زمان است و فارغ از مکان است و فارغ از گوشت و پوست است در محدوده خود ذهن به فرجام ميرسد. برای هگل عليت يک پروسه منطقی است. خرد يک به اصطلاح سازگاری فکری و ذهنی است. برای مارکس اينها بيرون است. برای مارکس اينها بايد بوجود بيايد. برای مثال شما دو نوع عليت را ميتوانيد مقايسه کنيد. وقتی دو ضلع مثلث قائم‌الزاويه را داريد ضلع سوم آن فی‌الحال موجود است. اين نوع رابطه است که ضلع سوم را به مجرد اينکه دو ضلع ديگر را داشتيد همان حال هست و قرار نيست اين ضلع بعدا بوجود بيايد. شما به مجرد اينکه دو ضلع مثلث قائم‌الزاويه را داريد، وَتَرش برای مثال پيش شما است. اين يک نوع استنتاج شدن است. برای مارکس اين استنتاج در جهان ماده به صورت پروسه‌های مادی بايد رخ بدهد. برای مثال اگر عده کمی از آدمها عده زيادی از آدمها را استثمار ميکنند، برای مارکس اين حرکت منطقی است، حاکی از خرد است که اين ستم از بين برود با کمک و با حرکت کسانی که تحت استثمارند. مبارزه طبقاتی برای مارکس ابزار حل کردن يک تضاد واقعی بيرون ذهن و بيرون دايره انديشه است. در نتيجه آنچه که برای هگل بطور کلی درون يک سيستمی از تعقل است برای مارکس ميرود بيرون در جامعه و در جهان مادی مطرح ميشود. چيزی که برای هگل بدون زمان فی‌الحال هست. نتيجه‌ای که فی‌الحال از احکامی گرفته ميشود برای مارکس در طول صد سال بايد اين نتيجه بطور واقعی بر مبنای پراتيکی گرفته شود. تا جايی که من ميفهمم هگل مقوله پراتيک ندارد. هگل منطق دارد ولی پراتيک ندارد. مارکس تمام تفکرش بر مبنای پراتيک است و پراتيک تغيير دهنده، پراتيکی که تضاد را به سنتز ميرساند و تز جديدی را مطرح ميکند. بنابراين هگل تز و آنتی‌تز و سنتز پروسه‌های عقلانی و منطقی و از جنس فکر هستند که در عالم عمومی ذهن و انديشه دارد صورت ميگيرد و برای مارکس اين سنتز بايد بطور واقعی صورت بگيرد و در جهان مادی ممکن است صد سال طول بکشد. در نتيجه اگر چيزی بخواهد مارکس را متمايز کند جايگاه اساسی پراتيک، پراتيک انسانها، منظورم پراتيک حزبی انسانها نيست، پراتيک عمومی اجتماعی آدمها، فعل و انفعال نسلهای انسانی رويهم است که جامعه را ميبرد به سمت عقلايی شدن، به سمت آن نتيجه خردمندانه‌ای که جامعه ميتواند داشته باشد و آن فقدان تضاد، جامعه‌ای که با خودش به صلح رسيده و بشر ديگر در آن تحت انقياد نيست، تحت اتوريته نيست و بشر در آن آزاد است. برای هگل آزادی درک ضرورت است. برای مارکس درک ضرورت، آزادی را بوجود نميآورد بلکه اين پروسه‌ای که اين ضرورت را بالفعل ميکند است که نهايتا کسی را آزاد ميکند و آزادی را برای بشريت ميآورد. به هر حال هگل يک سيستم فکری و ذهنی ايده‌آليستی را دارد مطرح ميکند و مارکس يک حرکت مادی رو به بيرون و پراتيکی را مطرح ميکند. در نتيجه اين فرض که اگر بشر بتواند بطرق مسالمت‌آميز به اهدافش برسد آيا باز هم مارکسيستها به انقلاب معتقدند، فرض پايش در هوا است! يعنی چه اگر بشر بتواند به سيستم مسالمت آميز به اهدافش برسد؟ و بعد چطور ميشود به شيوه‌ای مسالمت‌آميز يک موقعيت قهرآميز را به اصطلاح دگرگون کرد؟ چون فرض عمومی اين است که جهان الان در حال مسالمت است و يک چيزهايی در آن خوب نيست. فرضی که پشت بحث شما و نحوه‌ای که گفتيد هست. گويا جهان يک داده مسالمت‌آميزی است الان و يک عده راضی نيستند و ميخواهند تغييرش بدهند. يک عده به آنها ميگويند تو را به خدا بيائيد مسالمت‌آميز تغيير بدهيد. مارکسيستها از اين شروع ميکنند که جهان مادی دستخوش اجحاف، زور، خشونت و شقاوت است و برای تغيير اين و ايجاد يک جهانی که در آن اينها نباشد بايد دست زد به يک پراتيک سياسی و گسترده و مقابله کرد با اين خشونتها. همانطور که گفتم خشونت يا انقلاب سناريويی نيست که ما برای جامعه نوشته باشيم. سناريويی است که جامعه برای ما نوشته. ما مجبوريم در آن شرکت کنيم و اين است فرق اساسی. به نظر من ما تعيين نميکنيم جامعه به چه شيوه‌ای دارد به سمت مراحل آتی که خوشبختی بشر در آن هست ميرود، اين جامعه است که به ما ميگويد بدون در هم شکستن دولت، بدون کنار زدن يک ارتش، بدون به زير کشيدن فلان کليسا، بدون از بين بردن خرافات… شما عملا به آن آينده نخواهيد رسيد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شهريار&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;آيا در واقع انقلاب به معنای ارزش آفرينی و ايجاد ارزشهای نو است به اعتقاد شما؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منصور حکمت&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;آيا انقلاب ايجاد ارزشهای نو است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شهريار&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;بله، به معنای ايجاد ارزشهای نو است؟ يعنی ارزشهای کهنه، ارزشهای مذهبی…&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منصور حکمت&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;حتما همينطور است. به معنی مطرح شدن و موضوعيت يافتن ارزشهای نو است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شهريار&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;من اين سؤال را به اين خاطر مطرح ميکنم که دنباله‌اش را به اين شکل خدمتتان عرض کنم، که مقوله نفی ارزشها و جايگزينی ارزشهای نو هم در نزذ مارکس و هم در نزد نيچه به اعتقاد من کليد فهم مقوله دگرگونيهای بنيادی در جامعه بشری است. مارکس با پيش کشيدن آلترناتيو سوسياليسم به نوعی تعيّن و يا تعيّن پذيری ميرسد. يعنی با تعريف سوسياليسم به نفی جامعه سرمايه‌داری ميرسد. نفی يک چيزی در فلسفه اسپينوزا، هگل و مارکس يعنی اثبات چيزی ديگر وقتی که تعيّن پذير ميشوند. اما جايگزينی ارزشهای نو در نزد مارکس به معنای نفی ارزشهای بورژوائی نيست. آنگونه که مثلا در نزذ نيچه ما شاهد بيان صريح و روشن نفی تمامی ارزشهای اخلاقی، مذهبی و روابط تاکنونی هستيم. در نزد مارکس اين نفی به گمان من با اين صراحت بيان نميشود. سؤال اين است: آيا مارکس نيز مانند هگل به آنچه “عقلانی است، ضروری است و آنچه ضروری است عقلانی است” معتقد است؟ اگر نيست چرا همچون نيچه به نفی تمامی ارزشهای پيشين يعنی جامعه بورژوايی نميرسد؟ مگر نه اينکه ارزشها بيان نظری کارکردهای اجتماعی هستند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منصور حکمت&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;اينکه “امر عقلانی ضروری است و امر ضروری عقلانی است” به نظرم در مارکس کاملا مبنا است و همانطور که گفتم برای طی شدن و مسجل شدن ضروری بودن امر عقلانی يک روند، در جهان مادی طی ميشود که برای هگل اين پروسه اتوماتيک و فوری و يک استنتاج فلسفی است. برای مارکس اين يک روند اجتماعی است. ببخشيد صدای من را ميشنويد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شهريار&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;بله بله.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منصور حکمت&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;برای مارکس اين يک استنتاج اجتماعی سياسی است. آنچه که عقلانی است بايد بوجود بيايد ولی به مجرد اينکه اين بايد مطرح ميشود و اين ضرورت خودش را به اشکال مختلف در ذهن بشر و زندگی بشر مطرح ميکند، روندهايی برای تحقق اين ضرورت شروع ميشوند که اين روندها به اصطلاح فلسفی، فکری، منطق صرفی نيستند. روندهای مادی هستند و اين ضرورت تا وقتی هست، اين روندها ادامه دارد و بارها سرخورده ميشوند، بارها شکست ميخورند، بارها تحقق اين ضرورت به تأخير ميافتد. برای مثال الآن خيلی وقت است که ديگر عقلائی است که انسانها مرفه باشند و حق حيات داشته باشند و سلامتی برای مثال بهداشت و مسکن حق هر انسانی است. اينرا ممکن است دويست سال پيش از شما قبول نميکردند، از نظر ايدئولوژيکی نمی پذيرفتند. الان خيلی سخت است حتی بورژوازی مقاومت کند در مقابل اينکه آيا بهداشت و سلامت حق همه هست يا نه! همه ميگويند بله! اين ضرورت شده، اين را همه ميدانند که فرض وجود هر آدم اين است که بتواند سالم زندگی کند، ولی روندی که آدمها بالأخره در آن زندگی ميکنند و سلامت خودشان را به حق مسجل خودشان تبديل ميکنند يک روند منطقی و اسکولاستيک نيست. روندی نيست که بايد در جهان انديشه طی بشود، روندی است که بايد در دنيای مادی طی شود. يعنی موانع اجتماعی، سياسی، فرهنگی، اخلاقی و غيره‌ای که مانع تحقق اين ضرورت فی‌الحال اثبات شده هست و مانع اينکه امر عقلائی که از آن صحبت ميکنيم مسجل هم بشود، عينی هم بشود و بوقوع هم بپيوندد. مبارزه با آن موانع هست که روند اين نشدن را بيان ميکند. برای مارکس پروسه تز و آنتی‌تز و سنتز شدن يک پروسه مادی اجتماعی است که در آن بشر ابراز وجود ميکند. پراتيک بشر در پروسه سنتز شدن تضادهای پيشين و بوجود آمدن تز و آنتی‌تز جديد. بشر با قدم خودش با فکر خودش بعنوان يک پديده اجتماعی و فردی دخالت ميکند و اين پروسه را به جلو ميراند و اين سنتز بايد در جهان مادی صورت بگيرد. برای هگل اينطور نيست.&lt;br /&gt;منتهی آن چيزی که در رابطه با درجه نفی باورها و افکار گذشته و معيارهای گذشته صحبت کرديد، به اين معنی مارکس برخوردش با هر دوره‌ای و با هر دوره از زندگی بشر يک برخورد آگاهانه‌تر از اينها است که به کلی منکر جايگاه آنها بشود. اگر پديده‌ای ديروز خودش نتيجه نوآوری بوده و سنتزی بوده از تضادهای پيش از آن، بنابراين به همان درجه اعتبار و صلاحيت داشته. برای مثال انقلاب فکری که بورژوازی ميکند، انقلاب معنوی که بورژوازی در جهان عقب‌مانده فئودالی ميکند، برای مارکسيستها جايگاه و ارزش خودش را داشته. فراتر از آن رفتن به معنی منکر شدن جايگاه تاريخی و فلسفی آن در افکار تاکنونی‌شان نيست. به اين معنی مارکس به انقلاب در افکار و باورها معتقد است ولی اين انقلاب صرفا يک پروسه انهدام اوضاع تاکنونی نيست، برای اينکه فراتر رفتن از آنها و ديدن آن اخلاقيات، باورها، روبنای فکری، معيارها و ارزشها بصورت تزهای جديدی است که الان آنتی‌تز خودشان را دارند و بايد سنتز آنها شکل بگيرد. به اين اعتبار مارکس از يک پروسه مادی حرف ميزند، جايگاه مادی پديده‌ها را ميبيند و رفتارش و برخوردش با معيارهايی که در طول تاريخ شکل گرفته دلبخواهی نيست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شهريار&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;آقای منصورحکمت من يک مقاله چند سال پيش از شما خواندم در مورد سالگرد انقلاب ايران به اسم انقلاب شکست نخوردگان …&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منصور حکمت&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;تاريخ شکست نخوردگان!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شهريار&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;بله، تاريخ شکست نخوردگان، خيلی ممنون! من آن مقاله را واقعيت و راستش را بخواهيد يکی از زيباترين مقاله‌های چند ساله اخير، با همه موجزی و با همه فشردگيش، يکی از زيباترين مقاله‌هايی ديدم که در چند ساله اخير در جريانهای چپ ايران نوشته شده.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منصور حکمت&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;خيلی متشکرم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شهريار&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;من با اين نگاه، تعارف هم نميکنم و البته اهل بده و بستان هم نيستم (خنده هر دو)، با اين نگاه وقتی نگاه ميکنم ميبينم و پيش خودم فکر ميکنم که اگر منصور حکمت بخواهد تاريخ معاصر ايران را بنويسد، آيا اين تاريخ را از چه نگاهی خواهد نوشت؟ صرف نظر از اينکه منصور حکمت مارکسيست هست آيا در واقع يک نگاه کاملا دترمينيستی يا به اصطلاح يکسويه نسبت به مسائل تاريخ ايران خواهد داشت يا ديدش را بازتر و فراتر از آن به کل روند جريانهای اجتماعی و از همه ديدگاهها در واقع به اين مسأله نگاه خواهد کرد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منصور حکمت&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;اولا تشکر ميکنم از حسن نظرتان به آن مطلب. من شخصا آدم دترمينيستی نيستم و فکر ميکنم دترمينيسم با مارکسيسم بيگانه است و اتفاقا اگر نوشته‌های من را ديده باشيد من معمولا دارم از اين حرف ميزنم که پراتيک و پراتيک آدمهای معين در حصول نتايجی که در جامعه فراهم ميآيد، تعيين کننده است و هيچ چيز از پيش مقدّر نيست، اجتناب ناپذير نيست، محتوم نيست و در نتيجه بستگی دارد که انسانهای يک نسل، يک طبقه، يک جامعه، چه ميکنند. بستگی به عمل آنها و پراتيک آنها دارد و در نتيجه محصول اجتماعی که ببار ميآيد و موقعيتی که پديدار ميشود. راجع به تاريخ هم به اصطلاح تاريخ انقلاب ايران يا تاريح معاصر اگر بخواهم بنويسم چيزی که من متوجه شده‌ام در اين سالهايی که لااقل از نزديک با اين مسائل سر وکله زده‌ايم و غيره، اين است که در جامعه همانطور که در زير سطح آرام دريا به اصطلاح جريانهای آب هست که به اين سو و آنسو ميرود، ولی من و شما نمی بينيم از رو، جامعه هم دستخوش حرکت جنبشها است، جنبشهايی که مدام در آن فعال هستند، اين جنبشها دارند کار ميکنند، هستند و تاريخ محصول اين جنبشها است و مبارزه طبقاتی در يک سطح عميقتری، پشت اين جنبشها دارد به اين جنبشها شکل ميدهد ولی اين جنبشها وجود دارند. تاريخ ايران را اگر بخواهيد نگاه کنيد نميتوانيد بگوييد تاريخ مبارزه پرولتاريا و بورژوازی است فقط. چون مبارزه پرولتاريا و بورژوازی، کارگر و سرمايه‌دار، امپرياليسم و غيره، اينها بر مبنای جنبشهای اجتماعی بالاخره ميتواند شکل بگيرد که ميتواند در کشور پديدار شود و نقش بازی کند. به نظر من تاريخ ايران در اين صد سال از انقلاب مشروطيت تا الان صحنه اعتراض معينی بوده از طرف احزاب و جنبشهای روشنفکران، اِليت تحصيل کرده آن جامعه برای ايجاد يک ايران غربی، يک ايران بورژوائی سرمايه‌داری از نوع فرانسه و بلژيک و انگلستان و مقاومتی که به يک معنی دولتهای مستبد در مقابلش کردند يا غرب در مقابلش کرده است. جنبشهای اپوزيسيون ايران جنبشهايی بوده اساسا جنبشهای نخبگان ايران بوده برای بوجود آوردن نوعی سرمايه‌داری ايرانی. حتی انقلاب ٥٧ هم با اينکه کارگران وسيعا در آن شرکت کردند، سرنوشت جامعه و زندگی همه ما را بالاخره آن خانواده سياسی بزرگی که يک سرش مشروعه است و سر ديگرش مشروطه، يک سرش مصدق است و يک سر ديگرش خمينی و حتی رضا شاه را هم در بر ميگيرد. آن طيف جنبش که محصول انقلاب مشروطيت است تعيين کرد. و ما کمونيستها، ما سوسياليستها و طبقه کارگر بطور وسيعتری نظاره‌گر اتفاقاتی بوديم که در ايران رخ داده. به نظر من الأن ميتوان عوض کرد. البته ما داريم راجع به تاريخ حرف ميزنيم و از اين به بعدش را ول ميکنيم فعلا. ولی به نظر من تا اين لحظه ما با حرکتهای يک جنبش اجتماعی عظيم با خطوط داخليش روبرو بوديم که يک ايران سرمايه‌داری بزرگ و قوی ميخواهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شهريار&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;آيا واقعا تاريخ‌نويسی تاکنونی به اعتقاد شما با اين تعريف به گمان من بايد اينجور برداشت کنيم که تاريخ‌نويسی تاکنونی يک تاريخ‌نويسی واقعگرايانه از باصطلاح جريانهای اجتماعی يا درون جامعه ايران نبوده بلکه از نگاه حرکتهای روشنفکری و نخبگان جامعه هست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منصور حکمت&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;قطعا همينطور است. اين بحث تاريخ نويسی به نظر من بحثی است در جای خودش پيچيده‌تر! چرا به هر حال ما تاريخ را از زبان راويان آن ميشنويم و نهايتا کدام روايتها مُهر خودشان را بيشتر در برداشتهای اعقاب به ما ميزنند تعيين ميکند که آن تاريخ را چگونه ببينيد. خود ما الان در مورد اتفاقی که همدوره من و شما است، انقلاب ٥٧، اگر بخواهيم دست به قلم ببريم، همه آن نسلی که همزمان با اين واقعه زيستيم، فکر ميکنم به اندازه تعدادمان روايتهای مختلف از اين پديده ميدهيم، جوری که نوه‌های ما گيج ميشوند که بالاخره اين اتفاقی که سال ٥٧ افتاد چه بود؟ از اينها ميگذريم که الان با متدولوژی‌هايی که در آکادمی‌ها حاکم است و بخصوص نه الان بلکه چند سال پيش، عروج جدی مکتب پست-مدرنيسم که نفی اينکه آيا تاريخ عينيت دارد، روندی را ميشود در آن تشخيص داد، آيا جهت دارد و آيا اصلا ميشود روايتی داشت که همه ما روی آن قسم بخوريم مورد سؤال بوده برايشان، يعنی اينکه بالأخره انقلاب صنعتی واقعا انقلاب صنعتی بود؟ آيا جنگ اول جهانی واقعا جهانی بود؟ آيا واقعيات آنطوری که تصوير شده هست يا غيره؟ آيا چيزی به اسم انقلاب بورژوايی وجود داشته يا نه؟ الان همه اينها در آکادمی‌ها بين مورّخين مورد بحث است برای اين که متدولوژی تاريخ‌نگاری با عروج پست-مدرنيسم دچار تشتت و سرگيجه شد. البته الان شايد به شوری دو سه سال پيش نباشد. ولی قطعا تاريخی که ما تحويل گرفتيم بعنوان تاريخ معاصر ايران، تاريخی بوده که جنبشهای اجتماعی زنده در آن دوره از آن دوره بيان کرده‌اند و نميتواند تاريخ زنها باشد. تاريخی نيست که روايت زنان در آن نقش بازی کرده باشد. شما از انقلاب مشروطه بيائيد تا اينجا هرکسی که به اين وقايع: ورود متفقين، رفتن رضا شاه تا آمدن محمد رضا شاه، ٢٨ مرداد، اصلاحات ارضی، انقلاب ٥٧، ببينيد چه بخشی از اين تاريخ واقعا نظرگاه زن در آن جامعه را منعکس کرده و يا چقدر ميدانيم راجع به اين جامعه‌ای که ميگويند به آن صورت شد و به اين صورت شد بعضا چه گذشت؟ دکتر مصدق را ميگويند قهرمان ملی و گويا سمبل ليبراليسم آن مملکت است. ما هنوز کوچکترين چيزی راجع به وضع زنان در سالهای حاکميت دکتر مصدق نميدانيم. بيست و چند سال جمهوری اسلامی حاکم بوده و کسی مثل اين کارشناسان وزارت خارجه امريکا ميتوانند بگويند جمهوری اسلامی اين يا آن پيشرفت را کرده ولی هيچ يک از رسانه‌های رسمی در مورد سرنوشت يک نسل کامل از زنان در يک همچنين نظامی حرف نميزنند. در نتيجه اين نگرش از اين تاريخ غايب است. جايی ثبت نشده و راجع به آن حرف نميزنند. در خود اروپا هم همينطور است. ميگويند در اين سال دمکراسی آمد و بعدا به آدم ميگويند که حق رای زنها فقط اين بيست سال يا پنجاه سال است…&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شهريار&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;بله، در واقع من ميخواستم در رابطه با همين مسأله اشاره کنم که شما تمام تاريخ اجتماعی اروپا را بجز تاريخ اختصاصی يک سری مورخ‌های مشخص نوشته‌اند. مثلا تاريخ عمومی اروپا را اگر نگاه بکنيد در هيچ جا از جنبش زنان اروپا من فکر نميکنم بطور جدی و آنجور که مورد نظر شما هست بحثی شده باشد. آيا اين در واقع عموميت دارد به نظر شما يا اينکه خاص جامعه ما است؟ البته ميدانم در جامعه ما ويژگی بيشتری پيدا ميکند ولی گويا متأسفانه اين ديد علی‌العموم است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منصور حکمت&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;ميدانيد فقط اين نيست که مسأله زنان بيان نشده. ببينيد اگر تاريخ داستان زندگی آدمهايی است که رفتند، به معنی وسيع داستان اين است که بر مردم چه گذشت و چه چيزی بر آنها حاکم بود، به چه سمتی رفتند و چرا رفتند، باشد و شما شهادت بخش عظيمی از جامعه را نگيريد راجع به اين پديده، واضح است که تصوير وارونه و عجيب و غريب است. شما شهادت اديان اقليت را نداريد، شهادت کسانی که تمايلات جنسی متفاوت داشتند را نداريد، شهادت بچه‌ها را نداريد. تاريخ‌نگاری ما فاقد نظرگاه بچه به آن دوره است. شما نميدانيد بر بچه‌ها چه گذشت و بخش عظيمی از جمعيت با چه مشقاتی در آن دوران زندگی کردند و چه کشيدند. در نتيجه اين تاريخ روايت جنبش‌ها است. جنبش زنان اگر تاريخ را بنويسد آنوقت ميرود اين وجه را نگاه ميکند و چه بسا وجه ديگری را نگاه نميکند. ميخواهم بگويم اگر تاريخ‌نگاری را از تاريخ تفکيک کنيم، تاريخ‌نگاری‌ای که تا به حال بوده گويای روند تاريخی نيست. برای همين تئوری به آن اضافه ميشود. برای مثال يک مارکسيست ميآيد شيوه‌های توليدی، تحولات زيربنايی را مطرح ميکند که جزء تاريخ‌نگاری هيچکس نيست بلکه تز اين آدم است و ميرود و سعی ميکند با داده‌های تاريخ‌نگارها بکويد بله اين اتفاق زيربنايی داشته اتفاق ميافتاده و برای درک اين روندهای تاريخی. ولی الان در مورد ايران که پرسيديد به نظر من يکی از بی‌ارج‌ترين و سخت‌ترين کارها تاريخ‌نگاری است. بيوگرافی‌نگاری، وقايع‌نگاری کار شيرين و خوبی است که آدم برای نسل بعد بجا بگذارد که در اين روز اين گذشت و من از اين راوی اين را ديدم و شهادت بدهد به وضع زمان خودش، ولی کسی که ميآيد و سعی ميکند فلسفه و تاريخ را بيان کند و مراحل پشت سر هم را توضيح بدهد و بگويد در اين جهان و اين جامعه چه گذشت، به نظرم يک ريسک متدولوژيک بالايی را دارد مرتکب ميشود و آنهم اينکه از درون جنبش خودش دارد به بقيه جهان نگاه ميکند و از اين زاويه توضيح ميدهد. فکر نميکنم کوچکترين ارجاعی به موقعيت طبقه کارگر، مزدبگيران در تاريخ طبقات حاکم که نوشته‌اند باشد. کمااينکه همه ما به دوران تاريخ معاصر ايران که نگاه ميکنيم نوشته‌های اصليش يک همچنين پديده‌ای کوچکترين جايگاهی ندارد که در خانه‌ها چه گذشت، بر اين خانواده‌ها چه گذشت؟ چه احساسی انسانهای آن دوره از زندگيشان داشتند و غيره.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شهريار&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;آقای حکمت اگر اجازه داشته باشم ميخواهم چند تا سؤال کوتاه از شما داشته باشم. اين سؤالات البته کمی جنبه شخصی و مربوط به خود شما دارد و اينکه اميدوارم جواب کوتاه بشنوم تا شنوندگان را بتوانيم روی خط بياوريم. عرضم به حضورتان من معتقدم شما در نوشته‌هايتان به نوعی نثر شسته رفته و در عين حال محکم و کوتاه‌نويسی روی آورديد و در عين حال به نوعی تخيل کتابت يا تخيل اگر از حوزه نوشتاری به آن نگاه کنيم نوعی تخيل رمان يا قصه کوتاه و يا فانتزی ادبی در آن هست. شما آيا علاقمند به رمان، شعر، قصه کوتاه و مقولاتی از اين دست هستيد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منصورحکمت&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;باز با تشکر از لطفتان! نه! شعر به طور قطع نه، شعر را دنبال نميکنم و تأثيری روی من ندارد. من روی شعر کار نميکنم..&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شهريار&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;چرا؟ آقای حکمت چرا شما شعر را دوست نداريد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منصور حکمت&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;(خنده) حالا ميرسيم به آنهم. من فکر ميکنم چيزی که برايم جالب است قدرت بيان معنی است. اين را بعنوان يک فضيلت نگاه ميکنم که کسی ميتواند حرفش را بزند و هر چه زودتر بهتر و هر چه روشنتر و مؤثرتر بهتر. در نتيجه به زبان بعنوان ابزاری که، مثل ساز موسيقی، آدم بتواند از آن استفاده کند و با مهارت استفاده بکند خيلی ارزش قائلم. شانسی که آوردم به اين معنی اين بود که پايه فارسی، گرامر فارسی‌ام، خوب بود. اما خود ادبيات تأثيری روی کار من نداشته. بيشتر شايد به يک معنی اگر چيزی روی کار من تاثير گذاشته طنز و دنبال کردن طنز است چون رشته‌ای است که به آن علاقه دارم، کتابش را جمع ميکنم. خواندن طنز و هجو جای زيادی در زندگی فکريم دارد. اين چيزی است که از آن استفاده ميکنم اما تمثيل و جنبه‌هايی که شما ميگوييد بيشترش به اين خاطر است که من آگاهانه سعی ميکنم زبانی که بکار ميبرم فکر شده باشد و راستش در اين فکر بودم و يک طرحی هم درآوردم که مشخصات اينجور نوشتن را که من به آن ميگويم “مستقيم نويسی” يک جزوه‌ای باشد که چگونه مستقيم بنويسيم و اين من فکر ميکنم که يک سبکی است خودم روی آن آگاهانه کار کرده‌ام و اگرنوشته‌های بيست و چند سال گذشته‌ام را ببينيد، با الان فرق ميکنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شهريار&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;ولی گاها من در نوشته‌های شما با نوعی فانتزی قوی يا مثلا يک نگاه قوی نسبت به بعضی مسائل روبرو ميشوم. يک تمثيلهايی يا تيپ‌سازی. مثلا شما در يکی از نوشته‌هايتان خودتان را به يک اژدها تشبيه کرده‌ايد (خنده منصور حکمت) اين اژدها در غار خودش کارش را ميکند و مينويسد و به اصطلاح فانتزی‌های خودش را سرهم‌بندی ميکند، بعد در دنيای بيرونش يک اتفاقی رخ ميدهد، بعد منصور حکمت به اصطلاح درگيری ذهنيش را از غار به بيرون منتقل ميکند و به اصطلاح يک چيز که من فکر ميکنم اگر مثلا در حوزه داستان کوتاه نويسی اينرا قرار بدهيم نوشته و داستان خوبی از آب در خواهد آمد. همين نگاه من را به اين نتيجه ميرساند که شما بايد در واقع علاقمندی بيش از آن چيزی که من متاسفانه الان از شما شنيدم (خنده هر دو) که شما هيچ علاقه‌ای به شعر نداريد، حالا اين را کار نداريم ولی به هر حال اين نگاه من بود يعنی تصور من بود که شما با رمان بيشتر سر و کار داريد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منصور حکمت&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;نه، بيشتر با طنز سر و کار دارم. هم تجسمی، فيلم، تئاتر طنز آميز و هم کتاب و نوشته‌های طنز. تيپ کار آدمهايی مثل برادران مارکس، نميدانم چقدر ميشناسيد، وودی آلن، طنزنويسان و منتقدين هجوپرداز برای من آن جذابيت را دارند و فکر ميکنم آن چيزی که شما ميگوييد بخشا ناشی از توانايی‌ای هست برای فاصله گرفتن از آن مسأله فوری و نگاه کردن به آن مسأله در يک ظرف وسيعتری، مثال پيدا کردن يا احساس و استفاده کردن از روايتهای بهتر ديگران از زندگی بهتر برای بيان. ولی اين چيزی است که محصول رمان و شعر نيست. واقعا من رمان و شعر را دنبال نميکنم و افتخار هم نميکنم به آن. جای تأسف است منتها محصول آن نيست. بيشتر و قبل از هر چيز محصول مشاهده است محصول مشاهده زندگی مردم است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شهريار&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;آقای حکمت تا آنجايی که من شنيدم شما تحصيلاتتان را، البته نميدانم راوی تا چه حد درست گفته باشد، من بطور شفاهی شنيدم، شما تحصيلاتتان در ايران ادبيات فارسی بوده. آيا اين نوع نوشتار ناشی از پشتوانه‌ای است که شما از ادبيات داريد يا در واقع چيزی است که خودبخود در شما بوجود آمده؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منصور حکمت&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;نه! من اولا تحصيلاتم ادبيات نيست. من مدرسه البرز ميرفتم که خوشبختانه هر چه معلم خوب بود آنجا جمع بود و ما را هم راه داده بودند. پايه فارسی‌ام قوی بود چون من کلاس شش يک البرز درس ميخواندم، در نتيجه پايه گرامر زبانم خوب بود. خانواده‌ای که در آن زندگی ميکردم خوشبختانه خانواده فرهنگی بود و درست صحبت کردن در آن فضيلتی بود و توانائی بيان خود! از همان سنين هم شفاها لااقل ميتوانستم خودم را بيان کنم. بعد رشته‌ام اقتصاد است. من دانشگاه شيراز اقتصاد ميخواندم و بعد رفتم برای دوره‌های بعد از فوق ليسانس در انگلستان باز اقتصاد و توسعه اقتصاد ميخواندم و قصدی نداشتم چيزی بنويسم. انقلاب بود که من را به نوشتن کشيد و در واقع اولين چيزی‌هايی که به فارسی نوشته‌ام همان اسطوره بورژوازی ملی و مترقی آن دوره جزو اولين نوشته‌های من است. فکر ميکنم هر کسی سراغ ذات خودش برود و بگويد چه حرفی دارد بزند و تصميم بگيرد مستقيم حرف خودش را بزند زيبا، مينويسد.&lt;br /&gt;حالا ميشود روی آن کار کرد. من به نوشتن بعنوان يک هنر، کمتر هنر به معنی فلسفی کلمه بيشتر به معنی مهارتی، نگاه ميکنم که ميشود آموخت. ميشود روی آن خم شد، ميشود ضعفهايش را شناخت و به هر حال خودم روی نوشته‌های خودم کار کردم و در کار حزبی که مدتها مجبور بوديم مقالات اين و آن را بگيرم و بخوانم و برايشان اشکالاتش را بگويم، به مقدار زيادی تجربه دارم در اديت کردن مطالب آدمهای ديگر. در نتيجه فن است. مثل آن است که شما ياد بگيريد پزشک شويد يا فوتبال ياد بگيريد. اينهم برای خودش فنی است. گفتم درست مثل ساز موسيقی است که ميتوانيد ياد بگيريد، نوشتن هم يک ابزاری است برای بيان نظر و اين چيزی است که من به آن جدی برخورد ميکنم و برايش اهميت قائلم و فکر ميکنم متن خوب مهم است. به اين معنی فوت و فنی است که بايد ياد گرفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شهريار&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;اما سؤال آخر تا اينکه شنوندگان را روی خط داريم. همينجا اعلام بکنم تلفن ما ٦٨٧٠٣٨٠ دوستان عزيز شنونده ميتوانند از همين الان تماس بگيرند. تا اولين شنونده را داشته باشيم من سؤال آخر را از شما بکنم. اگر فردا در ايران انقلاب بشود و در واقع طبقه کارگر قدرت را در دست بگيرد، اعلام حکومت سوسياليستی بکند و منصور حکمت وزير فرهنگ بشود برای اين مملکت چه خواهد کرد؟ برای هنرمندان، شاعران و نويسندگان و فيلمسازان مخالف ايدئولوژی شما، مخالف حکومت شما، مخالف سوسياليسم چه امکاناتی را فراهم خواهد آورد تا آنها نيز به خلاقيتهای ذهنی خودشان بپردازند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منصور حکمت&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;من فکر ميکنم امکانات بيان هنری از سالن تئاتر باشد تا نشريات و مجلات که آدم بتواند در آن حرفش را بزند تا ايستگاههای راديو تلويزيونی چيزی است مثل استخر شنا، بايد همه داشته باشند. چيزی است مثل خانه و مدرسه بايد همه داشته باشند و هر بشری با هر ديدگاهی بايد بتواند خودش را بيان کند، بايد بتواند خلاقيتش را به منصه ظهور برساند. بايد بتواند کارش را تحويل بدهد. بايد بتواند حرفش را با آن ابزاری که ميخواهد بزند. در نتيجه در يک حکومتی که ما آرزويش را ميکنيم آدمها ميتوانند بروند سالن را بردارند و هر تئاتری که ميخواهند نشان بدهند، آدمها ميتوانند بروند انواع گروه موسيقی بسازند، آدمها ميتوانند بروند مجله‌های هنری بزنند. اگر بحث بر سر اين است که آيا دولت سوبسيد ميدهد به اين نوع کارها، بهترين سوبسيدی که ميشود داد آزادی است و داشتن امکانات زيادی برای نشر، نمايش، تجمع، گردهمايی که اينها به مثابه حقوق پايه‌ای مدنی مردم است. سالن نمايش، سالن تئاتر و امکانات انتشار مجله و روزنامه و داشتن يک ابزار فيلمبرداری و غيره به نظر من جامعه ميتواند در دسترس همگان قرار بدهد. الان خود ما ميتوانيم برويم روی اينترنت و کانال تلويزيونی درست کنيم و هيچکس هم نميتواند به ما چيزی بگويد. چند صد دلار هم بيشتر خرج ندارد. من معتقدم بايد سانسور را از روی هر فکری برداشت. هر کسی حق دارد هر فکری دارد، هرکس حق دارد بتواند ابزارش را داشته باشد حرفش را بزند. مهم نيست راجع به ما چه ميگويد. همين الآنش هم همينطور است.&lt;br /&gt;من معتقد به هنر دولتی نيستم. معتقد به هنر پرولتری نيستم. معتقد به هنر متعهد نيستم. معتقدم هنر يعنی دقيقا هر چه دل طرف ميخواهد بتواند بگويد و خلاقيت را نميشود کاناليزه کرد و اداره برايش گذاشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شهريار&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;آيا تمام امکانات زندگيشان از قبيل حق مسکن، حقوق شهروندی، حقوق اجتماعی، حقوق صنفی و معيشتی‌شان را شما برايشان تهيه ميکنيد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منصور حکمت&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;صد در صد! اين وظيفه جامعه است که برای هر کسی چه هنرمند باشد و چه نباشد تهيه کند. ببينيد اگر ما فارغ باشيم که برويم دنبال نانمان بجنگيم و مشکلمان اين نباشد که از صبح تا شب بدويم و کار کنيم تا بعد در خانه خستگی درکنيم خلاقيت ميتواند بروز کند. به نظر من کسی که ميخواهد يک فيلمی بسازد، بايد امکاناتش وجود داشته باشد و بتواند برود بسازد بدون اينکه خودش را خانه خراب کند. گفتم مثل استخر شنا، زمين فوتبال، مدرسه چيزهايی هم مثل مديوم‌ها، ابزارهای ابراز وجود هنری بايد در دسترس همگان باشد. من تصوير اليتيستی و نخبه‌ای از هنر ندارم. به نظرم همه بايد بتوانند حرفشان را بزنند. به نظر من هنرمند يک صنف نيست. به نظر من همه‌مان ميتوانيم خلاقيتهای درست بروز بدهيم اگر ابزارش را پيدا کنيم و امکان آموزش آن را پيدا کنيم ميتوانيم بروز بدهيم.&lt;br /&gt;اگر همه اين را داشته باشند تازه معلوم ميشود که آيا کسی هست که علاوه بر استادی در فن و علاوه بر تکنيک آيا حرفی هم دارد بزند که بقيه ما عقلمان به آن نرسيده يا نه؟ چون الان اينطور شده که هر کسی که آبرنگ ميخرد بهش ميگويند نقاش، هر کسی دفترچه ميخرد ميگويند شاعر، اگر دفترچه و آبرنگ برای همه باشد اگر سالن و پارک برای همه باشد که بتوانند نمايش بدهند تازه وقتی ميشود که ميتوانيم بفهميم که آيا خلاقيت دارد بروز ميکند يا نه؟ چون الان پشت اين موقعيت از يک طرف تحت فشار هنرمندان و از يک طرف نخبگی که در ذات مقوله هنر قاطی شده به نظر من خلاقيت را نميشود خيلی زياد از استادی و مهارت فنی تفکيک کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شهريار&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;آقای حکمت، سؤال آخر واقعا! و خيلی ممنون از اين که زحمت داديم و بيشتر از اين مزاحمتان نميشوم. البته اگر شنوندگان عزيز خواستند و سؤالی داشتند تلفن ٦٨٧٠٣٨٠ آزاد است ميتوانند تماس بگيرند. اما تا شنونده‌ای روی خط آمد سؤال آخر: اگر در دستگاه رهبری به اصطلاح حکومت سوسياليستی کسانی پيدا بشوند که مثل ريازانوف بخواهند در واقع دستگاههای سانسور و بازبينی و کنترل را برپا کنند شما بعنوان وزير فرهنگ چه موضعی خواهيد گرفت؟ آيا در برابر آنها مقاومت خواهيد کرد يا اگر نتوانستيد مقاومت کنيد استعفا ميدهيد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منصور حکمت&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;شما ما را وزير فرهنگ کرده‌ايد (خنده هر دو) و حالا داريد سؤالاتی از وزير فرهنگ حکومت بعدی ميکنيد…&lt;br /&gt;من نه به سانسور اعتقاد دارم و نه فقط اعتقاد ندارم مخالفش هستم. فلسفه زندگی ما مبارزه با موانعی است که جلوی زندگی آدمها و جلوی بيان آزاد و پراتيک آزادانه انسانها را گرفته است. در نتيجه واضح است هر نوع حکومتی بخواهد جلوی افکار و انديشه سد بگذارد و سانسور بگذارد بايد با آن مخالف کرد. چه وزير فرهنگ باشيد چه شهروند ساده باشيد. راستش در حکومتی که من فکر ميکنم وزير فرهنگ آن اختياراتی که شما ميگوييد يا ريازانوف آن اختياراتی که شما ميگوييد، ندارد. سيستم ما حکومت شوراها است. مردم جمع ميشوند و تصميم ميگيرند. من شخصا با اينکه دولت به هيچ فرمی از خلاقيت، ابراز وجود فکری معنوی انسانها دخالت بکند موافق نيستم. به نظرم دولت موظف است. اولا هم که قرار است خود دولت با از بين رفتن فلسفه وجوديش محو بشود. ولی به نظرم قدرت کارگری موظف است انسانها را برابر و آزاد بکند و بگذارد زندگيشان را بکنند.&lt;br /&gt;٭ ٭ ٭&lt;br /&gt;اين متن از روى نوار مصاحبه راديو همصدا توسط آذر مدرسی برای چاپ و انتشار در کمونيست ماهانه شماره ۷ پياده شده است.مقابله و اديت: ايرج فرزاد. برگرفته از سايت ايران تلگراف&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35791168-3303919512239279748?l=ziip-jawanan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/feeds/3303919512239279748/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35791168&amp;postID=3303919512239279748&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/3303919512239279748'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/3303919512239279748'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/2008/08/blog-post_3987.html' title='هنر، سیاست، فلسفه و… مبارزه طبقاتی'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35791168.post-3277375248754736876</id><published>2008-08-21T17:01:00.000+04:30</published><updated>2008-08-21T17:02:32.965+04:30</updated><title type='text'>در رابطه با اعدام های اخیر جمهوری اسلامی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;کیان آذر&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در هفته های گذشته جمهوری اسلامی اعدام های وسیعی را انجام داده است. جمهوری اسلامی در دور جدید اعدام و کشتارش تعدادی را بخاطر فعالیتهای سیاسی، اجتماعی اعدام کرده است و این فصل جدیدی در کشتار مردم و فعالین اجتماعی در ایران است. جمهوری اسلامی آنها را تروریست خوانده و ارتباط با سازمانهای تروریستی را به آنها چسبانده است و با این گونه اتهامات فعالین را اعدام کرده است، این اقدامات، احتمال اعدام فعالین دیگر، که الان در زندان بسر میبرند را -مثل ارتباط فرزاد کمانگربا پژاک! علیرغم انکار این اتهام از سوی خود فرزاد – بالا می برد. اینکه جمهوری اسلامی دست به اعدام افراد در حوزه های سیاسی و اجتماعی میزند ادامه سیاست رژیم برای خلاص شدن جمهوری اسلامی از دست اعتراضات اجتماعی مردم و تلاشی برای بقای خودش است. باید نسبت به این اتفاقات بیش از پیش حساس بود و مقابله و اعتراض جدی و گسترده ای دربرابر این گونه اقدامات رژیم انجام داد. همزمان با نقشه های شومی که جمهوری اسلامی برای جامعه کشیده مثل طرح جراحی اقتصادی که در واقع طرحی سرمایه دارانه و ضد انسانی برای خارج شدن حکومت از بن بست اقتصادی ست، درگیریش با دولتهای غربی و مناقشاتی که با آنها دارد، همه و همه جمهوری اسلامی را به این سمت میکشاند و میخواهد نه همه این معضلات و بن بست خود را بلکه حداقل ریشه این بن بست یعنی فشار داخلی که از طرف مردم به آن وارد می شود را با سرکوب کارگران، زنان و جوانان پاسخ دهد. باید این بار هم با اعتراضات وسیع در جامعه و در سطح بین المللی جلو این ماشین کشتار را گرفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تا جایی که به اعدامهای اخیر برمیگردد جمهوری اسلامی این خطر را بالای سر فعالین آورده که با اتهام های مختلفی مثل تروریست خواندن، ارتباط با احزاب و یا محارب با خدا و…. سرکوب شدیدی را بین فعالین براه بیندازد و کلا جامعه را به سکوت وادار کند. البته اشتباه نشود این قبیل اتهامات همیشه در چنته جمهوری اسلامی و جود داشته است، از روز اولی که روی کار آمد با این قبیل “اتهامات” با مخالفین، با کارگران، زنان و فعالین سیاسی برخورد کرد. اما موضوع اینجاست که جامعه علیرغم همه این سرکوبها نه تنها ساکت نشد بلکه با توپ پرتری به مقابله با رژیم رفته است، این اعتراضات دیگر به صورت یک میل عمومی در جامعه برای سرنگونی حکومت تبدیل شده و مدام بن بست و معضل رژیم را حادتر کرده است. بحران حکومتی جمهوری اسلامی بشکل و شدتی رسیده که حکومت به شکل وحشیانه ای با اینهمه اعتراض که شبانه روز در حوزه های مختلف جامعه از سروکولش بالا میروند به مقابله برخواسته است ، می خواهد دوباره اوضاع سالهای ۶۰ را تکرار کند، روزهایی که مدام از رادیو و تلویزیونش لیست بلند بالایی از اعدامی ها را می خواند و با این کار جامعه را مرعوب می کرد. ولی امروز اوضاع عوض شده، همان میل عمومی برای سرنگونی امروز دیگر به جنبشی قوی در جامعه تبدیل شده و حزب کمونیست کارگری ای وجود دارد که در مقابل این جنایات مردم را رهبری می کند و برای مقابله با این جنایات دارد مردم را بسیج می کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همه این اقدامات از طرف رژیم برای بقا و ماندن است. بقایی که نتیجه اش چپاول و غارت زندگی انسانها و به نابودی کشاندن هرچه بیشتر جامعه است. برای اینکه این رژیم سرپا بماند و سود ببرد و از گرده کارگران و انسانهای زحمتکش بیشتر نفع ببرد، برای اینکه بتواند طرح جنایتکارانه جراحی اقتصادیش را پیاده کند، برای اینکه بتواند برای غرب این امکان و توان را بنمایش بگذارد که نماینده خوبی برای سیستم استثمار و سرمایه است ، باید قبل از هر چیز اعتراضات رادیکال جامه را عقب بزند و شرایط بقای سرمایه داری را فراهم کند، برای این کار باید اعدام کند، باید سنگسار کند و شلاق بزند باید حقوق کارگر را ندهد. باید همه این سرکوبها را در این پکیج دید و با اعتراض علیه آن و عقب راندن رژیم سرمایه داری اسلامی و در یک کلام سرنگونی آن، این بساط کشتار، استثمار و نابودی را پایان داد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما علاوه بر همه اینها و بموازات این اقدامات باید اقدام بسیار عاجل و اعتراض گسترده در شهرهای مختلف را در دستور کار گذاشت. باید از زندانها، از بخشهای مختلف جامعه این اعتراض را شکل و سازماندهی کرد. ما نمونه های بسیار جالبی در سال گذشته علیه اعدام زندانیان داشته ایم. نمونه هفت سپتامبر سال پیش که تعدادی از زندانیان سیاسی و محکومین به اعدام با فراخوانشان از مردم دنیا حمایت خواستند و اعتراضی که در سطح بین المللی و جامعه در پاسخ به این فراخوان بوجود آمد و باعث عقب نشینی رژیم گردید نمونه موفقی از مقابله گسترده با جنایات جمهوری اسلامی بود. ما در حال حاضر در موقعیت بسیار جلوتری نسبت به آن دوره بسر میبریم و دستاوردهای زیاد و درخشانی را کسب کرده ایم. باید دور جدیدی از این اعتراضات را در دستور بگذاریم. این کار هم از توان و ظرفیت حزب کمونیست کارگری برای سازماندهی و اتحاد و جمع کردن بخشهای مختلف جامعه بر می آید. نهادهای مدافع حقوق انسان در ایران و در کشورهای مختلف و آوردن فشاربه دولتها برای سخت گرفتن به جمهوری اسلامی و حساسیت داشتن به این رویدادها، کاریست که ما باید انجام دهیم. این جامعه تشنه آزادی و برابری و خلاصی از شر حکومت نکبت اسلامی ست. باید این اعتراضات را با قدرت و گستردگی بیشتری تا حصول به این امر پیش برد.یکی از کارهای مهمی که باید کرد جمع شدن و متحد شدن حول سیاست های حزب است. تا بحال کانال جدید با برنامه های برنامه های زنده و ایجاد تریبونی برای اعتراض و خشم مردم علیه جمهوری اسلامی و جوابی که بخشهای مختلف جامعه به این حرکت داده اند و جایگاه غیر قابل انکار کانال جدید در جامعه، قدم های بزرگی در این مسیر برداشته است.&lt;br /&gt;در نهایت راه مقابله فوری و لغو احکام اعدام اعتراض گسترده در سطح داخلی و جهانی به این احکام و فشار آوردن به حکومت اسلامی ست. اعتراضاتی که در شهرهای مختلف علیه حکم اعدام فرزاد کمانگر صورت گرفته این راه را بما نشان میدهد که هر جا اعتراض را بوجود آوریم دست رژیم برای اعدام و جنایت بسته می شود. برای اعتراض متحدانه و سرنگونی حکومت کثیف اسلامی باید به حزب کمونیست کارگری ایران پیوست و حول سیاست ها و شعارهایش متحد و منسجم شد. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35791168-3277375248754736876?l=ziip-jawanan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/feeds/3277375248754736876/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35791168&amp;postID=3277375248754736876&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/3277375248754736876'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/3277375248754736876'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/2008/08/blog-post_4080.html' title='در رابطه با اعدام های اخیر جمهوری اسلامی'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35791168.post-7112655703380359907</id><published>2008-08-21T17:00:00.000+04:30</published><updated>2008-08-21T17:01:11.771+04:30</updated><title type='text'>دریچه!انقلاب داروینی! (3)</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;سیاوش شهابی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در سال 1831 چارلز داروین یک دعوتنامه متحیر کننده از کشتی سلطنتی بیگل دریافت کرد. از او خواسته شده بود تا بعنوان زیست شناس در یک سفر دور دنیا با این کشتی همراه شود. به همین علت بود که برای مدت پنج سال آتی داروین با خیال راحت توانست جزایر و سواحل آمریکای جنوبی را بررسی کند. ده ها دفترچه یاد داشت را پر کرد و صدها نمونه از سنگها، گیاهان و جانوارن مختلف تهیه کرد و آنها را برای مطالعه بعدی به منزل خود در انگلستان فرستاد.&lt;br /&gt;او بعدها این سفر اکتشافی را “نادر ترین اتفاق مهم زندگی” خود نامید که مسیر کاری او را مشخص کرد. داروین با کشفیات و بررسیهای خود در طی این سفر بود که به نتایج خیره کننده ای در علم زیست شناسی رسید. شواهدی که از این سفر دور دنیا بدست آورده بود برای مابقی عمر او زمینه های تحقیق و تفحص را فراهم کرده بود.&lt;br /&gt;چارلز، با مطالعات خستگي ناپذير خود عاقبت به کيفيت اصل انواع پي برد. چگونگي و تحقيق و مطالعه درباره زندگي موجودات زنده با انواع گوناگون، کليد حقيقت را بدست داروين داد و درک کرد که تغييرات لازم معمولا در انواع حيات نمودار مي شود. داروين در خاطراتش مي نويسد: “در جزيره پرندگانی زندگي مي کنند که نژاد آنها يکي است اما انواعشان با هم فرق دارد. روش زندگي خزندگان و پرندگان و ساير حيوانات از جزيره اي به جزيره ديگر متفاوت است، اما يک اصل تشابه در ميان همه آنها به چشم مي خورد. اگر تمامي آفرينش و خلقت در يک زمان بوجود آمده است، اين سوال پيش مي آيد که چرا در انواع موجودات زنده اختلافاتي ديده مي شود؟” داروين فهميد که تشابه و اختلاف در ساير موجودات زنده هنگامي مفهوم دارد که اينها از اجداد خود خصوصيتهايي به ارث برده باشند و بعد در دوره تکامل تغييراتي در آنها طي شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;داروین در سال&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1840&lt;br /&gt;اولین طرح خود از درخت تکاملی را ترسیم کرد&lt;br /&gt;عکس از سایت&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;aboutdarwin.com&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به اين ترتيب، ريشه تئوري تکامل تدريجي در ذهن داروین شکل گرفت. به عقيده او در انواع موجودات زنده تغييراتي ديده مي شود. اين يک حقيقت محض بود، اما چه عواملي موجب اين تغييرات شده و چگونه اين اتفاق افتاده؟ اين پرسش تا سال 1838 که کتاب “رساله اي درباره جمعيت” نوشته اقتصاددان معروف انگليسي مالتوس، را مطالعه کرد در ذهن او باقي بود. مالتوس، عقيده داشت که انسان طبق تصاعد هندسي زاد و ولد مي کند و فرآورده هاي غذايي طبق تصاعد حسابي افزايش مي يابد و از اين رساله تحقيقي نتيجه گرفت که انسان بايد جلو ازدياد نسل را بگيرد و گرنه جمعيت کره زمين آنقدر زياد خواهد شد که غذاي کافي به همه نخواهد رسيد. اين نظريه، توجه داروين را به خود معطوف کرد و دريافت که چگونه و چرا موجودات زنده از نسلي به نسل ديگر تغيير مي کنند. داروين معتقد بود که حيوانات اهلي از موجوداتی هستند که مي توان در نژاد و نسل آنها صفات و خصوصيتهاي دلخواه بوجود آورد.&lt;br /&gt;انسان صفات مورد دلخواه را در حيوانات اهلي به اين ترتيب بدست آورد که بعضي از آنها را که صفات دلخواهش را نداشتند وادار به کاهش زاد و ولد کرد و بعد حيواناتي را که داراي صفات انتخابي بودند پرورش داد و نسل آنها را زيادتر کرد. داروين، مشاهده کرد که در انواع حيوانات وحشي نيز اختلافهايي پيدا شده است. در اينجا باز اين پرسش مطرح مي شود که چگونه انتخاب بدون کمک و دخالت دست انسان صورت گرفته است؟ نظريه مالتوس بار ديگر داروين را به خود آورد. انسان ناگزير است براي ادامه حيات غذا تهيه کند و براي رسيدن به اين خواست خود به نحوي با محيط و طبيعت بجنگد و برآن غلبه کند. حيوانات وحشي داراي اين خصوصيات هستند. اگر غذا بقدر کافي در دسترس نباشد تنها حيواناتي قادر به ادامه حيات خواهند بود که حريف سرسخت طبيعت باشند. اصل انواع، يگانه کليد کشف تغييرات يکنواخت در انواع بود. داروين درباره تنازع بقا مي گويد: “اختلافهاي مناسب تثبيت مي شوند و اختلافهاي ناياب از بين مي روند و در نتيجه انواع جديدي بوجود مي آيند.”&lt;br /&gt;داروين مدت بيست سال براي اثبات تئوريهايش که در مسافرت با کشتی بيگل روي آنها مطالعه کرده بود، مدارک لازم را گردآوري کرد. در سال 1855 زيست شناس انگليسي آلفرد راسل والاس رساله اي با عنوان ”قوانين و اصول انواع جديد” منتشر ساخت. بيشتر مطالب اين مقاله شباهت زيادي به تئوريهاي داروين داشت که هنوز آنها را بچاپ نرسانده بود. در سال 1858 والاس رساله اي دیگر از تحقيقات خود را بنام “تمايل تغييرات انواع از منشاء اصلي” براي داروين فرستاد. داروين پس از مطالعه مقاله والاس، متوجه شد که اين چکيده اي از نظريه هاي او در باب تکامل است که به شيوه ای ديگر، همان نقطه نظرها را دنبال مي کند. سپس تصميم به چاپ پژوهشهايش گرفت و در سال 1858 بود که کتاب والاس به همراه تئوريهاي داروين در انجمن لينه لندن خوانده شد. کتاب معروف “منشاء انواع” داروين نیز یک سال بعد بچاپ رسيد.&lt;br /&gt;چارلز کتاب خود را با بررسیهای موشکافانه ای بر روی حیوانات اهلی آغاز می کند. ابتدا تغییر انواع در اثر اهلی شدن را با بررسی علل قابلیت تغییر شرح می دهد و سپس به سراغ تغییرات طبیعی، تنازع بقا، انتخاب طبیعی و در نهایت تجزیه و تحلیل شرایط و قوانین تغییر گونه ها می رود. او شواهد زیادی درباره این نظریه که جانوران در طول زمان تکامل یافته اند ارائه می کند. زیست شناسان در دهه های بعد، در جست جوی شواهدی برای تایید این نظریه بودند که بدون کشف هیچ شاهد مخالفی در رد این نظریه، بارها و بارها تایید کردند که تکامل به این مفهوم روی داده است. یادآوری این نکته بد نیست که این نظریه که جهان محصول یک فرایند تکاملی همیشگی است، برای اولین بار توسط داروین ارائه نشده ولی با این حال در میانه سده 19، با وجود نوشته های برخی از فلاسفه و زیست شناسان برجسته آن زمان، عقیده اکثریت بر این بود که جهان پایدار و بدون تغییر است اما شواهد فراوانی که داروین ارائه کرد، به قدری قاطع و قانع کننده بود که در عرض چند سال اکثریت زیست شناسان، حتی برخی از مخالفین سرسخت داروین، نظریه تکامل را به عنوان یک اصل پذیرفتند.&lt;br /&gt;داروين، تئوري خود را به تفضيل شرح داد و درباره کليات زمين شناسي و موقعيتهاي جغرافيايي گياهان و جانوران بحث کرد. او پس از ارائه مشاهدات و مدارک خود در بخشی از کتاب می نویسد: ”جای هیچ شکی نیست که بسیاری از انواع صرفا از طریق تغییرات تدریجی تکوین یافته اند. انواع و حتی جنس های موجود در تیره های عدیده ای چنان با یکدیگر قرابت دارند که تمیزشان از یکدیگر آسان نیست. در هر قاره از شمال تا جنوب، از نواحی پست تا سرزمینهای مرتفع و غیره با انبوهی از انواع همانند یا نزدیک به هم مواجه می شویم که اگر این همسانی را در میان ساکنین دو قاره منفصل ببینیم، حق داریم چنین بیندیشیم که در گذشته دو قاره بهم متصل بوده اند.”&lt;br /&gt;همانطور که پیشتر گفته شد، با انتشار ”منشاء انواع”٬ جامعه قرن نوزدهم به شدت متشنج شد و داروین از هر سو مورد حمله کلیسا و حتی گروهی از دانشمندان قرار گرفت. داروين توجهي به سر و صداها و اعتراضهاي بي پايه نداشت و نقطه نظرات خود را با علاقه هر چه بيشتر پيگيري مي کرد. در سال 1860 در اجتماعي از پيشرفتهاي علوم انگلستان، شعارهايي بر ضد داروين خوانده شد. اسقف اعظم آکسفورد بروي سکوي خطابه رفت و بي رحمانه به داروين و همکارش توماس هاکسلي حمله برد و آنها را به باد تمسخر گرفت. اسقف پرسش خود را اين طور مطرح کرد که آيا پدر بزرگ يا مادر بزرگ آقاي هاکسلي از ميمون هستند؟ و هنگامي که هاکسلي در پاسخ گفت که: “ترجيح مي دهد جدش ميمون باشد تا یک اسقف” ناگهان جلسه به هم خورد و هياهويي به پا شد.&lt;br /&gt;داروین بعدها در چاپ دوم کتاب، در پاسخ به منتقدین، این پاراگراف را در فصل هفتم کتاب (در ترجمه فارسی که من در اختیار دارم، این فصل چون در چاپهای جدید انگلیسی به انتهای کتاب منتقل شده، فصل پانزدهم ”منشاء انواع” را شامل می شود) می نویسد:” هر کس که بپذیرد یک گونه قدیمی در اثر گرایشی درونی بطور ناگهانی دگرگون شده، برای مثال صاحب بال شده، علارغم هر گونه قیاسی، الزاما مجبور به قبول این است که تمام آحاد و افراد نوع مزبور بطور همزمان دچار چنان تغییری شده اند. لذا هرگز قادر به انکار این نیست که چنان دگرگونی ناگهانی با تغییری که اغلب انواع از سر گذرانیده اند تفاوت بسیار دارد. و نیز مجبور به قبول پیدایش ناگهانی سازمانهای بسیاری در هر فرد است که به حد اکمل با بخشهای دیگر پیکر و با شرایط پیرامون تطابق و سازگاری یافته اند و هرگز نخواهد توانست که حتی سایه تفسیری برای چنین انطباق های بغرنج و عجیب و زیبا به دست آورد. مجبور به قبول این خواهد بود که دگرگونی های ناگهانی مذکور در جنین کوچکترین اثری بر جای ننهاده است. به نظر من، قبول تمام نتایج ناگزیر دگرگونی ناگهانی که قبلا شرح داده شد، ترک میدان علم و پناه بردن به دامن خرافات است.” امروزه دیگر تکامل تنها یک نظریه نیست بلکه واقعیتی است مستند.&lt;br /&gt;در بسیاری از مقالات و کتب این رسم متداول شده که از عبارت انقلاب داروینی استفاده کنند. این عبارت که من هم آن را بکار بردم، شاید کمی مبهم باشد اما مجموعه اندیشه ها و نظریات داروین، تا کنون منجر به چندین انقلاب فکری شده است. به خصوص دو تا از آنها به خوبی شناخته شده هستند. اولی این که داروین با آوردن انسان در درخت تکاملی و قرار دادنش در یکی از شاخه های نیای مشترک، موقعیت ممتاز انسان را در طبیعت که از سوی کتب دینی و نوشته های تقریبا تمام فلاسفه به او واگذار شده بود، از او پس گرفته و به تعبیری انسان را از سلطنت خلع می کند. به این اعتبار، این حقیقتا یک مفهوم انقلابی بود. دومی گزینش طبیعی بود.&lt;br /&gt;داروین گزینش طبیعی را با نظریه تکاملی که به همان اندازه از دقت علمی برخوردار بود پیوند زد و توجه همگان را نسبت به آن برانگیخت. نظریه داروین برای نظم ظاهرا کاملی که در طبیعت زنده مشاهده می شود٬ دلیلی قاطع بیان کرد یعنی سازش موجودات زنده با یکدیگر و محیط زیستشان. بدیهی است که نظریه گزینش طبیعی٬ انقلابی ترین مفهومی بود که توسط داروین مطرح شد. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35791168-7112655703380359907?l=ziip-jawanan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/feeds/7112655703380359907/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35791168&amp;postID=7112655703380359907&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/7112655703380359907'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/7112655703380359907'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/2008/08/3.html' title='دریچه!انقلاب داروینی! (3)'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35791168.post-7153493970265928251</id><published>2008-08-21T16:55:00.000+04:30</published><updated>2008-08-21T16:57:19.445+04:30</updated><title type='text'>حس تهوع!</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;الیا تابش&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در حالیکه در سراسر دنیا زن و مرد، جوان و پیر مشتاقانه بازیهای المپیک را در رشته های مختلف پیگیری میکنند ، حال و هوای پر هیجان دیگری در میان بازیکنان و ورزشکاران شرکت کننده جریان دارد. از افتتاحیه و ورود تیمها به استادیوم تا همین حالا که مسابقات در جریان هستند. ورزشکاران بسیاری از همان بدو ورود گروههایشان شروع به عکس گرفتن و ثبت کردن این هیجان و تجربه برای خود کردند. اما برای شرکت کنندگان از ایران و زیر پرچم جمهوری اسلامی قضیه از اساس متفاوت است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هر چند که در تمام دنیا ورزش در کنار سایر مقولات به مناسبات حاکم در نظام سرمایه داری وابسته هستند ، اما در جمهوری اسلامی این مسئله بسیار پررنگ با سیاست رژیم ارتجاعی حاکم گره خورده است. رژیمی که به عنوان سردمدار اسلام سیاسی در دنیا خطوط عقب مانده و ضد انسانی ای را پیش میبرد که انعکاس آن در ورزش همیشه جنجال بر انگیز بوده. تا آنجایی که به درون کشور و مسابقات و فعالیتهای ورزشی درداخل ایران بر میگردد ، هزار و یک فیلتر اخلاقی و عقیدتی سر راه ورزشکاران قرا دارد. از نحوه لباس پوشیدن تا اعتقادات مذهبی . و هر چه به درجات بالاتری بخواهید راه پیدا کنید گزینشهای سیاسی ، تایید و تبلیغ حکومت وخطوط منحطش و … بیشتر تعیین کننده میشوند. برای آنها که مدتهای زیادی است در ایران مشغول ورزش هستند این موارد به وضوح قابل لمس است و تنها کسی میتواند منکر این مسئله شود که خود ذینفع باشد. حالا همه این موارد را برای زنان ورزشکار ضرب در صد کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رژیمی که ضد زن بودن و بی حقوقی زنان در آن برای همگان روشن است ، مسلما همه این سختگیریها و فشارها را در مورد زنان چند برابر اعمال میکند. به هر کسی امروز هر جای دنیا بگویید در کشوری زنان حق حضور در استادیومهای ورزشی ندارند خنده اش میگیرد! که تازه این مشکل تماشاگران است . هزاران محدودیت و سد که مقابل ورزشکاران زن قرار دارد به حدی پیش پا افتاده به نظر میرسند که برای ورزشکاران اروپا و غرب حتی غیر قابل باورند. یکی از این مشکلات مسئله لباس ورزشکاران است . مسئله ای که در دل آن جامعه و دیگر قسمتهایش زنان از ابتدای سر کار آمدن این حکومت با آن درگیرند و در حال مبارزه هستند. مبارزه ای که تعیین سرنوشت آن به حیات جمهوری اسلامی گره خورده و از این روست که همه جانبه سعی میکند به سرکوب و خفه کردن آن بپردازد. هر چند که بعد سی سال هنوز نتوانسته موفق شود. با زنان و دخترانی روبروست که سر کوتاه آمدن ندارند . در خیابان،محل کار، محل تحصیل ، جشنها و مراسمها و خلاصه هیچ جایی وجود ندارد که این درگیری هر روزه جریان نداشته باشد. به ورزش که میرسید بیشتر حس میکنید که این حجاب نه تنها توهین به شماست بلکه یک مزاحم دست و پا گیر اضافی وغیر قابل تحمل است. برای خود من که سالها تجربه اش کردم همیشه لبریز از حس تهوع است . همه میدانند که موقع تحرک و نرمش تعرق و درجه حرارت بدن چقدر بالا میرود . حال در هوای گرم این مسئله بیشتر میشود. حالا اضافه کنید لباس ( گونی اسلامی ) را هم به این مسئله. نه از نظر بهداشتی ، نه از نظر بازدهی ورزشی و نه اصلا از نظر هیچ منطقی برای بشر قرن 21 این پذیرفتنی نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما جمهوری اسلامی همانطور که در بالا هم اشاره کردم به عنوان سردمدار اسلام سیاسی نمیتواند حتی ذره ای از این مسئله عقب نشینی کند. علل الخصوص هنگامی که پای عرصه بین المللی به میان می آید و حجاب نماد و سمبل اسلامی سیاسی میبایست نمودی پررنگ داشته باشد. در اثر فشار آن مبارزه ای که گفتم در دل جامعه ایران و به صورت مشخص در میان زنان وجود دارد جمهوری اسلامی مجبور شده که به حضور زنان در عرصه های بین المللی رضایت بدهد ، هرچند محدود به رشته هایی خاص و با دو هزار سد و مانع و فشار و تهدید . از لباس مضحک ورزشکاران در مراسم افتتاحیه تا اینکه اجازه مصاحبه ندارند و … همین چند وقت پیش یک ورزشکار زن به خاطر پوشیدن دمپایی!! توبیخ شده بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در میان اینهمه بحث و کشاکشی که وجو دارد، در میان نوهین و تحقیر و تعرض هر روزه رژیم به زنان سر مسئله حجاب گزارشی هدفمند و رندانه در بی بی سی توجه هر کسی را جلب میکند. که گویا مشکل زنان با این مسئله حل شده و ورزشکاران هم نه تنها کنار آمده اند که حتی عادت کرده اند به این لباس!! گویی اگر حالا مثلا بخواهند بدون حجاب ورزش کنند نمیتوانند و …&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یا در سایت دیگری خواندم که احمدی نژاد تمام تلاشش را در ابتدای سر کارآمدنش برای حضور زنان در ورزشگاهها کرد اما اجازه ندادند!!! در حالیکه مردم ایران و به خصوص زنان فریب اصلاحات و رفرمهای خاتمی لبخند ژکوند به لب را نمیخورند حالا شنیدن اینکه احمدی نژاد چقدر به فکر برابری زنان در ایران است جدا مضحک است. این ها جزئیات همان خط نسبیت فرهنگی و در نهایت سازشکاری و سکوت دولتهای غربی و اروپایی با جنایات جمهوری اسلامی است . در حالیکه تحصیل، شغل و تمامی قسمتهای زندگی زنان در ایران تحت تاثیرمستقیم این مسئله است و نه فقط این بلکه مبارزه و اعتراضی در جامعه برقرار است که خود رژیم هم اعتراف کرده این مسئله به معضلی بزرگ تبدیل شده ، رسانه های راست و ارتجاع دولتهای غربی و اروپایی همچنان هر جا که بشود در کمرنگ کردن و طور دیگر جلوه دادن مبارزات و اعتراضات مردم ایران فروگذار نمیکنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در حاشیه اینها انصراف از مسابقه با ورزشکاران اسرائیلی و عدم حضور رضا زاده که تذکر به خاطر شعار مذهبی روی لباسش را داشته و .. خود جای بحث دارند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35791168-7153493970265928251?l=ziip-jawanan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/feeds/7153493970265928251/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35791168&amp;postID=7153493970265928251&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/7153493970265928251'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/7153493970265928251'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/2008/08/blog-post_2861.html' title='حس تهوع!'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35791168.post-2790409091641643777</id><published>2008-08-21T16:54:00.000+04:30</published><updated>2008-08-21T16:55:20.708+04:30</updated><title type='text'>هفته قرون وسطی، وظایف ما</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;الیا تابش&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;هفته قرون وسطی، وظایف ماهفته گذشته از طرف یک روزنامه سوئدی "هفته قرون وسطی در ایران" نام گرفت. "رژیم صد هزار اعدام" از دیگر نامهایی است که ظرفیت جنایت جمهوری اسلامی را نشان میدهد . هر چند که "هفته قرون وسطی" برازنده کل روزهای حیات حکومت اسلامی است ، اما جنایاتی که در این چند روز اتفاق افتاد در چند سال اخیر بی سابقه است. جمهوری اسلامی در یک روز 29 نفر در تهران ، بدون اعلام حتی اسامی این افراد و در هفته دهها نفر را در شهرهای مختلف اعدام کرد و یا محکوم به سنگسار. مینا احدی دبیر کمیته بین المللی از 47 اعدام در یکی دو هفته اخیر نام برده است. در مورد آن 29 نفر رژیم بسیار علنی و با پوشش خبری در رسانه هایش برخورد کرد و حتی افدام به پخش برنامه ساعاتی قبل از اعدام کرد . دلایل این اعدامها از سوی رژیم همجنسگرایی ، عناد با خدا! و تعداد زیادی هم به جرم خرید و فرو ش مواد مخدر و بهانه هایی نظیر این بیان شدند.این افدامات عکس العملهای بسیاری را بدنبال داشت . اعم از ملاقاتهایی که با نهادهای بین المللی حقوق بشری و انساندوست انجام شد ، اطلاع رسانی، نامه های اعتراضی به جمهوری اسلامی و برپایی آکسیونها و تجمعات اعتراضی و ....برای پی بردن به دلیل و ضرورت این اعمال وحشیانه و تعرضات اخیراز سوی جمهوری اسلامی تنها کافی است نگاهی یه اعتراضات وسیع و گسترده ای که در بخشهای مختلف جامعه جریان دارند نگاهی بیندازید .اعتراضات روز افزون کارگری، دانشجویی، معلمان،جوانان و زنان ، اعتراض به فقر و فشارهای مالی حاکم بر اکثریت مردم و علی الخصوص و به ویژه اعتراضاتی که حول مسئله اعدام شکل گرفته است و در ابعاد مختلف و قسمتهای متفاوت جامعه خود را نشان داده . از تشکیل مجمعی- مراسمی به اسم خون بس- در یک روستا برای جلوگیری از اعدام فردی از آن روستا که محکوم به اعدام بوده که با موفقیت هم اتمام یافت تا حتی کشیده شدن مخالفت با اعدام به عرصه فیلم و دیگر هنرها. کاملا واضح است که هدف اصلی این سرکوبها ایجاد ارعاب و تهدید در میان مردم است. شاید برای هیچ کسی در هیچ گوشه دنیا قابل قبول نباشد اما با رژیمی طرف هستیم که چند هفته قبل قانون وضع میکند که مجازات اعدام را به عرصه وبلاگ نویس ها وارد کرده و به دنبالش چند روز پیش یعقوب مهر نهاد فعالی که در عرصه وبلاگ نویسی هم فعالیت میکرد اعدام شد.این حکومتی است که طنین حکم مردم به رفتنش را از شعار حکومت اسلامی نمیخواهیم آریا شهر به وضوح شنیده است. کاملا واقعی و قابل لمس است که اعتراضات موجود آنقدر پایه ای و مخالف با کلیت نظام موجود و حاکم است که به هیچ روشی نمیتواند متوسل شود تا بلکه این سیل پشت سد انباتشه شده را به جهتی منحرف کند و از این روست که به سرکوبی همه جانبه روی آورده. به اینها اضافه کنید تنشهایی که میان جمهوری اسلامی ؛ سر مسئله هسته ای، معضلات خاور میانه و … با دولتهای غربی و دیگر دولتها وجود دارد.در مقابل این سرکوبها موج خشم و اعتراضات مردم افزیش خواهد یافت . جامعه ایران امروز با 2 دهه قبل تفاوتهای اساسی دارد. چرخش به چپ و سمت و سوی انسانی مبارزات و بیان خواسته های سوسیالیستی در اعتراضات و تجمعات ،بالا رفتن سطح آگاهی ، مبارزات اجتماعی و تلاشهای سیاسی که در ایران و در عرصه بین المللی جریان دارند و میزان بالای اطلاع رسانی و انتقال رخدادها و اتفاقات ، دست و پای جمهوری اسلامی را برای کشتار و نسل کشی مثل آنچه در دهه 60 انجام داد میبندند . امروز حزب کمونیست کارگری وجود دارد که هم درعرصه سازماندهی مبارزات در داخل ایران و چه عرصه بین المللی خواسته های انسانی و بر حق اکثریت زحمت کش آن جامعه و مردم آزادیخواه و برابری طلب ایران را بدون کم و کاست نمایندگی میکنند. نیرویی که در عرصه سیاست هم حرف برای گفتن دارد و هم در عرصه عمل ثابت کرده کرده که حتی ازآنچه دیگران جرات بیانش را ندارند جلوترعمل کرده و در این عرصه مشخص مبارزه علیه اعدام جان مردم را نجات داده و چهره های سرشناس درسطح بین المللی دارد. رهبری و حزب سیاسی ای که زمان انقلاب 57 وجود نداشت. رهبری که مبارزات آزادیخواهانه و چپ مردم را در رادیکال ترین حالت ممکن و بدون تخفیف همین امروز خواستار است.در پایان چند کلمه هم در مورد مقابله مشخص با اعدام ها اضافه کنم.جدای از فعالیتهایی که در عرصه بین المللی بایست انجام شود که به نمونه هایش در بالا اشاره کردم ، در داخل ایران جوانان میبایست جمعهای جوانان علیه اعدام تشکیل دهند . در رابطه با هرمورد اعدام و سایر اقدامات ضد انسانی رژیم بیانیه صادر کنند و محکوم کنند و اگر فراخوان و اقدام انسانی صورت گرفت اعلام حمایت کنند و در آن شرکت کنند. کار دیگری که میتوان انجام داد جمع کردن طومار های حمایتی است. این کار در عین اینکه نوعی اتحاد ،همبستگی و اطلاع رسانی انجام میدهد، خود روحیه مبارزه را تقویت کرده و میتوان این طومارها را در سایتها و و وبلاگها منتشر کرد و به اطلاع جهانیان رساند. راه حل دیگرسازمان دادن جمعهایی حول تلویزیون کانال جدید و پی گیری خطوطی است که در تی وی مطرح میشوند. از دیگر روشهای مبارزه با این مسئله پخش وسیع اطلاعیه های مرتبط با این مسئله ، از جمله اطلاعیه های کمیته علیه اعدام است . که در عین اطلاع رسانی مردم را از فعالیتها این کمیته بیشتر مطلع میسازد.یک مثال دیگر تاسیس ان جی او ها حول مسئله اعدام و برای متوقف کردن اعدام است . چیزی که امروز در زمینه هایی مثل کودکان و زنان و .. بسیار وجود دارد و دریچه خوبی برای فعالیت اجتماعی است .اگر اعدامی قرار است در ملا عام اجرا شود میبایست مردم تجمع اعتراضی بر پا کنند و نه تنها اجازه اجرای حکم را ندهند بلکه نظم اوضاع را از دست مامورین رژیم خارج کرده و خود به دست بگیرند و اگر بناست در زندانها و مخفیانه اجرا شود ، در آن صورت هم باید خبر رسانی و هماهنگی انجام شود و تلاش کنیم جلوی درب زندانها تجمعات اعتراضی بر پا کنند و اعلام کنند که درقرن 21 اعدام قابل قبول نیست! اعدام قتل عمد دولتی است! باید این شعارها را هر روزه بر در و دیوارها نوشت. شعارهای علیه اعدام بایست در تمام تجمات مطرح شوند . نبایست به رژیم اجازه داد حتی یک اعدام، شلاق، سنگسار را انجام دهد .&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35791168-2790409091641643777?l=ziip-jawanan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/feeds/2790409091641643777/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35791168&amp;postID=2790409091641643777&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/2790409091641643777'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/2790409091641643777'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/2008/08/blog-post_3067.html' title='هفته قرون وسطی، وظایف ما'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35791168.post-1505652025393723668</id><published>2008-08-21T16:51:00.000+04:30</published><updated>2008-08-21T16:52:28.955+04:30</updated><title type='text'>دعوای جناح ها: آشوب در صف اوباش!</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;مصطفی صابر&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;دعواهای درونی جمهوری اسلامی بنحو بی سابقه بالا گرفته است.   اگر آدم نمی دانست زیر این عمامه ها و پشت این چهره های پلشت و در پس نگاه ابلهانه شخصیت های جمهوری اسلامی  چه جنایت ها  که نخوابیده و چه ظرفیت برای جنایت که وجود ندارد، میتوانست  مثل یک فیلم کمدی فوق العاده فکاهی نگاه کند و به استیصال و بلاهت و رندی شرقی اینها بخندد. یک ورژن سیاه از "مدرسه موشها".&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مثلا قرار بود با آمدن احمدی نژاد، بقول خودشان "حاکمیت یکدست" بشود. اما درست برعکس، هزار دست شد.  یک هرج و مرج تمام عیار و جنگ قدرت عجیب جریان دارد.  دولت، مجلس، قوه قضاییه، مجمع تشخیص مصلحت، خبرگان، شورای نگهبان، سپاه، بیت رهبری، حوزه و غیره و حتی زیر مجموعه های اینها - مثلا دادگستری تهران، فلان کمیسیون فرعی مجلس و دبیر اجرایی مجمع بهمان- هرکدام ساز خودشان را می زنند. سنگ روی سنگ بند نیست. هرکس که دستش به جایی بند است برای خودش دار و دسته ای درست کرده، روزنامه نگار شده، اقتصاد دان شده، دکتر شده،  مهندس شده، افشاگر مفاسد شده، سیاستگذار شده، ناجی دنیا شده، سایت زده و یا وبلاگ نویس شده و  چه بسی سودای رئیس جمهوری و نجات مملکت اسلام در سر دارد. مشتی اوباش جنایتکار و تیر خلاص زن و بچه حاجی و مرتجع، احمدی نژاد، لاریجانی، قالیباف، حداد عادل، سلامتیان، شریعتمداری، پالیزدار، خاتمی، عبدالله نوری، سعید حجاریان،  ناطق نوری، نبوی، کروبی، رفسنجانی   و دیگران هر روز دارند به سر و کول همدیگر میکوبند. معلوم نیست کی با کی است و حرف کی در رو دارد.  بازار "افشاگری" از همیشه پررونق تر است. هیچ آیت اللهی به بغل دستی اش اعتماد ندارد. همه از دزدی ها و لفت و لیس هم دیگر اطلاع دارند و قبلا هم داشته اند. اما اینروزها هیچ کس نمی داند فردا که بیدار شد لیست چپاول و جنایاتش روی سایت ها نباشد. عصر اینترنت هم واقعا محشر میکند. از رو شدن دکترای تقلبی فلان وزیر، تا فروختن سوالات کنکور توسط فلان قاضی، تا خرج هندوانه روزانه استبل فلان آیت الله.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مساله فقط این نیست که احمدی نژاد هر هفته چند نفر از اعضای کابینه اش را عوض میکند، مساله فقط این نیست که  در عرض مدت کوتاهی تمامی فرماندهی سپاه را از بالا تا پایین تغییر میدهند (گویی کسی قصد کودتا داشته و یا کسی عنقریب خیال کودتا یا اعلام حکومت نظامی دارد!)، مساله این نیست که مجلس و قوه قضاییه به جان هم می افتند، مساله این نیست که سیستم اداری شان دارد  فرو می پاشد و  نه برق دارند و نه گاز و نه بنزین، بلکه حتی در حساسترین مساله که اکنون روبروی این رژیم قرار گرفته است، یعنی سیاست خارجی و مذاکره با غرب آشکارا جنگ قدرت در جریان است. احمدی نژاد و دار دسته اش از یکطرف میکشد، آقا به مشاورش ولایتی میگوید در چند روزنامه بین المللی بنویس که من همه کاره ام، لاریجانی از آنطرف مجلس را یک پای تصمیم گیری در سیاست خارجی قلمداد میکند و رفسنجانی هم بشیوه خود به همه این ها "هشدار" میدهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نکته جالب در این بلبشو این است که هرکس برای پیش بردن امر خود از خامنه ای مایه میگذارد. رفسنجانی اگر میخواهد به "دولت نهم" انتقاد کند از "معظم له" نقل می آورد. احمدی نژاد برای گرفتن رای اعتماد وزیرش از کیسه "آقا" خرج میکند و کلی مجیز او را میگوید. کیهان شریعتمداری هم بهمچنین.  ظاهرا وزن آقا خیلی بالا رفته است. اما درست برعکس است. اعتبار و اتوریته آقا هیچگاه مثل امروز چوب حراج نخورده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;راه حل هایی که در مقابله با این آشفته بازار از آن صحبت میکنند نیز مضحک و پوچ است. از همه مسخره تر تلاشهای دوم خردادی های مرحوم است که کفش و کلاه کرده اند تا خاتمی را یکبار دیگر بعنوان ناجی جمهوری اسلامی قلمداد کنند. ابلهانه در این مورد قلمفرسایی میکنند که گویا ایشان خیلی محبوب است و طرف مقابل از ترس محبوبیت این حاج آقای شکلاتی ممکن است "رد صلاحیت" اش کند. خاتمی هم با موذیگری خاص آخوندی و اشکها و لبخندهای آشنایش میکوشد به این فضا دامن بزند. حضرات مردم را مشتی ابله فرض کرده اند.  فراموش کرده اند که این حاج آقا در اوج شکلاتی بودنش با 18 تیر و کنفرانس برلین بود که کلکش کنده شد و مردم برای ایشان که سهل است، به ریش هزار بار شکلاتی تر از او نیز تره خرد نمی کنند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt; بهمان اندازه مضحک، تلاش امثال ناطق نوری برای تشکیل "دولت وحدت ملی" است. چه فکر بکری! گویی همه منتظر پا درمیانی این حاج آقا  بودند. گویی این وضعیت بهم ریخته و آشفته صفوف اوباش اسلامی ناشی از "رقابت های فردی و جناحی" و یا بیخردی های "افراطیون" است. فراموش میکنند این وضعیت درهم ریخته و تشدید دعواهای جناح ها و دار و دسته ها  محصول تناقضات لاعلاج جمهوری اسلامی است که تا خرخره در بحران همه جانبه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، سیاسی و حکومتی و اداری فرو رفته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این تصویری خلاصه از وضعیت جنگ و جدال جناح ها و دستجات جمهوری اسلامی است. ولی جا دارد دقیقتر به این بپردازیم که منشاء این وضعیت و همینطور ویژگی های آن چیست؟ جایگاه دعواهای امروز جناح ها در جمهوری اسلامی کدام است و سیر و سرانجام این دعواها چه خواهد بود؟ اینها موضوعاتی است که امیدواریم هفته آینده به آن بپردازیم. فعلا باید همینقدر اشاره کرد تصویری که ارائه شد تاکید مجددی است بر اینکه هرچه زودتر باید شر این رژیم را از سر جامعه کند. دعوای جناح ها نیز، مثل موقعیت سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی، نشان میدهد که  این رژیم در بن بست و بحران شدید قرار دارد و در تقلای نجات خود چه بسی صدمات و خسارات زیادی به مردم تحمیل کند. برای جلوگیری از این صدمات و به حداقل رساندن آن باید هرچه زودتر این رژیم اوباش اسلامی سرمایه داری  را بقدرت کارگران و مردم انقلابی پایین کشید و جمهوری سوسیالیستی را  برقرار کرد.  این کاری است که حزب کمونیست کارگری در دستور خود گذاشته و با تمام قوا برای آن میکوشد. شما را به این صف فرا میخوانیم!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35791168-1505652025393723668?l=ziip-jawanan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/feeds/1505652025393723668/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35791168&amp;postID=1505652025393723668&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/1505652025393723668'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/1505652025393723668'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/2008/08/blog-post_21.html' title='دعوای جناح ها: آشوب در صف اوباش!'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35791168.post-6569150069038217529</id><published>2008-08-11T08:48:00.000+04:30</published><updated>2008-08-11T08:49:21.329+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سیاوش شهابی'/><title type='text'>انقلاب داروینی!</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;انقلاب داروینی! (بخش اول)&lt;br /&gt;سیاوش شهابی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقتی به دیگر موجودات زنده روی زمین نگاه می کنیم، از خود می پرسیم واقعا تفاوت ما با آنها در چیست؟ چه چیزی عامل تفاوت ما با آنهاست؟ و این پرسش همیشگی که انسان بودن یعنی چه؟ پرسشی که بدون شک پیدایش و شکل گیری افکار فلسفی بشر را هم به دنبال داشته. اشتیاق انسان به آگاهی از خود آن قدر قوی هست که شاید خود بخشی از تکامل فکری و فرهنگی او و انگیزه ای مقاومت ناپذیری برای دانستن دیگر نادانسته ها باشد. بر مبنای اسناد و یافته های مکتوب و غیر مکتوب تاریخ و باستان شناسی، مذهب و باورهای ماورایی برای دستیابی به همین آگاهی به وجود آمده اند. هر قوم و ملتی، موافق با ساختار فرهنگی – اجتماعی و موقعیت سیاسی – اقتصادی خود، پیدایش انسان را از دید قضاوت خود به نوعی بازگو کرده است. این واقعیت که در تمامی فرهنگهای جهان خدا یا خدایانی به کار آفرینش پرداخته اند، نشانی بارز از یک نیاز همه گیر بشری برای پی بردن به اصل خویش است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حقیقت این است که انگیزه پرسش "من کیستم؟" از دورانی بسیار دورتر آغاز شده است. هر چند انسان، افسانه های گوناگون آفرینش را در پاسخ به یافتن پرسش و جستجوی "اصل خویش" به وجود آوده است، ولی در عمل و به خصوص پس از پیدایش شهرنشینی و تشکیل قدرت متمرکز (دولت)، از این تصورات و برداشتهای دینی مبتنی بر آنها به عنوان بهترین دستاویز در جهت پیشبرد مقاصد توسعه طلبانه و منافع اقتصادی بهره برداری شده است. حاکمان و صاحبان قدرت در زیر پوشش نمایندگی و یا حمایت خاصه از سوی نیروهایی که در باور مردم خالقین جهان بودند، در هیاتهای مختلف ( شاه، کاهن، کشیش، خلیفه، پاپ و غیره ) بر جهان و انسانها فرمان رانده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بنیان فرمانروایی این حاکمان بر جان و رهبران روان، هر از چند گاهی از سوی انسان حقیقت طلب و جستجوگر به لرزش در می آمد و در پی آن تحول عظیمی در نحوه دید بشر به جهان و اعتلا و انکشاف او رخ داده است. در حدود چهار قرن پیش، که اروپا با شدت و خشونت تحت سیطره قدرت کلیسا و پاپ اداره می شد، یک روحانی ستاره شناس به نام کوپرنیک اعلام کرد که زمین مرکز کائنات نیست بلکه یکی از چند سیاره ای است که در مداری منظم به دور ستاره کوچکی که خورشید می نامیم در گردش هستند. در آغاز سه دهه اول قرن هفدهم ابتدا کپلر و سپس گالیله نظریه کوپرنیک را تایید کردند. گالیله با اختراع تلسکوپ نظریه را تبدیل به مشاهده عملی نمود و سیارات بیشتری را کشف کرد. او نظریه پوسیده مرکزیت زمین را به یکباره در هم فروریخت. طوفان برخاست...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آباء کلیسا و حکومتهای مورد حمایت کلیسا سخت به وحشت و تکاپو افتادند. گالیله به دلیل نفی آیات کتاب مقدس و ایجاد شک در مورد مرکزیت کلیسای مادر به دادگاه مخوف تفتیش عقاید فراخوانده شد. در دادگاههای نخستین گالیله فریاد برآورد:" نگاه کنید، از درون تلسکوپ نگاه کنید و قمرهای بیشتری را به وضوح ببینید" اما مجمع مرتجعین قضات اعلام کرد که تلسکوپ خود شیئی شیطانی است!... هر چند گالیله زیر فشار مجبور به انکار گفته های خود شد اما به رغم انکار، این جرقه ای بود که در ذهن کنجکاو بشر شعله کشید و سوال جاودانی "من کیستم؟" را با شدت بیشتری مطرح ساخت. حاکمان و قدرتمداران کلیسا و ارتجاع، به سختی و بیرحمانه از مواضع و منافع خویش به دفاع برخاستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در اواخر صده 18 طبیعیدان فرانسوی به نام بوفون، کوشید تا سن زمین را با آزمایش تعیین کند. او معتقد بود که زمین از حالت داغ آغازین بتدریج سرد شده است. بوفون با ساختن ماکت زمین از گوی کوچکی و اندازه گیری میزان سرد شدن آن تخمین زد که زمین بیش از 3 میلیون سال قدمت دارد اما در اسنادش خلاف این را اعلام کرد، 75000 سال! بوفون و دیگر دانشمندانی که در این عرصه سرسختانه تلاش می کردند واقعا دست تنها بودند. انها با قدرت کلیسا و طرفداران افراطیش مواجه بودند و از گفتن حقایق بیم داشتند. آنها نمی توانستند رقمی بسیار فراتر از ارقام مورد قبول کتب مقدس ارائه دهند. ولی ماهیت و تصویر راستین فیزیک کیهانی و زمین شناسی همراه با گسترش دامنه علوم آشکار گردید. نظریات کهنه به زباله دان تاریخ سپرده شد. علم، تدریجا زمینه فرسایش نظریات خرافی، عقب مانده و کپک زده دینی در مورد پیدایش جهان را فراهم کرده بود...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ضربه عظیم دیگر در اواسط قرن نوزدهم و هنگامی که چارلز داروین کتاب منشاء انواع را به چاپ رسانید، بر پیکر منحوس خرافات مذهب فرود آمد. داروین در این کتاب نظریه فرایند تکامل موجودات زنده را ارایه داد و در مورد موقعیت انسان در این مبحث تنها به ذکر جمله ای قناعت کرده بود:" بزودی روشنایی بر منشاء انسان و تاریخ او فرا خواهید تابید." و در چاپ بعدی عبارت "مقدار زیادی" را به ابتدای جمله خود اضافه کرد. هر چند داروین تحت فشارهای کلیسا و حکومتهای حامیش به صراحت نظریه خود را در مورد منشاء انسان بیان نکرد، اما اشاره روشن او در مورد تکامل موجودات زنده این بود که :" انسان نیز گونه ای تکامل یافته از انسان ریخت ها است و مخلوق خاص و برگزیده ای نیست." جامعه قرن نوزدهم به شدت متشنج شد. داروین از هر سو مورد حمله کلیسا و حتی گروهی از دانشمندان قرار گرفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حقیقت، آنگونه که کلیسا و یا دیگر هواداران متون عتیق را نگران کرده بود، نمی گفت که انسان از نسل شمپانزه و گوریل است! بلکه بیان نظریه در مورد تکامل انسان به زبان ساده چنین بود :" بنابر شواهد یافت شده فسیلی از یک تنه اصلی، دو شاخه مجزا تکامل یافتند که از یک شاخه میمونهای امروزی و از شاخه دیگر انسان ریختها به وجود آمدند. انسان امروزی یکی از شاخه های فرعی بسیار تکامل یافته این شاخه دوم است."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای کلیسا تحمل ناپذیر بود که تصور شود انسان مستقیما با دیگر موجودات جهان در ارتباط و خویشاوندی است. پاسخ مذهب درباره انسان و جهان پیرامونش در خطر بود و کسانی که تکیه گاه قدرتشان بر این پاسخ استوار بود، آماده شدند که با خشونت هر چه تمامتر به دفاع بپردازند. کشیشان کانتر بوری و روم متفقا به تقبیح و تکفیر داروین پرداختند و تبلیغ و تکثیر این گونه افکار "کفرآمیز" را میان مردم معمولی یک مصیبت خواندند و علاوه بر درخواست مجازاتهای سنگین برای داروین، اعلام کردند که جهان بزودی زیر و رو خواهد شد...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دنیا اما زیر و رو نشد. دیگر دوران دادگاههای تفتیش عقاید و حکومت مرتجعین دینی به سر آمده، کمون پاریس نیز چهره اجتماعی اروپا را تغییر داده بود. اروپا می رفت که مردم سالاری را تجربه کند. عصر شکوفایی تکنولوژی در آستانه آغاز بود. علوم جدید به کمک اثبات نظریه آمدند. شواهد آنچنان گویا و تردید ناپذیر بودند که انکار آن غیر ممکن می نمود. علاوه بر این، ارتباط بیولوژیکی بیش از حد میان انسان و پستانداران عالی چون شمپانزه و گوریل قبلا از سوی زیست شناسان ثابت شده بود. این شباهت بازگو کننده ارتباط تکاملی بسیار نزدیک میان این دو موجود بود. شواهد فسیلی و یافته های با ارزش نیمه دوم قرن نوزدهم و اعلام نظریه های مشابه دانشمندان دیگر در سراسر اروپای آن روز، دهان مخالفین را بست. انقلاب واقعی در زمینه زیست شناسی، انسان شناسی، جامعه شناسی و تاریخ آغاز شد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35791168-6569150069038217529?l=ziip-jawanan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/feeds/6569150069038217529/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35791168&amp;postID=6569150069038217529&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/6569150069038217529'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/6569150069038217529'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/2008/08/blog-post.html' title='انقلاب داروینی!'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35791168.post-7488105438459332112</id><published>2008-07-29T19:25:00.000+04:30</published><updated>2008-07-29T19:26:31.085+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='کامرن مزین'/><title type='text'>حاشیه ها</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;کامرن مزین ایران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حاشیه اول:&lt;br /&gt;شعر زیر از پاچه خواریهای حداد عادل در وصف رهبر خویش است .شرح و توضیحی لازم ندارد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گزارش«جهان» حداد عادل درباره‌ي شعري که در وصف رهبر فرزانه انقلاب سروده است، مي گويد؛ زماني که اين شعر را براي ايشان خواندم، واقعاً از دلم برخاست و مي دانستم که ايشان هم خوش ندارند کسي از ايشان تعريف کند و خيلي با احتياط براي ايشان خواندم. يکبار هم بيشتر نخواندم و هيچوقت هم ايشان پس از آن، سراغ اين شعر را نگرفتند و از سال 1371 تا حالا هم که 16 سال از سرودن شعر مي گذرد، اين شعر هيچ جايي چاپ نشده است.وي مي گويد؛ اينک خوشحالم که زماني اين شعر را مي خوانم که رئيس مجلس نيستم.اي دو چشمانت چراغ شام يلداي همه/ آفتاب صورتت خورشيد فرداي همه/ اي دل دريايي‌ات کشتي نشينان را اميد / وي نگاه روشنت فانوس درياي همه/ اي بيان دلنشينت بارش باران نور/ وي کلام آتشينت آتش ناي همه/ خنده‌هاي گاه‌گاهت خنده خورشيد صبح / شعله لرزان آهت شمع شبهاي همه/ قامتت نخل بلند گلشن آزادگي/ سرو سرسبزي سزاوار تماشاي همه/ گر کسي از من نشاني از تو جويد،گويمش / خانه‌اي در کوچه باغ دل، پذيراي همه/ لاله زار عشق يکدم بي گل رويت مباد/ اي گل رويت بهار عالم آراي همه.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;حاشیه دوم:&lt;br /&gt; مطلب زیر را سایت روزنه در جواب کیهان  نوشته است:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.rowzane.kampagne-hatun.com/0000_2008/e_m07/27-kaihan.htm" target="_blank"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;کیهان بدون فیلترشکن مطالب روزنه را میخواند و سانسور میکند!&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; روزنامه  کیهان در صفحه اول خود با عنوان خبر ویژه به تحلیل مهرنوش موسوی از حزب کمونیست کارگری استناد کرده است. جنایتکاران سازمانیافته در کیهان بهتر بود حال که بدون فیلترشکن مطالب روزنه را خوانده و منعکس میکنند، بخش آخر ارزیابی این مطلب را که به سرنگونی نظام اختصاص دارد با دقت بیشتری بخوانند! تا پایین کشیدن این نظام و بستن در کیهان راه درازی نمانده است!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چرا ذوق زده شديد كه حالا افسرده شويد؟!(خبر ويژه)&lt;br /&gt;"افسردگي رسانه هاي غربي از نتايج نشست ژنو، نتيجه شادماني اوليه آنها بود كه با آرزوي وهم آلود عقب نشيني احتمالي رژيم ايران در مقابل آمريكا تبليغات خود را تشديد كرده بودند."اين تحليل را گروهك ضدانقلابي "حزب كمونيست كارگري"  منتشر كرد و نوشت: شادماني اوليه رسانه هاي غرب حاصل اميد بستن به سياست استحاله تدريجي نظام و تحميل عقب نشيني بود. آنها حتي حضور برنز را با حضور وي در مذاكرات با ليبي مقايسه كردند و همين مقايسه كافي بود تا امروز به چنين وضعي افتاده و سياست و تاكتيك آمريكا را زير سؤال ببرند. برخورد خشمگين رايس در ابوظبي هم به رسميت شناختن اين اشتباه محاسبه بود."روزنه دات كام" سايت گروهك مذكور مي افزايد: آمريكا با فرستادن برنز به ژنو روي عقب نشيني ولو ميلي متري رژيم اسلامي حساب كرده بود و مي خواست به اروپا و ديگر كشورها گوشزد كند كه اين عقب نشيني احتمالي بايد به اسم خود آمريكا تمام بشود. آمريكا روي استقبال بخشهايي از حاكميت نظام از حضور برنز در اين مذاكره حساب كرده بود اما اين سياست در ژنو يخ زد! براي هزارمين بار معلوم شد كه مقايسه رژيم ايران با ليبي، كره شمالي و سوريه و سياست تغيير رفتار حكومت اسلامي، و تعديل و استحاله تدريجي آن، عبث، پوچ و بيهوده است.اين گروهك در عين حال به جاي ادامه تحليل، فحاشي هاي مفصلي عليه جمهوري اسلامي منتشر كرده و خواستار سرنگوني جمهوري اسلامي از راههاي ديگر شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حاشیه سه:&lt;br /&gt;کودکان پنچ شش ساله در جمهوری اسلامی. یک بدون شرح دیگر:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;براساس تحقيقات بهار زنجان، زهرا عباسي شش سال دارد و به علت فوت پدر با حكم دادگستري تحويل بهزيستي زنجان شده و در اين فاجعه‌ي اسفناك از ناحيه‌ي صورت داغ‌گذاري شده است.كودك آسيب ديده‌ي ديگر محمدمهدي قاسمي شش سال دارد و مادر او فوت كرده و به علت بدسرپرستي پدر، تحويل بهزيستي زنجان شده است. اين كودك شش ساله در اين فاجعه‌ي دردناك از ناحيه‌ي گردن داغ‌گذاري شده است.همچنين مريم ندرلو پنج سال دارد و مادر او به قتل رسيده و پدرش در زندان مي‌باشد و در تاريخ 12/2/87 تحويل بهزيستي زنجان شده است. برخلاف نظر اعلام شده در اطلاعيه‌ي سازمان بهزيستي، مريم از ناحيه‌ي پا داغ‌گذاري شده است. البته ماجراي داغ‌گذاري در تاريخ 10/4/87 اتفاق افتاده، ولي در گزارش روزانه‌ي روز دهم و يازدهم هيچ‌گونه اشاره‌اي به اين موضوع نشده تا اين كه در روز دوازدهم تيرماه توسط يكي از مربياني كه شيفت را تحويل مي‌گرفته صورت‌جلسه گرديده و به بهزيستي شهرستان گزارش شده است. بر اساس اطلاعاتي كه به بهار زنجان رسيده، ابتدا با فلز داغ گردن محمدمهدي و سپس صورت زهرا و در پايان بر روي پاي مريم داغ گذاشته شده است و چون بعد از داغ‌گذاري بر روي بدن زهرا و محمدمهدي تا حدي فلز سرد شده بوده، تأثير آن بر روي بدن مريم كمتر بوده است و از آن‌جايي كه 21 روز از روز داغ‌گذاري تا روز معاينه توسط پزشكي قانوني مي‌گذرد، تقريبا آثار داغ ترميم شده است. موضوع داغ‌گذاري بر پاي مريم در عكس منتشره توسط بهار زنجان كه اصل آن تحويل هيأت اعزامي از تهران شده به وضوح مشخص است و عين اين توضيحات به اطلاع هيأت اعزامي نيز رسيده است....&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35791168-7488105438459332112?l=ziip-jawanan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/feeds/7488105438459332112/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35791168&amp;postID=7488105438459332112&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/7488105438459332112'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/7488105438459332112'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/2008/07/blog-post_29.html' title='حاشیه ها'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35791168.post-6676975970391430089</id><published>2008-07-09T15:15:00.001+04:30</published><updated>2008-07-09T15:15:57.390+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='کامران مزین'/><title type='text'>این حکم محکوم است</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;کامران مزین&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;عابد توانچه  به هشت ماه حبس تعزیری محکوم شد. او بدون تشکیل دادگاهی  و بدون کیفر خواست واقعی (که اگر هم بود باز مسخره بود)  به چنین حکمی محکوم میشود   تا هشت ماه از زندان را در بدترین زندانهای ممکن  ایران در اراک سپری کند.&lt;br /&gt;عابد توانچه را شاید بتوان یکی جنجالی ترین وبلاگ نویس چپ فرض نمود.هرچه باشد او دارای یک سری از کنش واکنش ها  را در برابر شخصیتهای مختلف در عرصه وبلاگ نویسی دراین چند سال اخیر سپری نموده و بارها با توجه به اینکه خود با اسم  از بعضی نام برده  موجب جنجالهای گسترده در مواقع مختلف گشته. او که رفتارها و گفتارهای خودرا تحت پوشش دوری از اخلاقیات بورژوا بانه توجیه میکند همیشه سعی نموده خود را یک  مارکسیست لنیسنیست افشا گر  بنامد. مساله افشا گری های او حتی به کسانی که زمانی برای او درودهای انقلابی میفرستادند هم کشیده  شده است. بعضی نظرات و آرای عابد توانچه نیز در گاهی اوقات که او  تحت عنوان نماینده کمونیست  ومارکسیست داخل کشور نگارش کرده  مورد توجه   اهالی رسانه نزدیک به چپ قرار گرفته که چون نظرات او معمولا نظم همخوانی نداشته و همچنین به صورت تک نفری و بدون دخالت فرد دیگری نوشته شده (با وجود انکه او همیشه از کلمه ما استفاده میکند) هیچگاه نتوانسته مورد راهبرد قرار بگیرد. به طور مثال او در ماجرای انتخابات مجلس ناگهان  سخن از حضور گسترده کمونیستها برای انتخابات  نمود  که از نظرات و تئوریهای من در آوردنی   معروف در چپ تبدیل شد. در حالی که او وقتی چینن طرحی را داده بود از انجا که با لیست مخالفان خودش اشنایی داشت از همان اغاز مخالفان خود را نا اشنا و خارجه نشین و اپورتونیست و غیر کمونیست ارزیابی کرده بود. انگهایی که شاید کم مخالفانش از او نخوردند. مخالفانی که توانچه خود را پیروز در برابر انها میداند و قبل از اینکه با هرکسی دیگر  شروع به جنجالی دیگر بناماید خود تفسیر مینماید که  از سرنوشت دیگران که احتملا با نوشته های اومنزوی شدند درس بگیرند و با او  مقابله نکنند.&lt;br /&gt;با این حال توانچه را باید در هنگامه هایی ستود. او شاید از معدود  افرادی باشد که به صراحت خود را یک کمونیست ساختار شکن فرض نموده و از همین جهت است که عده ای  که شاید  یارای چنین ابرازی در ملا عام را  ندارند و هیمن طور و چشم دیدن او را نیز ندارند از اینکه  به زندان افتاده ناله  "کم است و باید بیشتر باشد" را سر دادند.&lt;br /&gt;به هر صورت همه اینها را اوردم تا نظر خودم را بگویم که من نظرات سیاسی  او و تا حدود زیادی شخصیت فردی او را  به هیچ عنوان همراهی ندارم. اما مساله من این است  که مساله نقد سیاسی یک طرف است و دفاع از او در برابر جمهوری اسلامی  سوی دیگر.  اگر بتوانیم اینها را از هم تفکیکی کینم  میتوانیم در چنین مواقع نزدیکی و قرابت بیشتری با هم داشته باشیم. مساله این است که عابد توانچه  شاید اگر خودش باشدهمان طور که خودش مگیوید مثل خودشان رفتار میکند.  اما برای من   و برای طرفداران سیاستهای هومانیستی و آزدایخواهانه چینن مساله ای اصل مبارزه بر جمهوری اسلامی را کم رنگ مینماید. اگر بخواهیم  فکر کنیم که باید ایستاد  و در برهه ای از اوضاع از زندانی رفتن بعضی دفاع نمود. چون من با او مشکل شخص دارم و با تئوریهای من در اوردنی توصیف نمود که فلانی ماههای کمی در زندان  افتاده انگاه به نظرم  ذره ای از مبارزه عقب نشینی نموده ایم. مشکلی که همیشه چپ سنتی  و راست  اپوزیسیون ایران در این مواقع خود را نشان میدهد. یادم میاید زمانی امین قضایی  در نوشته ای در همان روزهای اول زندانی رفتن بازداشتیهای دانشجویان چپ معتقد بود که زندانی رفتن دیگران که از چپ نیستند هیچ اهمیتی برای من ندارد. او تنها برای کسانی فعالیت میکند که خودش به ازادیخواهی و فعالیت  انها ایمان دارد. به نظرم اگر چین نتئوریهایی در چپ ظهور نماید یک فاجعه بزرگ خواهد بود. همین طور که چنین نظرات تاسف اوری را را اخیرا در قالب شعارهای  طرفداران مقاومت در زندان و یا مخالفین فعالیت علنی و کمونیزم کارگری بارها به زبان رانده شده و کاملا مشخص است که از دستگیرهای اذر سال گذشته  بسیار راضی و خشنود هستند و ان را دست مایه ای  برای ارائه تدریس در باب "تجربه هایی از ماجراهای تلخ  گذشت"ه و" گامهای ضروری  و سنجیده "ارزیابی کردند. کاملا میتوان خنده زیر لبی  انها را در هنگام زندانی رفتن بسیاری دوستان تجسم نمود. (کاری هم به غلط بودن فرضیات انها ندارم).&lt;br /&gt; به هر رو باید از عابد توانچه و هر زندانی سیاسی  دیگر بدون قید و شرط حمایت نمود. مهم نیست  که چه میشود و از چه کسی حمایت میکنیم  مهم این است که بدانیم هیچ زندانی سیاسی نباید وجود داشته باشد. این اخرین روزهایی که میتوان  کاری برای عابد نمود را باید با قدرت به  پیش ببریم . از همین حالا  خود را برای دست بالا گرفتن در هنگام  دادگاه های دیگر دانشجویان چپ که از شهریور اغاز میشود اماده کنیم....&lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35791168-6676975970391430089?l=ziip-jawanan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/feeds/6676975970391430089/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35791168&amp;postID=6676975970391430089&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/6676975970391430089'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/6676975970391430089'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/2008/07/blog-post_09.html' title='این حکم محکوم است'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35791168.post-2047362148310665375</id><published>2008-07-03T19:24:00.000+04:30</published><updated>2008-07-03T19:26:12.775+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مصطفی صابر'/><title type='text'>حزب و قدرت سیاسی و "نگرش محدود از دو سو"</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;مصطفی صابر&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;این هفته در جوانان کمونیست متن کتبی سخنرانی منصور حکمت در کنگره دوم حزب تحت عنوان "حزب و قدرت سیاسی" را چاپ کرده ایم، به دو دلیل:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اول)  در جریان شیرین کاری خیره کننده آقای ایرج آذرین و شرکاء (منظورم پذیرفتن تبلیغات  وزارت اطلاعات و رجز خوانی شکنجه گران رژیم علیه دانشجویان چپ بعنوان "فاکت" و "آمپریسم" و "تحلیل" از موقعیت چپ در دانشگاه!)، بکرات علیه این بحث منصور حکمت نام برده شد. "نام برده شد" البته تعبیر مودبانه ای است.  دوستان "اتحاد سوسیالیسم کارگری"  برای رها کردن گریبان خود از اقدامی که  حتی روی "نوید بشارت" و "بروسکه" را هم سفید کرده است، هرچه که میتوانستند به منصور حکمت و حزب کمونیست کارگری و بحث حزب و قدرت سیاسی نفرین و لعنت و کینه و دشنام و هیستری حواله کردند. &lt;br /&gt;دوم) و البته بسیار مهمتر،  اوضاع و احوال اجتماعی و موقعیت حزب کمونیست کارگری و چپ در جامعه می طلبد که مجددا نگاهی به این بحث مهم داشته باشیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این "اول" و "دوم" با وجود همه بی تناسبی شان از نقطه نظر اهمیت،  کاملا بهم مربوط هستند.  چرا که در جریان دفاعیات آذرینی ها از شاهکارشان، ما شاهد بودیم که دو درک،  یا صحیح تر دو تحریف قدیمی چپ سنتی از بحث حزب و قدرت سیاسی منصور حکمت نقش ایفاء میکند. دو درکی که البته نزد ما شناخته شده بوده و اینجا و آنجا مورد نقد قرار گرفته است. ولی اکنون برای درک بهتر وظایف خطیری که در لحظه حاضر در برابر ما قرار گرفته، مفید است خلاصه هم که شده این دو درک غلط را  در کنار هم مورد اشاره قرار دهیم. یاد آور میشوم یک تاکید مهم پلنوم اخیر حزب ما (پلنوم سی ام) این بود که در اثر گسترش بی سابقه ابعاد اجتماعی حزب که بنوعی محصول مباحث "حزب و قدرت سیاسی" و "حزب و جامعه" بوده، اکنون لازم است در همان راستا جلوتر برویم و به حزب وسیع و گسترده کمونیستی کارگری در ایران تعیین بخشیم. لذا نگاه مجدد و تاکید بر آن مباحث از طریق نقد این دو برداشت چپ سنتی، گامی است در جهت فراخوان پلنوم اخیر.&lt;br /&gt;اما برای خوانندگان اخص نشریه ما یعنی کمونیست های جوان اشاره به این دو برداشت غلط میتواند فرصتی باشد تا بحث حزب و قدرت سیاسی منصور حکمت را با دقت و تعمق بیشتر مطالعه کنند. کسانی که احیانا در جریان سابقه این مباحث و این درکهای غلط  نبوده اند، ممکن است بحث حکمت را با عینک یکی از این دیدگاه ها مطالعه کنند. این یادداشت فراخوانی است به این دسته از رفقا که عینک ها را بردارید و منصور حکمت را چنانکه هست ببینید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قبل از هر چیز باید تاکید کنم که هردو این برداشت ها نهایتا مبتنی بر "درک محدود" از بحث حزب و قدرت سیاسی و بحث حزب جامعه است. و جالبتر اینکه خود منصور حکمت در همان زمانی که بحث حزب و قدرت سیاسی و حزب جامعه را طرح میکرد نگران این دو برداشت محدود بود. در یک نوشته درونی "حزب و جامعه، پوزش و تصحیح" که مدت کوتاهی بعد از همین سخنرانی در کنگره دوم خطاب به تشکیلات حزب نوشته شده و هفته دیگر متن کامل آنرا خواهیم آورد، مینویسد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;" وقتى از دو نگرش محدود در دو سوى اين بحث حرف ميزنم، اشاره‌ام به "گرايشات درون حزبى" نيست. ما در اين حزب فراکسيونهاى "طرفداران حزب" و "طرفداران جامعه" نداريم! منظور من دقيقا همان "نگرش محدود" است. اختناق کمونيستها را به زندگى و فعاليت در حاشيه جامعه مجبور کرده و عادت داده است. اين روانشناسى و رفتار اجتماعى و افق عملى معينى را به چپ تحميل کرده است..." (تاکیدات از م.ص)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بعبارت دیگر منصور حکمت دو نگرش محدود در قبال "بحث حزب و جامعه" را که با نوعی طنز از آنها یاد میکند، یعنی "طرفداران حزب" و "طرفداران جامعه"،  تشخیص میدهد اما فورا تاکید میکند  که هردو آنها اساسا یک جریان،  یعنی "همان نگرش محدود" چپ به مساله تحزب و فعالیت عملی، هستند که ابعادی فراتر از چهارچوبه حزب دارد. یک درد کهنه چپ رادیکال و غیر کارگری عصر ماست: این "روانشناسی و رفتار اجتماعی و افق عملی معینی" است که به چپ تحمیل شده و خود را بصورت "دو نگرش محدود در دو سوی بحث"  حزب و جامعه و حزب و قدرت سیاسی نشان میدهد.&lt;br /&gt;این کلمات را خوب به خاطر بسپارید: "روانشناسی و رفتار اجتماعی" ، "افق عملی"، "عادت". چرا که بحث حزب و قدرت سیاسی و بحث حزب  و جامعه (که منصور حکمت همواره هردو را کنار هم می آورد) در اساس نقدی است بر همین روانشناسی و رفتار اجتماعی و افق عملی چپ رادیکال دوره ما که نمی خواهد دنیا را تغییر دهد و به "زندگی و فعالیت در حاشیه جامعه" عادت کرده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقایع بعدی خیلی زود  نشان که  نگرانی منصور حکمت حتی بیش از آنچه خود او تصور میکرد بجا بود. طنز تاریخ این بود که هردو سوی این "درک محدود" از بحث خود را نه فقط بصورت "فراکسیون ها" که  بصورت جریاناتی که حزب را با بدترین حملات و اتهامات ترک کردند به نمایش گذاشتند!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; چندی بعد از بحث حزب و قدرت سیاسی – حزب و جامعه،   گروهی از حزب جدا شدند که به بصورت انفرادی استعفا میدادند و به "مستعفیون" مشهور شدند.  یکی از پرچم های  این دوستان (که البته خود را "شورشیان آوریل 99" نام نهاده بودند! ) همانا مخالفت با بحث حزب و قدرت سیاسی بود و گویا اینکه با این بحث،  منصور حکمت و حزب کمونیست کارگری اصولا طبقه کارگر و سازماندهی اش را کنار گذاشته و قرار است که حزب جای همه چیز بنشیند.&lt;br /&gt;این درست که محتوای سیاسی جریان "مستعفیون" انعکاس  دوم خرداد و تحرک جنبش ملی اسلامی حول پرچم "اصلاحات" در حزب کمونیست کارگری بود.  اما این  جریان به روشنی نشان داد که جناح چپ جنبش ملی اسلامی (که منشاء اجتماعی چپ سنتی ایران است) تا چه اندازه دشمن غریزی و متعصبانه ای با بحث حزب و قدرت سیاسی منصور حکمت دارد.  همه ما با تعجب دیدیم که این "چپ بغل دستی" و از نوع "وحدت کمونیستی" نبود- آنطور که منصور حکمت درهمین سخنرانی "حزب و قدرت سیاسی" پیش بینی میکند-  که بگوید: "شما میخواهید قدرت بگیرید؟ پس کو طبقه ات؟ مگر متشکل اش کرده ای؟ مگر قرار نیست طبقه قدرت بگیرد؟" بلکه رفیق حزبی بغل دستی خودمان است که علیه "کفر" های منصور حکمت پرچم شورش استعفا بر میدارد و صفوف حزب را ترک میکند تا در بهترین حالت برود با قوطی بگیر و بنشانی نظیر آنچه ایرج آذرین اخیرا مطرح کرد، سرگرم شود. (اشاره ام به نوشته "بسوی حزب" است که ما در شماره های قبلی جوانان کمونیست بعنوان نمونه تیپیکال همین درک عقب مانده و عقیم چپ سنتی و حاشیه نشین از مساله تحزب در جزئیات نقد کردیم. آن سلسله مقالات را بزودی در یک مجموعه منتشر خواهیم کرد.) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt; متاسفانه منصور حکمت زنده نماند تا ببینند که آن سوی دیگر نگرش محدود از بحث حزب و قدرت سیاسی- حزب و جامعه نیز در انشعاب بعدی در حزب (که بعد از مرگ او صورت گرفت) بطور خیره کننده ای خود را به نمایش گذاشت. اینجا هم ما دیدیم که دوستان انشعابی، که عمدتا کادرهای آمده از سنت کومله بودند،  با شعار عجیب "حزب و قدرت سیاسی داستان زندگی ماست" حزب را ترک کردند تا بروند "حزب تعدد نظرات و وحدت عمل" و بعد "گارد آزادی" بسازند و "کنگره مخفی" برگزار کنند تا در سر بزنگاه از جایی لشکر بکشند و تهران را فتح کنند و یا خانه رفسنجانی و خامنه ای را محاصره کنند و قدرت را بگیرند تا بعد تازه انقلاب کنند!  منصور حکمت این وجه را گرچه ندید اما گویی وقتی در همین سخنرانی اش دارد بر این تاکید میکند که بحث اش بر سر خود عمل تصرف قدرت نیست و یا قرار نیست مثل "دوازده مرد خبیث" و "این گروه خشن" (فیلم های مشهور وسترن) رفت و قدرت را گرفت، دارد با همین درک عجیب از بحث حزب و قدرت سیاسی از پیش مرزبندی میکند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما بازهم باید تاکید کنیم که چه در واقعیت امر و چه در بحث منصور حکمت این دو "نگرش محدود"، و نسخه های متعدد بینابینی که اینجا فرصت پرداختن به آنها نیست،  در واقع دو روی یک سکه واحد هستند. سکه چپ رادیکال منزوی، همیشه اپوزیسیون که به زندگی در حاشیه جامعه عادت کرده است. بحث حزب و قدرت سیاسی شروع نقد اساسی همین چپ در عرصه فعالیت و افق عملی و سازماندهی و رفتار و روانشناسی اجتماعی است. نقدی که بعدا با بحث حزب و جامعه تکمیل میشود. اساس این نقد این است که  این چپ اصولا درک درستی از مبارزه طبقاتی، مکانیسم های واقعی تحول جامعه، اهمیت جدال بر سر قدرت سیاسی و شرایط تصرف آن توسط حزب انقلابی طبقه کارگر را درک نمی کند، چرا که امر دیگری دارد. نه میخواهد و نه میتواند سوسیالیسم همین امروز را متحقق کند.  زائده چپ جریانات اصلی بورژوایی است و چنانکه ما تا کنون در نمونه های زنده اش دیده ایم خیلی که بخواهد پا رو زمین باشد به راست میزند و دنبال حجاریان و خاتمی و جنبش اصلاحات و جنبش مقاومت شیخ نصرالله و حفظ مدنیت نوع احمدی نژاد می افتد، و میگوید سوسیالیسم رم میدهد، الان وقت انقلاب نیست و غیره؛  و وقتی هم بخواهد مثلا چپ و رادیکال و انقلابی باشد گارد آزاد درست میکند و برای "قیام کمونیستی" تدارک میکند و میخواهد در مرزها بحران سازی کند. در هر حال نمی تواند و نمی خواهد نماینده طبقه ای در عرصه سیاست و جدال قدرت باشد که برای رهایی خود ناگزیر باید تمام جامعه را رها کند. مشخصات این چپ در عرصه سازماندهی و افق عملی  را بهتر از هرکسی منصور حکمت در بحث حزب و قدرت سیاسی و حزب و جامعه برشمرده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باید تاکید کنیم که بحث منصور حکمت، مثل سایر مباحث او در واقع بیرون کشیدن سنت های قدیمی کمونیستی کارگری از زیر آوار کمونیسم بورژوایی و غیر کارگری (در این مورد چپ رادیکال)  و انطباق آن با اوضاع و احوال امروز است. اگر نگاهی به "مانیفست کمونیست" و توصیف سیر و پیشروی انقلاب کارگری و جایگاهی که به حزب سیاسی در مبارزه کارگری میدهد بیفکنید، اگر جریان ساختن "اتحادیه کمونیست ها" توسط مارکس و انگلس طی انقلابات 48 – 50 اروپا را بررسی کنید، اگر به تجربه "انترناسیونال اول" دقت کنید، اگر بویژه تجربه حزب بلشویک و لنین را مورد توجه قرار دهید، خواهید دید که تقریبا همه احکام پایه ای مباحث حزب و قدرت سیاسی و حزب جامعه منصور حکمت قبلا در این تجارب بیان شده است. "کفر گویی" منصور حکمت در واقع اسم دیگری برای بیرون کشیدن همین تجارب اصیل و انقلابی جنبش کمونیسم کارگری از زیر آوار تحریفات، گیج سری ها، مقولات هپروتی، عادات و رفتار اجتماعی چپ غیر کارگری است. اینها از نظر این چپ "کفر" محسوب میشود چون مقدسات و مفروضات این چپ ربطی به قدرت گیری کمونیسم در دنیای واقعی ندارد. مانع آنست!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اکنون ده سال بعد از طرح بحث "حزب و قدرت سیاسی" میتوان بروشنی دید که چگونه این بحث سیمای سیاسی و اجتماعی حزب ما  و رفتار ما در صحنه عمل اجتماعی را تغییر داده است. بگذارید یک مثال شخصی بیاورم که امروز حتی خنده دار به نظر میرسد.  فراموش نمی کنم که بعد از همین بحث حزب و قدرت سیاسی که تازه من از جمله کسانی بودم که در کنگره دوم بشدت از آن دفاع کردم،  منصور حکمت بیچاره حدود نیم ساعت تلفنی به من توضیح میداد و سعی میکرد مرا قانع کند که باید عکسم را علنا منتشر کنم!..  اکنون دیگر کنگره علنی جزو مفروضات حزب کمونیست کارگری است و حتی به یک انتظار و توقع از همه احزاب سیاسی تبدیل شده است. اما همین ده سال پیش کسی حتی جرئت به خود نمی داد که چنین چیزی را به مخیله خود راه دهد. (و البته هستند کسانی که هنوز پشت سنگ اعلامیه میدهند و یا با افتخار از "کنگره مخفی" داد سخن میدهند!) کنفرانس برلین و مطرح شدن حزب کمونیست کارگری در سیاست به معنای وسیع کلمه در واقع ثمره جهت گیری عملی بود که همین بحث در دستور حزب قرار داد. وجود چهره های سرشناس حزب در ایران و در سطح جهانی همه از جمله نتایج این مباحث است. میتوان دید که چگونه حزب در فاصله این ده سال به خیلی از اهدافی که منصور حکمت در سخنرانی حزب و قدرت سیاسی مطرح میکند رسیده  و حتی از آن رد کرده است. برای مثال اکنون می بینیم که اساسا در اثر همین جهت گیری نه فقط حزب که جنبش کمونیسم کارگری صاحب رهبران و چهره های سرشناس شده است. با این همه در برخی زمینه ها البته هنوز کار و تلاش و تمرکز بیشتری از ما می طلبد. اما آنچه که باید بیشتر از هر چیز مورد توجه قرار گیرد جوهر بحث حاضر است.  اینکه چگونه تمامی این مباحث که روشنتر از هرجا در "حزب و جامعه، از گروه فشار تا حزب سیاسی" مطرح شد، در خدمت ساختن حزب سیاسی و پرنفوذ و منضبط کمونیستی کارگری است تا در دل تحولات حاد و تلاطم انقلابی که اکنون در ایران در جریان است فرصت را از دست ندهد. ابتکار عمل اجتماعی و انقلابی را بدست گیرد، همه خوابهای خوف انگیزی که جریانات مختلف بورژوایی دیده اند را برهم زند و در پیشاپیش کارگران و مردم آزادیخواه قدرت سیاسی را تصرف کند و شادی و آزادی و رفاه و سوسیالیسم را برقرار نماید. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35791168-2047362148310665375?l=ziip-jawanan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/feeds/2047362148310665375/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35791168&amp;postID=2047362148310665375&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/2047362148310665375'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/2047362148310665375'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/2008/07/blog-post.html' title='حزب و قدرت سیاسی و &quot;نگرش محدود از دو سو&quot;'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35791168.post-3338981790018173976</id><published>2008-06-22T13:19:00.001+04:30</published><updated>2008-07-03T19:24:51.574+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ياشار سهندي'/><title type='text'>پا روی دم شیر گذاشتن</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;ياشار سهندي&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"امارات چالغوز" توانست تیم فوتبال ایران را متوقف سازد. البته دلیل دارد. این روزها سر خدا شلوغ است و درگیر مسایل "روز ارتحال" است. این است که یادش رفته بود بیایید دم دروازه امارات بایستد و با امداد غیبی خودش یک کاری کند که تیم ایران صاحب یک گل ناقابل شود،از خدائیش کم که نمیشد تا آقای علی دایی این "افتخار فوتبال ایران" آخر بازی باد تو غبغب بیندازد که: بله، "خدا کمک کرد این بازی را بردیم." ظاهرا "لابی من با خدا"ي ایشان ایندفعه جواب نداد و هر چه هم اول بازی صلوات فرستاد و دور خودش فوت کرد در ذات اقدس اثر نکرد. در تاریخ فوتبال یک نمونه برجسته از امداد غیبی خداوند کریم ثبت شده است. و آن همان گل معروف مارادونا به انگلیس است در جام جهانی ۸۶، که انتقام شکست آرژانتین در جنگ بر سر "جزایر فاکلند" را گرفت. اما ظاهرا اینبار"لابی با خدا" از طرف "عربهای ملخ خور" موثر تر بود. هر چه باشد دوبی رونق بیشتری دارد و خداوند هم تعطیلاتش را در آنجا میگذارند و خودش بزودی هم یک Real Estate" " و هم یک شبکه ماهواره ای راه خواهد انداخت و مراسمات فسق و فجور را به نمایش خواهد گذاشت. مگر خداوند سبحان چی کمتر از بنده گانش دارد؟&lt;br /&gt;"خانمها و آقایان"، شهرام همایون را همه میشناسید. خودش معتقده "دم شیر "است و تا دنیا دنیا بوده گفتند نباید با دم شیر بازی کرد. یک شبی در ۱۵ و۱۰ روز پیش قاطی کرده بودند. و خطاب به مجاهدین میگفتند: "این شیر را میبیند (اشاره به مجسمه کله شیر نری که به روی میز قرار داشت) اینهم (اشاره به خودش) دمش است، با من درنیفتید! به من میگن شهرام همایون." ظاهرا جوری که از آن برنامه برمی آمد مجاهدین شدیدا در کار ایشان خلل وارد کرده بودند و ایشان را تهدید به مرگ کرده بودند. راست و دروغ قضیه با خود ایشان. اما عکس العمل های ایشان خیلی با نزاکت بود و نمونه کاملی از هنری بود که ایشان معتقدند نزد ایرانیان است و بس. یکبار فرمودند:" خشتکتو درمیارم!" یکبار هم گفتند: "ارواح شکمت، برو بابا" و در جواب یک تهدید تلفنی بیان داشتند: "وای وای وای! ترسیدم! مامان بگیر منو!" برای ایشان که مسائل ناموسی و ناموس مردم و ایران از نان شب هم واجبتر است مدام یادآور میشدند: "آقا شما بگید. خانم (اشاره به خانم عضدانلو) تا دیشب زن ابریشمچی بوده فردایش در کنار مسعود رجوی این يعنی چی؟" و با افتخار سینه جلو دادند و اشاره کردند که :"من گفتم با من در نیفتید! حیثیت برایتان نمیگذارم!!"&lt;br /&gt;"حالا"، بنده هم قصد ندارم با دم شیر بازی کنم. مگر عقلم را از دست داده ام. اما شیر داریم تاشیر! من نمیخواهم وارد دسته بندی شیرها شوم که خودش داستان مفصلی است. (اما در پرده میگویم خانمها و آقایان، بروید تحقیق کنید آن داستان شیر نگون بخت باغ وحش مشهد و الاغ شجاع در حدودا ۴۰ سال پیش چی بوده!) بهر حال، جسارت میکنیم و پا روی دم شیر میگذاریم! همینکه نام شهرام همایون را ما به زبان میاوریم خودش آخر جسارت است و بدین خاطر هم که شده باید به ما یک مدال شجاعت یا چیزی در همین زمینه ها بدهند. آقای شهرام همایون یک دردی دارند که باعث شده که از خورد و خوراک و "آسایش زن و بچه شان" بزنند و حتی به ادعای خودشان که در عرض ۲۴ ساعت میتوانند در همین دوبی مرکز "امارات چالغوز" پول پارو کنند که نمیکنند. آن درد، "درد وطن" است که باعث شده ایشان قید همه چیز را بزنند و کافی است یک نفر یک نگاه بد به "ایران بانو" بیندازد تا ایشان در جا خشتک طرف را دربیاره.&lt;br /&gt;چشمتان روز بد نبیند، شب قبل از بازی ایران و امارات ایشان در برنامه زنده شان دوباره (با تلفن یکی از بییندگان) چنان عصبانی شدند و مشت بر میز کوبیدند که همان شیر نر، که دهانش به نشان درندگی رو به سوی بینندگان محترم باز است هم خودش را خیس کرد. ظاهرایکی از شبکه های از جنس خودشان به ایشان توهین کرده بود.( راستش آنقدر ایشان قاطی کردند که ما درست و حسابی نفهمیدیم قضیه چی بود. در لا به لای حرفهایشان اسم مانوک خدابخشیان را شنیدیم.) در آن برنامه ایشان شعار میدادند که، فردایش برویم استادیوم یا بعد از بازی برویم میدان "شهیاد" ( ایشان دست و دل بازی هم کردند و علیرغم میل شان فرمودند: " حالا، میدان آزادی") و برای ایران عزیزمان برای خلیج همیشه فارسمان شعار بدهیم و از همه برادارن سپاهی و بسیجی و انتظامی میخواستند که با مردم کاری نداشته باشند و به مردم قول میدادند که آنها نازکتر از گل به شما نخواهند گفت. و رو به برادارنشان در سپاه و غیره چیزی در این مایه ها فرمودند:" مگر شما از عزت و سربلندی بدت می آید ما میخواهیم تو مقتدر و سربلند باشی." این جملات "امام راحل" هم بود که در دوره انقلاب ۵۷ مدام خطاب به ارتش میگفت. البته خانمها و آقایان توجه دارند که هم ایشان (شهرام همایون) هم امام قدس سره چرا قربون صدقه دستگاههای سرکوب میروند. و دیگر اینکه ایشان مدام تاکید داشتند که: امارات عددی نیست، حالا کار به جايی کشیده که این امارات چالغوز برای ما شاخ شده است. فردا بریم در استادیوم شعار دهیم " خلیج فارس همیشه، ایران برنده میشه" و حالشان را بگیریم.&lt;br /&gt;خانمها و آقایان، موقع پول در آوردن همین امارات چالغوز مکانی است که ۲۴ ساعته میشود پول پارو کرد. (البته خانمها و آقایان هول برشان ندارد که فکر کنند که اینکار از دست همه بر می آید. بگفته آقای همایون ایشان راهش را بلد است و گر نه پول کف خیابانهای دوبی نریختند. هر چیزی در این دنیا حساب و کتاب دارد.) بله، این مواقع امارات با پسوند چالغوز یاد نمیشود اما، مثلا وقتی میخواهند ما را به بیراهه ببرند همین امارات پول ساز میشود چالغوز. موقع پول پارو کردن هیچ کس شناسنامه امارات را بیرون نمیکشد، اما موقعی که میخواهند مبارزات ما مردم را سلاخی کنند کشف میشود که امارات همه اش ۳۷ سال سن دارد که پا تو کفش ما آریاییان۲۵۰۰ ساله کرده است. موقع تفریح دوبی بهترین و دم دستترین مکان دنیا است. اما موقعی که میخواهند ما را فریب دهند اهالی "بومی" میشوند ملخ خور. موقعی که مثلا از مردم میخواهند به خیابان بیایند و در خانه نمانند، درخواست میکنند همان شعارهای جمهوری اسلامی را بدهند و احترام برادران اطلاعاتی و نظامی را داشته باشند که اینها " برادر ایرانی" هستند، "شرطه عربی" که نیستند. اگر هم با باتوم زدند تو سر مردم اشکال ندارد، دعوای خانوادگی است. امروز دعوا میکنیم فردا باید آشتی کنیم. تو یک خانه هستیم. روی یک خاک قدم میزنیم، حتی اگر ایشان تا حالا دست کم صد هزار انسان را کشته باشند اشکال ندارد. بقول سربازان گمنام امام زمان:" تو هر اسباب کشی چند تا وسیله هم میشکند!" گیرم که این وسیله ها جان صد هزار انسان باشد چه اشکالی دارد مهم این است که: چو ایران نباشد تن من مباد/ بدین بوم و بر زنده یک تن مباد! دقت میکنید که حضرت فردوسی از کیسه خلیفه بخشیده اند. حرف آخر را آقای "پرویزقاضی سعید" در شبکه "پارس" زد. ایشان فرمودند که: "در زمان اعلیحضرت ساواک در داخل سازمانهای مجاهدین و یا فداییان نفوذ میکرد وبه زبان همان آنها علیرغم میل شان هم حرف میزد تا بتواند با آنها مبارزه کند. حالا هم اگر شعار های ما "همسو با رژیم" است اشکال ندارد یکجاهايی منافع ما با "منافع رژیم" یکی میشود."&lt;br /&gt;یک کلام ختم کلام، منافع رژیم و منافع ایشان "همسو" است. چون کارگر در میدان است. چون زن در میدان است. چون دانشجو در میدان است. چون جوانان در میدان هستند.چون معلم در میدان است. زیرا که همین در میدان بودن مردم به حال ایشان مضر و در تضاد با منافع همگی ایشان، اعم از رژیم حاکم و این مثلا اپوزیسیون است. چون همه دارند شعار میدهند: "آزادی و برابری"، و این با منافع سرمایه دارانه ایشان بهیچوجه همسو نیست.*&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35791168-3338981790018173976?l=ziip-jawanan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/feeds/3338981790018173976/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35791168&amp;postID=3338981790018173976&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/3338981790018173976'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/3338981790018173976'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/2008/06/blog-post_22.html' title='پا روی دم شیر گذاشتن'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35791168.post-1820512245637499566</id><published>2008-06-04T13:26:00.002+04:30</published><updated>2008-06-04T13:28:59.347+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='یاشار سهندی'/><title type='text'>متاسفم، خوش آمدی!</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#009900;"&gt;یاشار سهندی، ایران&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;"من در مدت حضورم در ایران هیچ چیز منفی ندیدم من احساس آزادی را اینجا تجربه کردم."کریس دی برگ&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;آی، کریس دی برگ عزیز، به ما گفتن ما "ایرانیان" جنم مان از جنسی است که هر کس در خانه مان را بزند در را برویش باز میکنیم. منظور اینکه اگر شما پا به هر مملکتی جز ایران بگذاری درها برویت بسته است شاید هم با چاقو به استقبالت بیایند. بهرحال خوش آمدی. "مهمان حبیب خدا است" بفرما تو! اگر صبح در خانه مان را بزنی به کله پاچه میهمانت میکنیم، اگر طرفهای ظهر تشریف بیاوری دیزی بر پاست نهایتش آبش را زیادتر میکنیم! اگر هم شب قدم رنجه کنی هیچی پیدا نشود یک لقمه نان و پنیر پیدا میشود. حضرت عباسی در کدام ولایت در این کره خاکی اینجور خاکی با تو برخورد میکنند؟&lt;br /&gt;اما کریس دی برگ عزیز، یک کمی دیر تشریف آوردید. بر سفره ما دیگر از دیزی و کله پاچه اثری یافت نمیشود. یکزمانی غذای اصلی ما بدبخت و بیچاره ها بود اما حالا غذای اشرافی است ما شاید ماهی یا شش ماهی دست به اسراف بزنیم و کله پاچه ای میل کنیم. بگذار برویم سر اصل مطلب و تعارف را بگذاریم کنار. دوست عزیز! سی سالی میشود که ما تحت لوای حکومت قران زنده زندگی میکنیم. برای همین روز به روز دستمان تنگتر میشود. این است که خیلی وقتها کسی میخواهد بیاید خانه مان اظهار میداریم خانه نیستیم تا شرمنده نشویم وقتی سفره خالی مان را میبیند. سی سالی است که حکومت اسلام " احساس آزادی" را به ما چشانده و ما متاسفیم که شما اینقدر دیر تشریف آوردید تا مزه آنرا حس کنید!&lt;br /&gt;شما یک ترانه ای دارید به عنوان " بانوی سرخ پوش" (The lady in red) که راستش من خیلی دوستش دارم، با ملودی آن به رویا میروم. سالیانی پیش دخترکی 13 و 14 ساله که از شنیدن صدای شجریان و ناظری و .. کلافه بود چون پدرش زور میکرد که به این موسیقی گوش بدهد. من یک هدیه کوچک دادم به او،کاست ترانه های شما و کتاب ترانه شما که به فارسی ترجمه شده بود. مدتی بعد او را دیدم که با احساس تمام این ترانه را، فارسی آنرا، میخواند و صد البته پدرش حرص میخورد که دخترش غرب زده شده و موسیقی شرقی را دارد فراموش میکند! اما با کمال تعجب از شما خواندم که:" کارهايي از شجريان، عليزاده و کلهر را گوش داده و لذت برده اید." هر کس سلیقه ای دارد. اما دوست من این حرفها در این سرزمین معنی دیگری دارد. و برای اینکه این معنی شرق و غرب را به ما حالی کنند که فرهنگ غرب یعنی فساد، چه خونها که ریخته نشد. هر چند همین شجریان و علیزاده و کلهر تا حالا حاضر نشدند در کنار آنها عکس بگیرند. آنهم بخاطر نوع هنر ایشان است که از نظر دین مبین اسلام موسیقی خود شیطان است.&lt;br /&gt;شاملو شاعر اما میگفت:" و تبسم را بر لب ها جراحی می کنند/ و ترانه را بر دهان." و در این دیار " دهان ات را می بویند/ مبادا گفته باشی دوست ات دارم." سی سال است جمله " دوست دارم" را به زبان آوردن موجب عقوبتی سختی برای گوینده و شنونده آن بوده است. بانوان سرخ پوش زیادی دراین دیار شلاق خوردند و به حکم خدا سنگسار شدن که فقط خواستند مانند بانوی سرخ پوش شما عشق را تجربه کرده باشند. بانوان سرخ پوش زیادی در این دیار نکبت زده به قتل رسیدند چون آرزوی خوشبختی برای همه را داشتند. در این دیار مردان زیادی کشته شدند چون در رویای شان بهترین آرزوها برای همه انسانها بود. نه، کریس دی برگ عزیز! دست به قمار بدی زدی. خودت هم میدانی که پا به کجا گذاشتی که اینگونه اوضاع را پشت رو نشان میدهی. میگویی:" من طرفدار بشريت هستم و وقايع را از ديد رسانه ها نگاه نمي کنم. سياست جدا از مردم است. " واقعا طرفدار بشریت هستی؟ قبلا درباره تو اینچنین می اندیشیدم. اما اکنون نه، همین یک جمله تو یعنی پنهان کردن سی سال جنایت این رژیم سفاک. نمی خواهی وقایع را از دید رسانه ها نگاه کنی؟باشه، خواهش کن اجازه دهند تو یک سری به زندان اوین بزنی، دیداری از گورستان خاوران داشته باشی. به عنوان یک ناظر همین حالا تو را ببرند شهر شوش در خوزستان تا گرسنگی کارگران را از نزدیک ببینی و چگونه جواب شکم گرسنه را با باتوم میدهند، تو را ببرند عسلویه تا از نزدیک شاهد باشی که دوران مصر باستان را چگونه احیا کردند. بگذارند تو به همراه گشت خواهران زینب در شهر بچرخی و... همه اینها بکنار، مترجم محترم شما یکبار این بیلبورد کثیفی که در شهر بر پا کردند صادقانه برایت ترجمه کند :" آیا میشود این زن... را دوست داشت؟" و در کنار آن چهره شطرنجی شده یک زن است. میدانی بجای آن چند نقطه چه کلماتی منظور حاکمان این دیار است؟ اگر مترجم تو شرافت دارد فقط یکی از معانی آن را برایت بگوید. تا ببینم چه حالی به تو دست میدهد وقتی ادعا داری من طرفدار بشریتم!&lt;br /&gt;کریس دی برگ عزیز! ادعا میکنی که اقدام تو "اقدامي براي ايجاد تغيير" است تا چهره منفی که از ایران است بزدایی!! واقعا؟ در کنار جنایتکاران ایستادن یک چیز را تغییر میدهد و آنهم فقط چهره خود تو است.آمدی به گدایی که اجازه دهند تو کنسرت بگذاری و از همین الان قول دادی که رعایت مقرارت اینجا بکنی و ترانه های خود را سانسور کنی. پس معلوم است که خبر داری که در این مملکت چه خبر است. خبر داری و باز می گویی " احساس آزادی" میکنم. مقرارت اینجا اساس آن بر ضد بشریت وبخصوص بر ضد زنان است، چرا که فقط زن هستند. تو باید اینها را رعایت کنی، و ظاهرا هم میکنی! هنوز هم مدعی طرفدار بشریت بودن داری؟&lt;br /&gt;"من سياستمدار نيستم، هنرمندم." این جملات وقتی به زبان آوردی که خبرنگاران همین جمهوری اسلامی به آمدن تو به ایران در این شرایط به دیده شک نگاه میکنند و این جواب از بس که کلیشه ای شده خاصیت خود را از دست داده. تا از ایران نرفتی یک جمله از قول هنرمندان "این بوم و بر کهن" به تو یادآور شوم که رمانتیک تر است و آن این است که:" من عاشق هنر هستم!" و همین سبب شده که به روی مبارکشان نیاورند که در این مملکت چه جنایتها که نمی شود. و نیز اشاره میکنی: "البته نظر شخصي من بر اين واقعيت است که هنرمندان پاپ نمي توانند به تنهايي کار کنند بلکه سياستمداران نيز بايد کمک کنند." باید هم همه عالم و آدم به تو شک کنند. سیاستمداران بخصوص از نوع جمهوری اسلامی آن، شما و امثال شما را فقط برای تطهیر جنایتشان میخواهند. یک جمله کلیشه ای دیگر است که میگوید:" تاریخ در این مورد قضاوت خواهد کرد." زیاد منتظر آینده نمانید همین حالا به شما میگویم که با این دفاعیات خود از خونریزترین رژیم حاکم در زمان عصر ما، در کنار آنها قرار گرفتید. آن فرش قرمزی که به زیر پای شما انداختند با خون صدها هزار انسان قرمز شده است و شما، پا به روی آن گذاشتید. متاسفم برای شما. و شاید هم برای خودم! که هنوز از ترانه های شما لذت میبرم!؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در حاشیه&lt;br /&gt;یاشار عزیز می دانم این که کسی بیاید و بگوید در ایران آزادی هست و همه چیز گل و بلبل است خیلی به ادم گران تمام می شود. از اتوبان های قشنگ پایتخت حرف بزند و از اینکه آزادانه به رستوران رفته خوشنود باشد، در حالیکه همین رستوران رفتن و در خیابان قدم زدن برای جوان ها در ایران دردسر و گرفتار پلیس شدن به همراه دارد. مخصوصا که از امنیت ایران در حالی حرف بزند که طرح امنیت اجتماعی روی گسترده ترین سرکوب های تاریخ را سفید کرده است. ولی به صرف همین حرف های کریس د برگ او را در کنار خونریز ترین حاکمان در زمان عصر ما قرار دادن به نظرم کمی بی انصافی ست. ما می دانیم چرا این ها خونریز تر ها در تاریخ هستند. درست به همان دلایلی که خودت گفتی، خاوران، اوین و هفت تپه و کیان تایر و .... . ولی کریس د برگ در این جنایات شریک این حکومت نیست. به نظرم بهترین راه برای اینکه به کریس د برگ فهماند در ایران چه خبر است این است که کنسرتش را به صحنه اعتراض به آپارتاید جنسی و اعتراض به سرکوب زنان جوانان تبدیل کرد حتما برد تبلیغاتی خوبی خواهد داشت. البته اگر جماعت معترض پول تهیه بلیط را داشته باشند!&lt;br /&gt;نوید&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35791168-1820512245637499566?l=ziip-jawanan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/feeds/1820512245637499566/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35791168&amp;postID=1820512245637499566&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/1820512245637499566'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/1820512245637499566'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/2008/06/blog-post_5161.html' title='متاسفم، خوش آمدی!'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35791168.post-1571102549436883964</id><published>2008-06-04T13:25:00.001+04:30</published><updated>2008-06-04T13:29:13.782+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='الیا تابش'/><title type='text'>دانشجویان زیر بار آپارتاید جنسی و حجاب نمی روند</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;الیا تابش&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با نگاهی به اعتراضات چند وقت اخیر دانشگاه های سراسر ایران یکی از مشکلات همیشگی که دلیل عمده و یا در کنار دلایل دیگر از علل اصلی این اعتراضات بوده جداسازی جنسی، آپارتاید جنسی و مبارزه برای آزادی پوشش بوده است. طبعا این مسئله انعکاس برخوردهایی است که اخیرا علل الخصوص در یک سال اخیر مسئولین دانشگاهها و حراست متوجه دانشجویان کرده اند. برخوردهایی همانند نصب دوربینها در دانشگاه ، تعیین نوع پوشش دانشجویان ، اعمال جداسازیهای بیشتر میان دانشجویان دختر و پسر، سرکوب بیشتر دانشجویان مخصوصا دانشجویان دختر و .... برخوردهایی که اعتراضات دانشجویان را در شهرهای متفاوتی به دنبال داشته . از شیراز و سهند و بیرجند تا مشهد، تهران و .. .&lt;br /&gt;تلاش جمهوری اسلامی برای سرکوب در دیگر قسمتهای جامعه نیز جریان دارند . سرکوب هر روزه زنان و جوانان در خیابانها و یا در اماکن دولتی و خصوصی از دیگر نمونه هاست. طرح امنیت اجتماعی از دستاویزها و طرفندهایی از این دست است برای یورش و حمله رژیم و مامورینش به جوانان و زنان . طرحهایی که رژیم مجبور به تکرارشان شده و معلوم نیست تا مرحله چندم میخواهد به پیش رود. طبق گفته خود رژیم نتوانسته از پس جوانان و زنان برآید و مدام به افزایش نیروهایش ، نیروهای پلیس زن، لباس شخصی و .. روی میآورد . بی دلیل نیست که این اعتراضات در جای جای جامعه جریان دارد . همین حمله مامورین رژیم به دختری در آریا شهر بود که چند وقت پیش باعث شد جمعیت زیادی از مردم در اعتراض به این مسئه به میدان آمده و شعار " حکومت اسلامی نمیخوایم " بدهند و یا نمونه های دیگری از این دست که هرروزه در شهرهای زیادی جریان دارند و رو به افزایش دارند، چرا که این یکی از دریچه هایی است که جامعه "نه" خود را متوجه تمامی این حکومت میکند . حکومتی که سرکوب زنان و حجاب جزء جدایی ناپذیر آن است.&lt;br /&gt;دانشجویان نیز همانند دیگر بخشها ی جامعه در مقابل این مسئله ایستاده اند . جداسازی جنسیتی را در کلاس و اردو و ... توهین به خود میدانند، نمونه آخرش دانشجویان تربیت معلم. اعتراضات و تحصنهای چند صد نفره و چند روزه سازمان میدهند. به برخورد و احکام دانشجویان به خاطر پوشش و حجاب اعتراض میکنند.&lt;br /&gt;اینجا مرحله ای است که دانشجویان دیگر میبایست پای اعتراضات سراسری و هماهنگ بروند. همانطور که خود دانشجویان هم تا به حال شاهد آن بوده اند مسئله جداسازی جنسیتی و آپارتاید جنسی مشکلی است که به تمامی دانشگاهها مربوط است . مسئله ای محدود به این یا آن دانشگاه نیست . میباید یک صدا و هماهنگ در مقابل این مسئله ایستاد و به این حکومت ارتجاعی اجازه تعرض نداد و در صورت برخورد اراذل و اوباش رژیم در دانشگاه با دانشجویان همانند جامعه که مردم مانع دستگیری زنان، دختران و پسران میشود، مانع برخورد با دانشجویان شد و از اعتراضات در این زمینه قاطعانه در دانشگاه ها حمایت کرد. باید به هر حکم کمیته انضباطی و احضار هر دانشجو تمام دانشجویان در همه دانشگاه ها اعتراض کنند و حکومت را در مقابل صف متحد و قدرتمندی از اتحاد خود عقب برانند. این البته مستلزم هماهنگی و قدم به پیش گذاشتن فعالین این عرصه است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35791168-1571102549436883964?l=ziip-jawanan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/feeds/1571102549436883964/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35791168&amp;postID=1571102549436883964&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/1571102549436883964'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/1571102549436883964'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/2008/06/blog-post_04.html' title='دانشجویان زیر بار آپارتاید جنسی و حجاب نمی روند'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35791168.post-3680016192484092986</id><published>2008-06-04T13:10:00.001+04:30</published><updated>2008-06-04T13:11:41.586+04:30</updated><title type='text'>نگاهى به اعتراضات اخير دانشجويي</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;يك توضيح. اين گفتگو متن پياده شده از برنامه تلويزيون انترناسيونال است كه اليا تابش زحمت آنرا كشيده است. نكات متعددى اينجا حول اعتراضات دانشجويي مطرح شده كه جا دارد در فرصت هاى ديگر همه جانبه تر و دقيقتر به آن بپردازيم. اما ميتواند شروعى براى بحث هاى مشروح تر باشد. اليا حالت محاوره اى اين گفتگو را حفظ كرده و ما فقط در چند مورد اديت مختصرى كرده ايم. ضمن تشكر از اليا از همه رفقا و خوانندگان نشريه نيز دعوت ميكنيم وارد بحث شوند و نظرات خود را بنويسند. جوانان كمونيست)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کيوان جاويد : خوش آمديد مصطفي صابر.&lt;br /&gt;مصطفي صابر: خيلي متشکرم. با سلام به شما و به بينندگان عزيز.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ک.ج : مصطفي صابر ، اعتراضات بسيار زيادي همين حالا در دانشگاهها در جريانه. از جمله تجمع اعتراضي دانشجويان تهران به سهميه بندي جنسيتي در دانشگاهها طبق اطلاعيه اي که سازمان جوانان داده و همچنين اطلاعيه ديگر سازمان جوانان که : يک پيروزي ديگر براي دانشجويان. دانشجويان کرمان مسئول دانشگاه را مجبور به دادن تعهد نامه کتبي کردند که حدود هزار نفر در اين اعتراض شرکت داشتند . واقعا در چنين صحنه هايي انسان مشاهده ميکنه که چقدردانشجويان دختر و پسر رزمنده و با روحيه عليه اين وضعيت هستند . شما وضعيت را چطور ميبينيد؟&lt;br /&gt;م.ص : همانطور که شما گفتيد اعتراضات دانشجويي خيلي وسيع و گسترده هست الان . من قبل از اينکه راجع به خود اين اعتراضات صحبت کنم يک نگاه کلي خواهم داشت به شرايط ايران . اولين چيزي که به نظر من جالب توجه هست اينکه ما فقط در دانشگاهها نيست که با اعتراضات وسيعي رو برو هستيم . دربين کارگران هم اعتراضات وجود داره همونطور که الان شما اطلاعيه اش رو خونديد ، الان فکر کنم بيست و پنجمين روز اعتصاب کارگران هفت تپه بود. باز هم جمع شده بودند و اعتراض کرده بودند . ميخوام بگم در اين فضا و در حاليکه اوضاع بين المللي جمهوري اسلامي تعريفي نداره ، اوضاع دروني و دعواهاشون هم تعريف نداره و بر وفق مرادشون نيست و در کل وضعيت خوبي ندارند. تو اين شرايط ما با اعتصابات و تحصن هاي متعدد دانشجوها روبرو هستيم که شما يک نمونه ها يي را گفتيد . اگر بخواهيم خيلي خلاصه فقط اسم ببريم در دانشگاههاي مختلف تهران در تبريز ، شيراز ، لرستان ، کرمان ، مشهد و ... در اين چند وقت ما شاهد تحصنها و اعتصابات و اعتراضات متعددي در دانشجوها بوديم .نکته مهم در اين حرکات دانشجوها اين هست که وسيع هست و توده دانشجو حضور دارد . براي مثال همين مورد کرمان که شما اشاره کرديد حدود هزار نفر حضور داشتند و يا درمورد لرستان باز صدها نفر از دانشجوها حضور داشتند و يا در اعتراضاتي که در دانشگاه فني تهران بود حدود 2000 نفر شرکت داشتند ، در سهند همينطور ، در شيراز و ... ميخوام بگم توده اي و وسيع هست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ک.ج: يعني چي که توده اي هست. مگه قبلا توده اي نبود؟&lt;br /&gt;م.ص: قبلا هم توده اي بود به يک معنا ولي الان اين احساس رو آدم داره که شرکت توده وسيع دانشجوها در امر مبارزه و در واقع دخالتشون در سياست گسترده تر از قبل هست. مثلا اگر يک مقطعي بذاريم براي اين بحثمون، مقطع 16 آذز سال 86 شايد خوب باشه. به نظرم ازمقطع اين 16 آذر يک تحولاتي در اعتراضات دانشجويي به وجود آمد . ما بعد از 16 آذر با اعتراضات دانشجويي به شکل وسيع تر و توده اي تر روبرو هستيم. اين يکي از خصوصيت اين اعتراضات هست . يک خصوصيت ديگه اينکه سر مسائل "صنفي" هستش بيشتر. اين صنفي رو در گيومه ميگم براي اينکه في الواقع هر کسي ميدونه که اين مسئله صنفي صرفا به خاطر توازن قوايي هست که بين مردم و حکومت بر قراره و اعتراض بيشتر مياد سر مسائل صنفي. حتي صنفي هم نميشه گفت . بهانه است درواقع. براي مثال دانشجويي را برق ميگيره و امکانات نيست سريع به بيمارستان برسونند و .. و اين باعث يک اعتراضات وسيعي ميشه و مطالبه دانشجوها اين ميشه که چرا امکانات نيست ، چرا رسيدگي نميشه، آمبولانس نيست و چرا ما اين وضعيت رو داريم . يا مثلا مسمويت پيش مياد اعتراضات وسيع صورت ميگيره. اين دخالت وسيع توده دانشجو يك فاكتور خيلى مهم است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ک.ج : اگه اجازه بديد يک سوالي همينجا مطرح کنم. آيا فکر نميکنيد اين يک عقب نشيني هست براي دانشجوها. اگه يادتون باشه و شما حتما يادتون هست چون کلي مطلب نوشتيد در اين موارد وتحليلهايي که سر جنبش دانشجويي داريد در 13 آذر که پشت سر گذاشتيم و تمام دنيا سر مسئله اينکه دانشگاهها در ايران چپ شده و پلاکاردهاي چپ بالا رفته صحبت ميکردند. از آيت الله بي. بي. سي گرفته تا راديو فردا اعلام کردند که چپ اومد بالا و پلاکاردها ي آزادي برابري را در دانشگاهها نشون دادند. شعار سوسياليزم يا بربريت بالا رفت ولي امروز شما هم اشاره کرديد که اعتراضات دانشجويي تحت خواسته ها ي صنفي هست. آيا اين يک عقب نشيني در خواسته ها نيست؟&lt;br /&gt;م.ص: نه اين رو عقب نشيني نميشه اسمش رو گذاشت. اولا تا اونجايي که به 13 آذر و 16 آذر بر ميگرده اين چيزهايي که شما گفتيد درسته ولي حتي بيشتر از اينه به نظر من . يعني 13 آذر کل اعتراض دانشجويان در ايران رو به جهان معرفي کرد و عنواني که مدياي بين المللي براي تظاهراتهاي 13 آذر (و تظاهراتهاي دانشجويي بين 13 تا 18 آذر که اعتراضات زيادي صورت گرفت) عنواني که براش گذاشتند اين بود " تظاهرات مارکسيستها در دانشگاه تهران". يعني اگر شما ميبينيد که بي بي سي يا صداي امريکا مياد ميگه اينها رو اين به خاطر اين هست که اينقدر حضور چپ و تعرض چپ در دانشگاه ها واضح هست که تمام رسانه ها راجع بهش حرف زدند. اينها تازه آخر سر دارن ميان و حرف ميزنند و مجبور شدند که حرف بزنند. ميخوام بگم که حتي اهميتش بيشتر از اينهاست.&lt;br /&gt;اما اينکه الان ما شاهد هستيم اعتراضات دانشجويي به اين شکل داره صورت ميگيره يعني حول مسائل و بهانه هاي صنفي صورت ميگيره آيا اين عقب نشيني هست؟ به نظر من اينطور نيست. يک واقعيت اينجا وجود داره و اينه که بعد از 13 آذر همچنان که بينندگان اطلاع دارند دستگيريهاي وسيعي صورت گرفت ، دهها دانشجوي چپ و آزاديخواه و برابري طلب رو دستگير کردند اخيرا هم خبري بود مبني بر اينکه براي تعدادي شان ميخواهند حکم بدهند و احکام سنگيني که به خود همين هم بايد اعتراض کرد. و اين تعرضي بود که جمهوري اسلامي کرد که جلوي چپ را بگيره. منتهي خود همين تعرض با يک عکس العمل وسيعي در ميان جامعه و از جانب اپوزوسيون در خارج کشور روبرو شد، حزب کمونيست کارگري به خصوص نقش خيلي جدي اي در اين ماجرا داشت ، شبهاي همبستگي در حمايت از اين دانشجوها راه افتاد و خود اين موضوع اعتراض دانشجويان و چپ را حتي بيشتر مطرح کرد. يعني دانشجوي آزاديخواه و برابري طلب رو همه جا ديگه ميشناسن . هم در خارج از کشور و هم داخل کشور. چپ و سيطره و اتوريته و هژموني چپ در دانشگاه را الان ديگه همه ميشناسن، به واسطه اعتراض عليه همان دستگيريها. و اينطور نبود که چپ عقب نشيني کرد در عرصه هاى ديگرى يک جور پيشروي کرد. تنها زمينه اي که يک درجه عقب نشيني را اين دستگيريها و حمله وحشيانه رژيم به دانشجوها تحميل کرد اين بود که برخي فعالين چپ محتاط شدند. که خيلي طبيعي هم هست . من هم بودم محتاط ميشدم. ولي دانشگاه هيچوقت محدود به تعداد فعالين چپ نبوده و به نظرم نکته مهم همين هست. ما از پيش روش تاکيد ميکرديم ، به خصوص در نشريه جوانان کمونيست و نکته اين بود که بدنه دانشگاه چپ تر از حتي فعاليني هست که الان جلو هستند. ما اين پيش بيني رو ميکرديم که اين بدنه چپ دانشگاه قدم جلو ميذاره و فرقش هم با اون چپ رسمي ( که ما هميشه روي اون چپ رسمي نقد داشتيم) اين بود که چپ رسمي يک مقدار ايدئولوژيکه، خيلي ذهنيه از خيلي جنبه ها ولي بدنه چپ دانشگاه خيلي پا رو زمينه .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ک.ج : اين رو دوست دارم بيشتر توضيح بدين و بدنه چپ پا رو زمينه و در واقع داريم اين رو چپ ميگيم . نمونه هاش چي هست ؟&lt;br /&gt;م.ص : چپ رسمي در دانشگاه دست به يک سري حرکات معيني ميزد. مثلا فرض کنيد اول مه ، 16 آذر را برگذار ميکرد . فرض کنيد 16 آذر سال 85 . خب يکي دو هزار نفر شرکت داشت يا 13اذر 86 چند صد نفر به خاطر اينکه راديکال بود . تظاهرات تندي بود تظاهرات 13 آذر و تعداد وسيعي شرکت نميکردند و در نتيجه اون ابعاد توده اي رو نداشت. توده دانشجو هنوز يک مقدار ملاحظه داشت براي وارد شدن به اين قضيه. به نظر من يک مقداري هم خط و مرز داشت با اين چپ رسمي دانشگاه ولي حسن چپ رسمي دانشگاه به نظرم اين بود ، نقش تاريخي اش اين بود و هست که شعارهاي خيلي تعيين کننده اي را در سطح جامعه بالا برد. شعار آزادي برابري اول بار در دانشگاه بالا رفت ، سوسياليزم يا بربريت هم همينطور . ولي بحث اين بود که پتانسيل خود بدنه دانشجو حتي وسيع تر از اينه و وقتي که به ميدان بياد قدرت بسيج وسيع تري داره و معضل بيشتري براي جمهوري اسلامي فراهم ميکنه و شعارهاشم هست و قبلا توسط همين چپ راديکال بالا رفته و اين چپ راديکال هم اين شعارها رو از حزب کمونيست کارگري و منصور حکمت گرفته. آزادي برابري رو منصور حکمت مطرح کرد. انقلاب سوسياليستي و سوسياليزم رو حزب کمونيست کارگري داره مطرح ميکنه . ميخوام بگم همه اينها يک وضعيتي رو به وجود آورد ه که الان ما شاهدش هستيم. رژيم اينهمه دستگيري انجام داده ، اينهمه حمله کرد به دانشجوها و شکنجه کرد و شوهاي تلويزيوني وحشتناک راه انداخت براشون ، سعي کرد تفرقه بندازه بين خود دانشجوها و اين و آن رو جاسوس قلمداد بکنه . اينها همه گذري هست و ميگذره و همه ميدانند . الان ما با وضعيتي روبرو هستيم که در دانشگاههاي مختلف که بعضيهاشون حتي اسمشون رو هم نشنيده بوديم که در اونها اعتراض معيني صورت بگيره ، امروز در اونها هم با اعتراضات توده اي دانشجوها روبرو هستيم . اين يک جور بيان و يک جور مانيفستيشن دانشگاه است که داره ميگه من در ميدان هستم. حالا درسته که سر اعتراض به مسمويت ، برق گرفتگي و يا تبعيض جنسيتي و آپارتايد جنسيتي . اين (اعتراض به آپارتايد جنسى) هم نکته اي هست که داره برجسته ميشه. اينها نکات توده اي هست . يعني توده دانشجو به ميدان ميان و اين به نظر من داره چشم انداز خيلي روشني رو نشون ميده که اعتراضات دانشجويي در ايران بعد از 16 آذر ( بر خلاف برخي ارزيابيها که رپورت وزارت اطلاعات رو باور کردند ) گسترش پيدا ميكند و راديكالتر ميشود. نه آنچنان ضربه اي بود که شکننده باشه، نه شکستي بود براي اعتراضات دانشجويي. بر عکس ما با چيزي که روبرو هستيم روى آورى وسيع تر دانشجوها به سياست و عرصه مبارزه عليه جمهوري اسلامي هست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ک.ج : چرا اين رويارويي اينقدر حاد شد ؟ شما گفتيد در جنبش کارگري حاده، اوضاع سياسي ايران حاده و الان هم دانشگاهها .چرا؟ اين از کجا مايه ميگيره؟&lt;br /&gt;م.ص: يه ارزيابي هست که اعتراضات دانشجويي رو ميذاره در چهارچوب "جنبش دانشجويي" ، صنفش ميکنه ، تمايلش اينه و راستش کارگران را هم ميخواهند صنفش بکنند که حالا شما وايسا واسه صنف خودت مبارزه کن . زنها را هم ميخواهند صنف بکنند . حالا شما فمنيست بشو واسه صنف خودت مبارزه کن. اينها همه ديدگاههاي غلطي هست که ميخواهند خودشان را تحميل بکنند و راستش ديدگاه غلط درست نيست، اينها جنبش ديگه اي هستند . بورژوازي هست که نميخواد بذاره دانشجو بياد اختيار زندگيشو بدست بگيره. زن بياد تمام جامعه رو بدست بگيره ، کارگر بياد دنيا رو نجات بده و خودش رو نجات بده . در نتيجه بحث اينکه دانشجو رو صنف بکنند بحثي هست که مربوطه به اين سوال شما. و ارتباطش هم اينه که وقتي دانشجو را صنف ببيني ديگه بايد در خود توضيحش بدي . خب حالا دانشجوها چرا آمدند توده اي شدند چرا آمدند اين اعتراضات رو کردند و ... بايد بشيني خود سابقه دانشگاه را بگيري دنبال بکني تا شايد بتونى تعبيرى از اين موضوع بدى. اين اشتباهه . اعتراض دانشجويان در ايران بخشي از اعتراض کل جامعه است و جزء مهم و فعالي از اعتراض کل جامعه براي سرنگوني جمهوري اسلامي هست. براي مثال 18 تير درسته که از دانشگاه شروع شد اما 18 تير يک مقطع بسيار مهم از مبارزات مردم جامعه ايران عليه جمهوري اسلامي بود . 18 تير وقتي بود که مردم گفتند نه خاتمي نه خامنه اي . هيچکدوم. برن گم شن . آزادي انديشه با ريش و پشم نميشه .ميخوام بگم اعتراضات امروز دانشگاه وصل هست به اعتراضات جوانان آرياشهر که گفتند حکومت اسلامي نميخوايم نميخوايم . وصل هست به اعتراض کارگران هفت تپه که هر روز دارن ميگن معيشت ، منزلت زندگي حق مسلم ماست . اينها وجوه مختلف يک حرکت اجتماعي هست که ميخواد جمهوري اسلامي رو از سر راه برداره.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ک.ج : اين وجوه مختلف ميدونن که يک جنبش هستند ؟ آگاهي دارند که اجزاي مختلف يک جنبش هستند؟&lt;br /&gt;م.ص : کاملا . ببينيد . اين رو خود جمهوري اسلامي و وضعيت موجود داره يادشون ميده . وقتي شما ميريد تو خيابون چه کارگر چه دانشجو و .. با طرح امنيت اجتماعي روبرو هستيد و مسئله بلافاصله اين ميشه که با اين وضعيت چه کار بايد بکنيم. کارگري که ميره دستمزدش رو ميخواد و ميخواد زندگيشو بهتر بکنه بلافاصله با جمهوري اسلامي روبرو هست . اولين مانع سر راهش جمهوري اسلامي هست . در نتيجه يک جنبش اعتراضي هست براي اينکه جمهوري اسلامي را از جلوي پاش برداره. اين بحث مفصلي هست اما حداقل در يک جمله بگم پيشاپيش اين جنبش طبقه کارگرقرارداره و کارگران هستند که به بنياد و ريشه دست ميبرند و به اصطلاح تا ته اين ماجرا درگيرند و کل اين جامعه بردگى رو بايد زير و رو کنند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ک.ج: يکي از همين بينندگان ما اگر بگه که شما ميگيد که جنبشهاي ديگر ، جنبشهاي بورژوازي دارند اينها رو صنف ميکنند . ولي مشاهدات نشون ميده اينها صنف هستند. ميگه به اين دلايل که وقتي کارگر اعتصاب ميکنه دانشجو يه کار ديگه داره ميکنه ، وقتي دانشجواعتراض ميکنه کارگر جاي ديگه کار ديگه اي داره ميکنه . وقتي زنان در خيابان هستند کارگران و دانشجويان دارند کار ديگري ميکنند . آيا اين يک حرکت صنفي نيست؟&lt;br /&gt;م.ص : صنف بودن اينها خودش يک واقعيت است . خود جامعه سرمايه داري دائما داره يک عده اي رو تقسيم ميکنه. در مقطع اول يک عده اي رو تبديل ميکنه به فروشندگان نيروي کارو يک عده رو هم به خريدارانش وصاحبان ابزار توليد و بعد هم خود همين 2 طبقه اصلي اصناف متفاوتي رو به وجود مياره. دانشگاه هم ميتونه براي خودش يک صنف باشه. منتهي بحث ما اينه ما جامعه بورژوازي رو نميخوايم. ما ميخوايم کل اين اوضاع رو زير و رو کنيم. در نتيجه اين صنف تا اونجايي که يک سري شرايط رو تحميل ميکنه به مبارزه ما مجبوريم قبولش کنيم و در چهارچوب آن صنف هم کارهاي معين خودش رو انجام بديم. به اين بي اعتنا نيستيم. ولي همه بحث ما اين هست که بايد کل اين وضعيت رو عوض کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ک.ج: سوال مشخص من اين بود که کارگران ، دانشجويان و زنان الان دارن تو چهارچوب خودشون فعاليت ميکنن . بنابراين صنف هستند . شما ميگيد که نه يک جنبشي هست که خود آگاه هست و ميدونه که جمهوري اسلامي رو نميخواد . ميخوام بگم که آيا اين تحليلي نيست که شما دوست داريد روي اين جنبشها بذاريد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;م.ص : نه بحث دوست داشتن من نيست . به طور عيني و واقعي حتي اگر به صنف هم تبديل کردند ، وقتي اوضاع و احوال کنوني را بررسي ميکني در مقطع فعلي چه زنها چه جوانها و دانشجوها ، چه کارگران با يک معضل واحدي روبرو هست که اون هم عبارت است از جمهوري اسلامي . بايد اول اين معضل را از سر راه خودش برداره . در نتيجه طبيعيه که اعتراضي که صورت ميگيره قبل از هر چيز عليه رژيم حاکم و حکومت باشه و در اين همه شان مشترک هستند. نکته ديگري که به نظر من مهم هست از نقطه نظر کارگرها اين هست که (کارگرها گفتم فرقشان با بقيه اين هست که از زير و بنياد ميخوان همه چيز رو عوض کنند . هيچ سازشي با اين وضعيت موجود ندارند ) و شانسي که الان هست اينه که نيروي وسيعي عليه جمهوري اسلامي بسيج شده و کارگرها بيشترين منفعت رو در راديکال ترين حمله به و قطع رابطه با جمهوري اسلامي دارند و ميتونن و بايد رهيري بقيه رو بدست بگيرند. و در پيشاپيش اين صف حزب کمونيست کارگري هست. حزب اين کارگرها و اين حزب نقش اين را داشته که از 18 تير به اين طرف و از 2 خرداد به اين طرف به خصوص دائما به عنوان نماينده کل اعتراض جامعه براي عوض کردن اين وضعيت ظاهر شده . يعني نماينده طبقه اي که ميتونه اين وضعيت رو عوض کنه و مردم رو نجات بده و جمهوري اسلامي رو سرنگون کنه ، جمهوري سوسياليستي رو برقرار کنه و همه به حق خودشون برسن. طبقه کارگر اين موقعيت رو داره.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ک.ج : تمرکز بيشتر بر جنبش دانشجويي بود و شما به درست اون رو يک مسئله اجتماعي مطرح کرديد که فقط در دانشگاهها نبايد ديدش .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;م.ص : من يک توضيحي بدم من مخالفتي با جنبش دانشجويي به مصابه يک صنف ندارم . اون هم موجوديت داره براي خودش . ولي من روي اون چندان سرمايه گذاري نميکنم. من که ميگم منظورم از موضع طبقه کارگر و انسانيتي که ميخواد وضعيت رو عوض کنه. من اونها رو فرا ميخوانم که بيان در اين سياست شرکت کنند و تا به حال هم اينجور بوده . يعنى دانشجو به كل اوضاع اعتراض داشته و مساله صرفا صنف خودش نبوده.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ک.ج : دقيقا همينطوره. آخرين سوالم در اين مورد هست و بعد يک سوال هم در مورد 18 تير خواهم پرسيد . سوالم اين هست که يک ظرف اگر بخواهيم براي کل اين جنبشها بگيريم که هدف همه شان هم اين هست که با ريش و پشم نميشه رو بالاخره پياده بکنند در اون جامعه ، چي هست اون ظرف؟ که همشون بهم متصل باشند. که البته خيلي جاها هست. خود دانشجوياني که سر آپارتايد جنسي اعتراض ميکنند لزوما همه شان زن نيستند . پسر و دختر با هم هستند و آن يک چيزي که ، يک حلقه واسطي که بتونه اين جنبشها رو بهم بيشتر نزديک بکنه چي هست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;م.ص : من فکر ميکنم که خواستي که همه پاش بيان يک خواست واقعي و ابژکتيو ميتونه باشه و قبل از هر چيز رها شدن از شر جمهوري اسلامي هست. اگر بخوايد بيايد مشخص تر برسيد بهش براي مثال حجاب. حجاب اسلامي. اين طرح امنيت اجتماعي . براي مثال گراني. همه دارند از گراني لطمه ميخورند . به خصوص کارگران . آزادي زندانيان سياسي. اينها ميتونه خواسته هاي مشترک باشه . نکته مهم براي مردم و هر قشر و هر بخشي از مردم اين هست که توازن قواي موجود رو به نفع خودشون بهم بزنند. يعني شرايطي فراهم بشه که کارگر بتونه براي مثال شوراش رو ، سنديکاش رو تشکيل بده و بتونه از حقوق خودش دفاع کنه . در قدم اول. يعني اوضاع و احوال رو براي مبارزه خودش بهتر بکنه و اين يعني اينکه توازن قوا رو با جمهوري اسلامي بهم بزني . يعني مثلا فرض کنيم طرح امنيت اجتماعي اش رو به شکست بکشوني. جلوي مسئله زندانيان سياسي بايستي. همچنان که دارند اين كار رو ميکنند. الان دانشجوهاي آزاديخواه و برابري طلب و چپ را گرفتند و يا کارگران زنداني و نميتونن خيلي نگه دارند. شيث اماني رو مجبور کردند آزاد بکنه و براى آزادى جوانمير مرادي و اسانلو و غيره مبارزه ميكنند. اينها مهم هست. اينها وجه مشترک همه اين اعتراضات هست. نکته اصلي اين هست که بايد جمهوري اسلامي رو عقب بروني و توازن قوا رو به نفع خودمون بهم بزنيم تا بتونيم يک وضعيتي به وجود بياريم که مبارزه رو بهتر جلو ببريم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ک.ج: آخرين سوالم مصطفي صابر . کمتر از 3هفته به 18 تير باقي مونده. 18 تير يک زلزله سياسي بود در ايران و جامعه ايران رو متحول کرد و چشمها رو بيشتر باز کرد . که ميشه اين حکومت را در خيابون باهاش نبرد کرد. و به جمهوري اسلامي گفت 6 روزي که لرزيدين .&lt;br /&gt;در خلاصه ترين شکل ممکن بگيد که 18 تير چه بود و داريم بهش نزديک ميشيم چه بايد کرد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;م.ص: با هنر راجع به 2 خرداد گفته بود که 2 خرداد يک زلزله 4 و 5 ريشتري بود که جلوي يک زلزله 7 و 8 ريشتري را گرفت. ميخوام بگم 18 تير اون زلزله 7 و 8 ريشتري بود که اومد ولي آونقدر دوام نياورد . فروکش کرد. نتونست اونقدر ادامه پيدا کنه که کلک جمهوري اسلامي رو بکنه. 18 تير تعرض ، قيام و خيزش مردم بود نه فقط هم دانشجوها . از دانشگاه شروع شد . اما مردم در آن شرکت داشتند و يادمه که اسامي دستگير شده ها ، 1200 نفر که گرفتند در تظاهراتهاي 18 تير خيلي ها شون دانشجو نبودند. بهر حال ، تعرض مردم براي اين بود که جمهوري اسلامي رو از سر راهشون بردارند. بهر حال 3 هفته ديگه داريم تا سالگرد 18 تير. به نظرم بايد تلاش کرد که در اين سالگرد يک حرکت وسيعي راه انداخت و دانشجوها ميتونن نقش مهمي در اين قضيه داشته باشند و من فراخوانم به دانشجوها اين هست که اعتراضاتي که الان همه جا وجود داره رو گسترده تر کنن و متحد کنن . سراسري کنن. من توصيه ام به دانشجوها اين هست که هيأتهاي نمايندگي انتخاب کنند. اين اجتماعات موجودشان را به مجامع عمومي تبديل کنند و در مجامع عمومى نماينده انتخاب كنن. اين هيأتهاي نمايندگي در سطح سراسري با هم تماس بگيرند و زمينه يک تشکل وسيع و فراگير چپ و راديکال و توده اي را در دانشگاه فراهم کنند و ضمن آماده شدن براي 18 تير ميتواند اين کار را بکند. من توصيه ام به دانشجوها اين هست که همه شهرهاي مختلف با هم تماس بگيرند و سعي کنند يک حرکت متحد به وجود بيارن و در جريان اين حرکت خودشان را متشکل تر بکنند و در عين حال مبارزه براى سرنگوني جمهوري اسلامي رو يک گام به جلو ببرند.&lt;br /&gt;ک.ج: خيلي ممنون مصطفي صابر.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35791168-3680016192484092986?l=ziip-jawanan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/feeds/3680016192484092986/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35791168&amp;postID=3680016192484092986&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/3680016192484092986'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/3680016192484092986'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/2008/06/blog-post.html' title='نگاهى به اعتراضات اخير دانشجويي'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35791168.post-5854888052029394001</id><published>2008-05-31T09:57:00.001+04:30</published><updated>2008-05-31T09:59:33.900+04:30</updated><title type='text'>در حاشيه رويدادها</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;كاظم نيكخواه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#6600cc;"&gt;گشتهاي "امنيتي و انتظامي" گوياي وحشت حكومت است&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حكومت اسلامي آشكارا فضاي طغيان و شورش از جانب مردم را بو كشيده است. دست اندركاران حكومت به تقلا افتاده اند و طرح پشت طرح براي مقابله با مردم به اجرا ميگذارند. در كنار "طرح امنيت اجتماعي" و تعرض به دختران و پسران به دليل "لباس نامتعارف" و هشدار به آرايشگاه ها براي آرايش نامتعارف موي مردان و ممنوعيت ورود كراوات و امثال اينها ديروز خبر گشتهاي "امنيتي و انتظامي" نيز منتشر شد كه قرار است از امروز سوم خرداد به اجرا گذاشته شود. در ميان همه اين اقدامات شايد هيچ چيز به اندازه گشتهاي "امنيتي و انتظامي" در هزار محله در شهرهاي مختلف اين وحشت حكومت از مردم را انعكاس ندهد. اين تلاشي براي ايجاد يك نوع حكومت نظامي اعلام نشده عليه مردم خشمگين و بجان آمده است كه از بگير و ببند و فقر گراني و فلاكت به تنگ آمده اند و اين خشم خودرا در كوچه و خيابان و كارخانه و همه جا هرروز و هر ساعت دارند بروز ميدهند. روزنامه جمهوری اسلامی خبر داد که از روز سوم خرداد فعاليت "گشت پياده" نيروی بسيج در سطح شهرها آغاز می شود. اين روزنامه به نقل از معاون عمليات نيروی مقاومت بسيج، نوشته است "گردان های عاشورا ، گروه های رزمی کربلا و گردان های ذوالفقار پيش قراولان فعاليت گشت های بسيج هستند که آموزش های لازم را در اين باره ديده اند ، و به صورت گشت های پياده در مناطق و شهرهای مختلف کشور فعاليت خواهند کرد. روزنامه جمهوری اسلامی ، از قول معاون عمليات بسيج ، ماموريت اين گشت ها را "امنيتی و انتظامی" توصيف کرده ، و نوشته "در کنار گشتی های مشهود ، فعاليت نامشهود بسيج برای خنثی سازی توطئه دشمنان که از سال ها قبل آغاز شده ، تقويت خواهد شد." سايت امروز نيز اين گزارش را اينطور گزارش داده است: "صداي عدالت در تيتر اول از آغاز به كار گشت‌هاي بسيج از سوم خرداد، خبر داد و به نقل از سردار ذوالقدر معاون عمليات نيروي مقاومت بسيج نوشت: اين گشت‌ها ۵ نفره و به صورت پياده در هزار نقطه محلات شهري كشور فعاليت خواهند... گشت‌هاي بسيج با لباس‌هاي متحدالشكلي انجام مي‌شود و به همراه آنان يك نفر ضابط قضايي حضور دارد... محدوده گشت مشخص است و فعاليت آنان از ساعات پايان شب تا طلوع آفتاب با هماهنگي و همكاري نيروي انتظامي و قوه قضائيه خواهد بود.."&lt;br /&gt;راه حل شناخته شده و قديمي حكومت ها در برابر فضاي شورش و اعتراض هاي توده اي گسترده هميشه همين بوده است. حكومت نظامي و گشتهاي شبانه و تلاش براي ايجاد فضاي رعب. اين تقلاها قرار است به مردم بگويد ما آماده ايم و از هيچ توحش و سركوبي دريغ نخواهيم كرد. اما از همين اكنون ميتوان شكست محتوم اين طرح را نيز بطور قطع پيش بيني كرد. وقتي كار به اينجا ميرسد كه زن و مرد و پير و جوان حرفشان اينست كه اين حكومت بايد برود، حكومت نظامي و گشت شبانه و امثال آن هم ديگر چندان كاري از پيش نخواهد برد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#6600cc;"&gt;تعرض و اعتراض شديد خانواده هاي زندانيان سياسي در سنندج به شاهرودي&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;هاشمي شاهرودي در سننندج با خشم و اعتراض شديد خانواده هاي زندانيان سياسي مواجه شد. شمار قابل توجهي از خانواده ها با در دست داشتن عكسهايي از عزيزان در بند خود در مسجد جامع اين شهر كه محل سخنراني رئيس قوه قضائي جمهوري اسلامي بود حضور يافتند و با صداي رسا دست به اعتراض زدند و جلسه سخنراني هاشمي را به هم زدند. بنا به يك گزارش نيروهاي انتظامي با معترضين درگير شدند و در فضايي كه ايجاد شد يك زن در زير دست و پا بيهوش شد. خبرگزاري رسمي البرز گوشه هايي از اين فضا را اينگونه بازتاب ميدهد: "حضور آیت الله شاهرودی رئیس قوه قضائیه کشورمان درمسجد جامع سنندج حاشیه هایی ازظاهر شدن خانواده عده ای مجرمین زندانهای استان کردستان را بهمراه داشت. گزارش خبرنگار البرزحاکیست تعدادی ازافراد ناراضی که عمدتا برخی ازاعضای خانواده های آنان به جرم های متعدد قاچاق، فعالیت براندازانه علیه نظام و... محکوم شده اند سعی نمودند باایجاد هرج ومرج تاثیرات حضور رئیس قوه قضائیه را دراین استان کمرنگ نمایند. برخی ازناراضیان حاضر درمسجد عملا باایجاد سروصدا سعی داشتند مامورین حفاظت آیت الله شاهرودی را باواکنش مواجه ساخته وعملا درگیر نمایند. ..تعدادی ازناراضیان با دردست داشتن عکس محکومین خود سعی میکردند خود را به نزدیکترین نقطه درمقابل نگاه آیت الله شاهرودی برسانند. .. تعدادی ازاین ناراضیان درچندگوشه مسجد هرازگاهی باایجاد سرو صدا سعی میکردند به کانون توجه حاضرین ومقامات قوه قضائیه درجلسه تبدیل شوند تعدادی ازخانواده محکومین که گفته میشد برخی ازاعضای خانواده آنها بدلیل فعالیت براندازانه علیه نظام درزندان بسرمیبرند سعی فراوانی برای برهم زدن جلسه مینمودند که بخاطر حفظ نظم عمومی جلسه باهمکاری نیروی انتظامی به بیرون هدایت شدند. ... تعدادي از شرکت کنندگان در مراسم سخنراني رييس قوه قضاييه در مسجد جامع سنندج هرازگاهي با هياهو و دادو فرياد سعي در قطع سخنراني آيت الله هاشمي شاهرودي داشتند . یکی ازحاضرین درجلسه که گویا مشکل قضایی داشت چندین بار باصدای بلند شروع به فریاد کشیدن نمود که بادخالت نیروی انتظامی به بیرون هدایت شد".&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اعتراض مردم سنندج به هاشمي شاهرودي بعنوان رئيس يك دستگاه بيرحم بگير و ببند و سركوب، سمبل خشم و نفرت و عصبانيت عميق مردم از كل حكومت توحش و فلاكت اسلامي است. اين خشم و عصبانيت مردم حد و انتهايي ندارد و هر جا مقاماتي از حكومت در ميان مردم آفتابي ميشوند عليرغم وجود گاردها و پليس و نيروهاي انتظامي و دستجات رنگارنگ مسلح مزدور، بروزي آشكار مي يابد. حرف دل همه مردم همان است كه ساكنين آرياشهر تهران با صداي رسا اعلام كردند كه "حكومت اسلامي نميخوايم نميخوايم" و دور نيست روزي كه اين شعار به فرياد سراسري مردم ميليوني تبديل شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#6600cc;"&gt;قاتل دانشجويان در ١٨ تير تبرئه شد&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;در آستانه ١٨ تير جمهوري اسلامي رسما سرتيپ فرهاد نظري فرمانده عمليات وحشيانه عليه دانشجويان در سال ٧٨ را تبرئه كرد. كميسيون اصل نود مجلس اسلامي رسما از او قدر داني كرد. و به اين ترتيب به اين واقعيت اعتراف نمود كه دادگاهي كردن و محاكمه او در واقع زير فشار اعتراضات دانشجويان و مردم عليه توحش نيروهاي انتظامي در كوي دانشگاه بوده است. سرتيپ فرهاد نظري در سال ٧٨ رئيس پليس تهران بود و در حمله به دانشجويان معترض توحش را به اوج خود رساند. شاهدين از پرتاب كردن دانشجويان از پنجره كوي دانشگاه به بيرون خبر دادند كه منجر به مرگ شماري از آنها گرديد. با اوجگيري فضاي اعتراضي به اين جنايت، دولت خاتمي دستور خلع فرهاد نظري و بررسي موضوع را داد. اما خود خاتمي وقتي كه پرونده به جريان افتاد به مدح فرهاد نظري پرداخت و گفت كه او از چهره هاي برجسته و مومن انقلاب اسلامي است. اكنون نه سال پس از اين جنايت حكومت اسلامي با تبرئه رسمي اين سركرده جنايتكاران ميخواهد اين پيام را به دانشجويان بدهد كه خط و سياست حكومت در قبال دانشجويان همان است كه در سال ٧٨ بود. اين را همه ميدانستند و عليرغم اين هرروز شاهد تظاهرات و اعتراضات دانشجويان در دانشگاههاي مختلف هستيم. ١٨ تير روزي فراموش نشدني در تاريخ سياسي ايران است. نه فقط به خاطر توحش و جنايت نيروهاي حكومت عليه دانشجويان و مردم، بلكه مهمتر از آن به دليل اينكه اين روز شاخص و سمبل سرنگوني طلبي عميق مردم ايران است. ١٨ تير روزي است كه دهها هزار نفر از دانشجويان و مردم معترض براي اولين بار به جنگ و گريز علني چندين روزه با نيروهاي حكومتي دست زدند و شعار "مرگ بر جمهوري اسلامي" و "آزادي انديشه با ريش و پشم نميشه" و شعارهاي ديگر را سر دادند. ١٨ تير فصل تازه اي را در فضاي سياسي ايران گشود كه هرروز عميق تر و توده اي تر و ميليوني تر و راديكال تر ادامه يافته است. تبرئه سرتيپ فرهاد نظري نيز بيش از آنكه دردي از حكومت را دوا كند، به دانشجويان و مردم ايران اين پيام را يادآور ميشود كه قدرت اعتراض و خشم آنها سران حكومت اسلامي را وادار كرده است كه مدت نه سال حداقل بصورت رسمي يكي از چهره هاي شاخص و مومن و بالاي خودرا در حالت دادگاهي و محاكمه و خلع درجه نگه دارند. *&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35791168-5854888052029394001?l=ziip-jawanan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/feeds/5854888052029394001/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35791168&amp;postID=5854888052029394001&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/5854888052029394001'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35791168/posts/default/5854888052029394001'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-jawanan.blogspot.com/2008/05/blog-post_31.html' title='در حاشيه رويدادها'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35791168.post-5021750034556712189</id><published>2008-05-18T16:16:00.001+04:30</published><updated>2008-05-18T16:18:14.203+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='حميد تقوائي'/><title type='text'>مساله نام خلیج و جدال جنبشهای طبقاتی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;حميد تقوائي&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این نوشته بر مبنای سخنرانی در جلسه هفتگی اینترنتی "گفتگو با حمید تقوائی" تنظیم شده است. با تشکر از هادی وقفی برای پیاده و تایپ کردن این متن.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بحث این هفته در رابطه با هیاهویی است که نیروهای ناسیونالیسم در اپوزیسیون بر سر نام خلیج فارس و قضیه سه جزیره براه انداخته اند. من در این بحث تلاش خواهم کرد زمینه های اجتماعی و مکان این مسئله را در تنش ها و آن جدال عمیقی که میان جنبش های مختلف طبقاتی در جامعه وجود دارد، بررسی کنم.&lt;br /&gt;همانطور که میدانید اکنون دو هفته ای است که بحث نام خلیج فارس و مسئله مالکیت سه جزیره در خلیج عَلم شده و هم خود مقامات مختلف جمهوری اسلامی، نشریات و سایت های رژیمی و هم نیروهای اپوزیسیون سلطنت طلب و نیروهای راست ناسیونالیست از طریق نوشته هاشان در سایت ها و بخصوص کانال های تلویزیونی شان در لوس آنجلس، این مسئله را بزرگ کرده اند. قضیه هم ظاهراً اینطور شروع شده که "گوگل" (که یک شرکت و سایت معروف اینترنتی است) در قسمت جغرافیایی خودش، نام خلیج فارس را خلیج عربی ذکر کرده و این مساله باعث شده رگ نیروهای ناسیونالیستی بیرون بزند و با تبلیغات پر هیاهویی که بر سر نام ــ بقول خودشان ــ "همیشه فارس" براه انداخته اند به این کوره میدمند که عرق و ناموس و هویت ایرانیان به باد فنا رفته و باید فرزندان ایران در برابر اعراب بایستند و غیره وغیره.&lt;br /&gt;در اینجا باید بر دو نکته تاکید کرد. اول اینکه به نظر من شأن نزول و علت حادّ شدن این قضیه در این شرایط، زمینه های سیاسی است که ربط زیادی به خود صورت ظاهر مسئله ندارد. و نکته دیگر و مهم تر اینکه باید دید هم اکنون در جامعه کدام جنبش ها بر سر این موضوع در مقابل هم قرار می گیرند و هر کدام چه هدفی را دنبال می کنند و اساساً این جنبه است که فکر می کنم جنبه طبقاتی، واقعی و حقیقی مسئله است. در واقع، جدا از زمینه های سیاسی امروز و در کل جدا از این هیاهوئی که با پرچم ملی گری، قومی گری و غیره بپا کرده اند، نکته ای که باید بر آن تأکید کرد، همین مضمون طبقاتی و مسئله تقابل جنبش های اجتماعی است و من در اینجا می خواهم اساس بحث ام را بر روی همین نکته متمرکز کنم.&lt;br /&gt;تا آنجا که به زمینه سیاسی این مساله مربوط میشود ردپای کشورهای عربی حاشیه خلیج در این قضیه مشهود است. این نوعی اعمال فشار به جمهوری اسلامی برای محدود کردن او در منطقه است و این هم کاملا با سیاست آمریکا برای عقب راندن جمهوری اسلامی منطبق است.&lt;br /&gt;می دانیم که اعمال فشارهای آمریکا به جمهوری اسلامی برای اینکه بتواند این حکومت را در چارچوب سیاست های منطقه ای خودش رام کند و شرایط اش را به آن بقبولاند، تا کنون، تهدیدهای جنگی و تحریم های اقتصادی بود و اکنون اعمال فشار به جمهوری اسلامی از طریق کشورهای منطقه هم به این سیاست اضافه شده است.&lt;br /&gt;از جانب دیگر، نیروهای ناسیونالیست هم که مدتهاست در لوس آنجلس مشغول همین نوع تبلیغات هستند، در همین شرایط زمینه را مساعد دیدند که آنها هم بر این موج سوار شوند و تلاش کنند با پرچم تمامیت ارضی، دفاع از ایرانیت و عِرق ایرانی، هویت دو هزار و پانصد ساله و غیره افق و آرمان و جنبش خودشان را تقویت کنند و بخصوص در مقابل جنبش رادیکال و سرنگونی طلبانه مردم با پرچم تقدس آب و خاک بمیدان بیایند.&lt;br /&gt;یک سئوال این است که آیا تقابل میان دولت آمریکا و جمهوری اسلامی در منطقه با این جنجال ناسیونالیستی نیروهای سلطنت طلب و میدان تاخت و تازی که نیروهای ناسیونالیست اپوزیسیون پیدا کرده اند، مربوط است؟ باید بگویم که بنظر من ربط مستقیمی وجود ندارد. به این معنا که آمریکا مدتهاست که اساساً روی این نیروهای ناسیونالیست اپوزیسیون حسابی باز نکرده است، هر چند اُفُق و استراتژی سیاسی این نیروها همیشه نوعی حساب کردن بر روی قدرت های جهانی بخصوص آمریکا بوده است. این نیروها همیشه تلاش داشته اند که بتوانند جزئی از سناریوی رژیم چنجِ آمریکا بحساب بیایند و به این ترتیب شانسی برای به قدرت رسیدن داشته باشند. در واقع، اینها روی این حساب باز کرده اند که همانطور که خودِ جمهوری اسلامی به کمک آمریکا و دول غربی به قدرت رسید، حال که دنیا بر عکس شده و سلطنت طلبان به اپوزیسیون رفته اند و اپوزیسیون ملی-اسلامی ضدشاه در حکومت نشسته و به معضلی برای آمریکا تبدیل شده است، بتوانند با اتکاء به آمریکا و سناریوهای محتمل اش از قبیل رژیم چنج یا حمله نظامی و تحت فشار قرار دادن جمهوری اسلامی و غیره، به قدرت دست یابند. بنظر من، در همین چارچوب است که اینها هم متوجه شده اند که مساله خلیج فرصت مغتنمی است برای این منظور که از یک سو در جامعه قدرت نمایی کرده و خودشان را به آمریکا نشان دهند که نیرو دارند و می توانند مردم را چپ و راست کرده و به حرکت درآورند و از سوی دیگر بخصوص با مضامین، روزها، مناسبت ها و مقدسات خودشان بتوانند جنبش خودشان را در جامعه جلو ببرند و جایگاه خود را مستحکم کنند. همین جنبه بنظر من، جنبه اصلی مسئله است.&lt;br /&gt;در اینجا ما با یک جنبشی روبرو هستیم که مدتهاست آنرا در جامعه ایران با نام ناسیونالیسم پرو غرب یا ناسیونالیسم عظمت طلب ایرانی شناخته ایم. نیروی اصلی این جنبش نیروهای سلطنت طلب هستند. یعنی کسانی که زمانی قدرت سیاسی را در ایران در اختیار داشته اند اما با انقلاب پنجاه وهفت خلع ید سیاسی شده اند، قدرت را از دست داده اند، به اپوزیسیون رانده شده و در تمام مدت حکمرانی جمهوری اسلامی هم ــ گاهی شدیدتر و زمانی خفیف تر ــ خواستار تغییر اوضاع بنحوی و تا آن حدی بوده اند که بتوانند دوباره به قدرت سیاسی باز گردند. طبعا این جنبش آرمان ومقدسات و مضامین، مسائل، روش ها و شیوه های فعالیت معین خودش را دارد.&lt;br /&gt;اگر بخواهید خصوصیات این جنبش سلطنت طلب را بررسی کنید، اولین مولفه اش مخالفت با تغییر انقلابی اوضاع است. ناسیونالیستها بخوبی می دانند اگر انقلابی شکل بگیرد، اوضاع زیر و رو می شود و مردم کاملاً آماده اند که همه چیز را در هم بریزند و دیگر نیروئی نمیتواند، برخلاف انقلاب پنجاه و هفت ــ که بالاخره به زور خمینی و جنبش اسلام سیاسی توانستند جلو اش را بگیرند ــ جنبش انقلابی مردم را به شکست بکشاند. به همین دلیل اینها کاملاً مخالف هر نوع تغییر انقلابی هستند. مخالفت با انقلاب هم بخاطر مضمون رادیکال و انسانی آن و هم به دلیل شیوه ای که توده مردم را در سیاست و در تغییر وضع موجود دخیل میکند. تغییر انقلابی یعنی تغییر رادیکال، بنیادی و پایه ای کل نظام. نیروهای اپوزیسیون راست با چنین تغییری مخالف اند و ــ حداکثر ــ خواستار این هستند که آخوندها کنار بروند و جای خود را بنوعی حکومتِ شاهنشاهی و یا جمهوری ــ مشروطه یا ملقمه ای از اینها بدهند. هدف اینها اعاده اوضاع گذشته است. مخالف تغییر انقلابی اوضاع هستند چون می خواهند به گذشته برگردند. چون میخواهند همین نظام را منهای آخوند ها نگاه دارند! اینها با انقلاب بعنوان یک شیوه تغییر وضع هم مخالف هستند و آنرا "توحش" میدانند چون توده مردم را به خیابان می آورد و مستقیما در سیاست دخالت میدهد. بزعم اینها مردم نباید در سیاست دخالت کنند، سیاست و حکومت کار تحصیلکرده ها و بخش الیت جامعه است. سیاست و حکومت کار طبقه خودشان است و بس و انقلاب این حق انحصاری را به هم میریزد. اپوزیسیون راست هر مخالفتی با دولت و یا حاکمین وقت داشته باشد منافع دراز مدت و طبقاتی اش ایجاب میکند که در مقابل هر نوع دخالت مستقیم مردم برای زیرو رو کردن اوضاع و بدست گرفتن سرنوشت سیاسی خود بایستد و با آن مخالفت کند. و به همین دلیل جنبش راست در هر شرایطی و هر اندازه هم که ضد دولت حاکم باشد با انقلاب بعنوان یک شیوه خلع ید سیاسی از دولت حاکم مخالف است.&lt;br /&gt;نیروهای اپوزیسیون راست اساس و پایه بقدرت رسیدن خودشان را بر اتکاء به ارتش ها و نیروهای نظامی سایر دولت های بورژوازی جهان، باصطلاح هم طبقه ای های خودشان در کشورهای دیگر و (بخصوص در دنیای امروز دولت آمریکا و کلاً دولت های غربی) قرار میدهند و می خواهند بعنوان یک شخصیت یا نیروی سیاسی، در سناریوها و نسخه های رژیم چنجی که آنها برای دنیا می پیچند، شریک شوند. در شرایط امروز نیروهای راست دل شان را صابون زده اند که چون بالاخره جمهوری اسلامی با آمریکا سرِ سازش ندارد و دائم با همدیگر در مخاصمه و کشمکش هستند، از این نَمَد کلاهی هم به آنها برسد و بتوانند بعنوان کاراکترها و شخصیت های سناریوهایی که آمریکا قصد دارد برای رژیم چنج و تغییر حکومت در ایران، پیاده کند ( و یا احتمال می دهند که در آینده چنین باشد)، نقش ایفا کنند!&lt;br /&gt;همانطور که اشاره کردم جنبش ناسیونالیسم سلطنت طلب ــ مثل هر جنبش دیگری ــ مضامین معینی دارد، چهره ها و شخصیت ها، احزاب، نیروها و شیوه های فعالیت معینی دارد. مقدسات و آرمان خودش را دارد و امروزهم که بهانه ای برای علم کردن مسئله خلیج بدست آوره اند طبعا تلاش میکنند از این شرایط برای مطرح کردن خودشان و علم کردن مقدسات و آرمان خودشان بهره برداری کنند.&lt;br /&gt;یکی از خصوصیات جنبش راست (هم ناسیونالیسم پرو غرب وهم ملی-اسلامیون) فراتر نرفتن از نافرمانی مدنی در مقابل رژیم است. تلاش اینها اینست که هر جا مبارزه مردم حدت میگیرد مبارزه را در چارچوب "نافرمانی مدنی" محدود کنند و به عقب برانند.&lt;br /&gt;عملکرد نیروهای راست در مورد مسئله خلیج هم همین خصوصیت را دارد. هم میخواهند حول این مساله هیاهو راه بیاندازند و قدرت نمائی کنند و هم میخواهند ابتکار عمل از دست خودشان و کلا "بالائیها" خارج نشود. مساله دفاع از تقدس آب و خاک موضوع مناسبی برای مانور این نیروها است. حتی جمهوری اسلامی مشکلی با این مساله ندارد. شخصیت های این جنبش سلطنت طلب مثل آقای داریوش همایون اعلام کردند که وقتی مسئله میهن و ملیت پیش بیاید، دیگر همه ایرانیان، مردم وحکومت متحد اند ( قبلا در دوره حاد شدن احتمال حمله آمریکا ایشان اعلام کردند که برای حفظ تمامیت ارضی از حکومت دفاع خواهند کرد!) و حتی وقتی تظاهرات و اعتراضاتی هم در رابطه با مساله خلیج مقابل سفارت امارات در تهران براه افتاد و جمهوری اسلامی بعضی از این اعتراض کنندگان را دستگیر کرد، اینها از در شکایت درآمده و در سایت هاشان نوشتند که چرا اینطور است؟ جمهوری اسلامی که باید از این وضعیت استقبال کند و در هر کشوری دفاع از پرچم، ملیت، تمامیت ارضی و خاک، دولت و ملت را در کنار هم قرار می دهد. گله کردند که چرا جمهوری اسلامی چنین نابخردانه برخورد می کند و غیره! به همین دلیل و از زاویه دیگری، این حرکت، حرکتی بود که کاملاً در همان چارچوب نافرمانی مدنی می گنجید، یعنی مردم را به همان اندازه که اینها مایل اند و دوست دارند و حول همان پرچمی که اینها می خواهند، به خیابان می آورد؛ در یک تظاهرات کاملاً قانونی و در دفاع از تمامیت ارضی، ملیت، آب و خاک و بدون اینکه به تریجِ قبای جمهوری اسلامی بربخورد.&lt;br /&gt;این وضعیتی است که در واقع، این نیروها را حول یک آرمان جنبشی یعنی مسئله ملیت، نام خلیج فارس، مسئله تمامیت ارضی، موضوع سه جزیره و غیره، در برابر اعتراضات و جنبش انقلابی مردم و در کنار جمهوری اسلامی قرار می دهد.&lt;br /&gt;اما صحنه سیاست ایران تنها عرصه تاخت و تاز این نیروها نیست. معضل اساسی اپوزیسیون راست جنبش سرنگونی طلبانه مردم و شعارها و مضامین چپ و ردایکال و سوسیالیستی است که هر روز بیشتر در این جنبش نفوذ و محبوبیت پیدا میکند. جنبش سرنگونی میشود گفت عرصه طبیعی کسب نفود و رشد کمونیسم کارگری است و این نه تنها جمهوری اسلامی بلکه کل اپوزیسیون راست (ناسیونالیسم عظمت طلب و جنبش ملی-اسلامی ) را نیز بوحشت انداخته است.&lt;br /&gt;ما قبلاً هم بر سر مسائل دیگری شاهد تقابل کمونیسم کارگری با این جنبشها بوده ایم. یک نمونه تقابل چپ و راست بر سر روز زن بود. سلطنت طلبان سعی کردند روز کشف حجاب رضاخانی را بعنوان روز زن اعلام کنند! از سوی دیگر جنبش ملی ــ اسلامی هم سعی کرد روز تولد فاطمه زهرا را بعنوان روز زن تثبیت کند و در مقابل اینها چپ و کمونیسم کارگری در دفاع از جنبش آزادیخواهانه زنان روز هشت مارس را مطرح کرد و در نهایت هم هشت مارس یعنوان روز زن در ایران تثبیت شد. امروز نفوذ چپ در جامعه چنان است که در روز کارگر، که مشخصاً یک مناسبت کارگری در ایران و جهان و روز قدرت نمایی چپ و نقد سوسیالیستی به اوضاع موجود است، نیروهای راست هم ناگزیر شده اند این روز را، حال با زبان و توصیه های خودشان، به کارگران تبریک بگویند! اینها همه در واقع فشارهایی است که جنبش چپ، جنبش کمونیسم کارگری بر جنبش های دیگر و بخصوص جنبش ناسیونالیستی تحمیل کرده است.&lt;br /&gt;اگر شما به عرصه اعتراضات و مبارزات مردم نگاه کنید، می بینید که در عرصه های مختلفی شعارهای کاملاً انسانی، رادیکال و چپی در جامعه در جریان است. اگر بخواهیم از چارچوب امروز مسئله نام خلیج و سه جزیره (که همانطور که گفتم صورت ظاهر مسئله است) فراتر رفته و عمیق تر نگاه کنیم، می بینیم که اساساً اهمیت این مسئله برای جنبش ملییون یا ناسیونالیست های اپوزیسیون از اینجا نشأت می گیرد که بتوانند تحت یک چنین مسئله و بهانه ای با چپ و مبارزات رادیکال مردم مقابله کنند. روز خلیج فارس روزی است که در مقابل اول مه و ۸ مارس و ۱۶ آذر علم میشود و هیاهو بر سر نام خلیج قرار است جای اعتراض به گرانی و آپارتاید جنسی و اعدام و سنگسار را بگیرد! و بالاخره قرار است کل این تقلاهای ناسیونالیستی چپ و اعتراضات رادیکال و چپ مردم را به عقب براند و افق ارتجاعی راست را بر جامعه حاکم کند. این تمام فلسفه و شان نزول سیاسی بیرون زدن رگهای ملی و قومی دوهزار و پانصدساله و باد زدن به تعصبات ناسیونالیستی در مقطع حاضر است.&lt;br /&gt;حکمت سیاسی این حرکت چیزی جز این نیست که در جامعه جنبش چپ و رادیکالی وجود دارد که کاملاً عرصه را بر اینها تنگ کرده است و بنظر من اینها تقلاهایی از سر استیصال و تلاش ها و تشبثاتی برای بازگشتن به متن اصلی قدرت و سیاست در جامعه ایران است. چپ مدتهاست نیروهای راست را به حاشیه رانده و اینها بدنبال راهی برای بازگشت به متن اوضاع سیاسی میگردند. زمانی ا ین نیروها نسبتاً برو برویی داشتند و با موضوعاتی مثل رفراندوم، تغییر قانون اساسی و بحث نافرمانی مدنی سر و صدائی به راه انداخته بودند و تا حدودی هم از جانب آمریکا تحویل گرفته می شدند. امروز اما، تمام اینها پشت سر گذاشته شده و دیگر نه بحث رفراندومی مطرح است، نه تغییر قانون اساسی؛ و کلاً آن هیاهویی که در دوره ای اپوزیسیون راست داشت فروکش کرده است. و در مقابل آن، جنبش چپ هر روز هر چه رادیکال تر و وسیع تر به پیش رفته و در جامعه نفوذ پیدا کرده است. در واقع باید اینطور گفت که در کنار این تقابل میان جنبشهای اپوزیسیون راست و جنبش کمونیسم کارگری، جامعه مُدام در حال مبارزه و اعتراض بوده است و ما جنبش های اعتراضی وسیعی را در جامعه شاهد بوده ایم. جنبش کارگری، جنبش آزادی زن ، جنبش عليه اعدام و سنگسار، جنبش وسیع زنان "بدحجاب"، جنبش دفاع از حقوق کودکان ، جنبش دانشجویی و جنبش جوانان اینها همه با خواستها و شعارهای رادیکال و انسانی فعال بوده اند. بخش های مختلف جامعه دارند بر سر خواسته های کاملاً انسانی و پایه ای خودشان مبارزه می کنند، برای آزادی، برابری و برای معیشت ــ منزلت و در این میان راست برای مقابله با این وضعیت به تکاپو افتاده است.&lt;br /&gt;هدف و مضمون واقعی این تحرکات وسیع، که ما به اسم جنبش سرنگونی به آن رجوع می کنیم، سرنگون کردن جمهوری اسلامی و زیرو رو کردن کل این وضعیت است. این جنبش سرنگونی طلبانه، طبعا و بنابه تعریف، محل، زمینه و شرایط مناسبِ رشد چپ و رادیکالیسم کمونیسم کارگری است.&lt;br /&gt;جنبش سرنگونی طلبانه مردم از نظر مشخصات سیاسی، مضمون، نوع حرکت و هدفی که دنبال می کند، جنبشی است که بوسیله کمونیسم کارگری نمایندگی میشود و به همین دلیل، تمام جنبش های دیگر و حتی نیروهای سیاسی هم که خودشان را چپ می دانند اما با این خط چپ کارگری و کمونیسم کارگری فاصله دارند ، همه اینها، یا رسماً و علناً مقابل جنبش سرنگونی می ایستند، یا آنرا انکار کرده و نادیده میگیرند، و یا سعی می کنند تحریف اش کنند.&lt;br /&gt;آن حزب و آن جنبشی که انقلاب می خواهد، زیر و رو کردن کل اوضاع را می خواهد و راه واقعی رسیدن به آزادی، برابری و رفاه را به جامعه نشان می دهد، جنبش و حزب کمونیسم کارگری است و جنبش سرنگونی هم کاملاً در همین جهت حرکت می کند. شیوه کار جنبش کمونیسم کارگری برای تغییر اوضاع و تصرف قدرت سیاسی، سازمان دهی مردم از پایین است. اعمال فشار از پایین و از جانب مردم. این ممکن است به انقلاب یا هر تغییر تکان دهنده ای در جامعه منجر شود ولی هر اتفاقی که بیافتد، اتکا به مردمِ سازمان یافته، متشکل، آگاه و حاضر در صحنه سیاست، تاکتیک و استراتژی حزب کمونیست کارگری است.&lt;br /&gt;در برابر این جنبش، در مقابل کمونیسم کارگری و در مقابل مردم است که شما می بینید نیروهای راست، سلطنت طلبان و ملی ــ اسلامیون، و خودِ حکومت همه، در کنار هم قرار می گیرند.&lt;br /&gt;بنظر من، امروز جنبش سرنگونی طلبانه با جنبش چپ و نقد سوسیالیستی اوضاع رابطه تنگاتنگی دارد. اینها هر روز به هم نزدیک تر و بیشتر در هم تنیده می شوند و به همین دلیل عرصه هر چه بیشتر به نیروهایی که به معنای دقیق کلمه ضد انقلاب مردم هستند، تنگ می شود نیروهایی که میدانند اگر انقلابی شود، نه تنها جمهوری اسلامی می رود بلکه اساساً زمینه برای حکومت طبقه آنها، طبقه سرمایه دار از بین می رود و کلاً طبقه سرمایه دار از تخت قدرت فرو می افتد و همین هراس و وحشت طبقاتی است که آنها را در مقابل جنبش چپ و سرنگونی و حتی عملا در کنار جمهوری اسلامی قرار می دهد.&lt;br /&gt;هیاهوئی که بر سر اسم خلیج به راه افتاده را باید در همین چارچوب بررسی کرد. مطلوبیت سیاسی و شأن نزول مسئله نام خلیج و سه جزیره و غیره برای جنبش سلطنت طلب این است که بتواند با این پرچم جنبشهای اعتراضی مردم را به عقب براند و کل کمپ راست را در برابر جنبش سرنگونی طلبانه چپ تقویت کند.&lt;br /&gt;به این ترتیب روشن است که حولِ مسئله و صورت ظاهرِ نام خلیج فارس و سه جزیره و غیره، ما با یک کشمکش طبقاتی عمیق روبرو هستیم و در واقع، آن چارچوب سیاسی که این ملی گرایی، خاک پرستی، آب پرستی و غیره خودش را در آن مطرح می کند، چارچوب مقابله عمومی چپ و راست جامعه بر سر مسائل گرهی نظیر قدرت سیاسی و مساله آزادی و رفاه و برابری است. از یک طرف جنبش چپِ سرنگونی طلبانه و جنبش کمونیسم کارگری با هدف سرنگونی حکومت و کل نظام موجود و تحقق آزادی و برابری و رفاه قرار دارد و از طرف دیگر جنبش ناسیونالیستی و اپوزیسیون راست. نیروهائی که روی این حساب باز کرده اند که دولت های غربی یا آمریکا بنحوی بتواند این رژیم را هَرَس کند، در چارچوب سیاست های خودش قرار دهد و یا در هر حال با استحاله یا اقدامی ضربتی تغییر اش دهد و بدین شکل جا را برای احیای وضعِ ماقبلِ جمهوری اسلامی باز کند! حال اینبار با اسم شاهی که می خواهد سلطنت کند نه حکومت یا مشروطه ــ سلطنتی و یا یک نوع جمهوری ــ سلطنتی و غیره. این اهداف استراتژیکی است که جنبش راست دنبال میکند و یک شرط اساسی رسیدن به این اهداف مقابله با چپ وعقب راندن مبارزات رادیکال مردم است. این هدفی است که در پس هیاهو بر سر مساله خلیج دنبال میشود.&lt;br /&gt;تا آنجا که به حزب کمونیست کارگری و جنبش چپ مربوط می شود، حزب ما وظیفه دارد هم از نظر سیاسی چنین وضعیتی را هر چه بیشتر روشن کرده و به مردم توضیح بدهد و هم اینکه در پس این قضیه کل جنبش ناسیونالیستی و اهداف ارتجاعی اش را افشا و نقد کند. این تقلاهای نیروهای ناسیونالیست عظمت طلب در حقیقت شبیه همان کوشش هایی است که در دوره ای ناسیونالیست های قومی انجام دادند (مثلاً در شلوغی هایی که در تبریز ایجاد کردند یا در بعضی از شهر های خوزستان) و آنجا هم دقیقاً کمونیسم کارگری با همین پرچم دفاع از جنبش انقلابی مردم علیه حکومت به جنگ شان رفت و نشان داد که اینها چطور آب به آسیاب حکومت می ریزند و چگونه دارند در مقابل جنبش انقلابیِ مردم می ایستند و تحت نام دفاع از "اقلیت های ملی"، جمهوری اسلامی را نجات می دهند. امروز هم، باز با همان بساط و با همان شرایط، منتها در شکل مضحک تر و توخالی تری، روبرو هستیم و باید به کنارشان بزنیم. در همین شرایط که نیروهای ناسیونالیست می خواهند با اتکاء به احساسات، تعصبات و خرافات ناسیونالیستی (که قرن ها در ذهن مردم فرو کرده اند) تحرک سیاسی پیدا کرده و در واقع جنبش چپ و کارگری را عقب بزنند، باید دقیقاً از همین شرایط استفاده کرد و هر چه بیشتر پوچ بودن ادعاها و مقدسات شان را نشان داد. اینطور نیست که وقتی مسئله ای مثل مسئله خلیج فارس مطرح می شود، این فقط زمینه مناسبی است برای یکه تازیِ نیروهای راست و سلطنت طلب. این، برای ما و نیروهای چپ هم زمینه و فرصت مناسبی است برای افشاء اینها، برای اینکه از ناسیونالیسم در حین عمل عکس بگیریم، ماهیت کریه اش را جلو چشم همگان قرار دهیم و افشاءاش کنیم. فرصتی است که دو رویی، ارتجاع و کثافتی که پشت دفاع از تقدس پرچم، آب و خاک و غیره است را، کاملاً برملا کنیم. نشان دهیم که وقتی ناسیونالیسم از فرزندان غیور ایران زمین صحبت می کند، در واقع، منظور اش طبقه خودش است و وقتی می گوید نفت ما را بردند، در واقع دارد می گوید جیب طبقه مرا دارند خالی می کنند! و وقتی می گوید که باید خرابی ها را آباد کرد، در واقع دارد می گوید که باید سرمایه من را سود آور کرد! باید تمام اینها را از پشت این شعارها و خزعبلاتی که به گوش مردم می کنند، بیرون کشید و اهداف و چهره واقعی شان را نشان داد. ناسیونالیسم را باید هم در سیاست، تاکتیک وبطور مشخص نقد و افشاء کرد و هم در یک سطح جنبشی و پایه ای نقد اش کرد و نشان داد پرچمی که این حرکت بدست گرفته و همچنین شعارها، مقدسات و غیره اش، تا چه حد ضد انسانی و ارتجاعی است.&lt;br /&gt;بعد از اطلاعیه حزب در مورد اسم حلیج فارس، من از طرف شخصیت ها و سازمان های ناسیونالیست ایمیل هایی دریافت کردم که در آنها تهدید کرده اند که ظاهراً حزب کمونیست کارگری از خط قرمز رد شده است و فرزندان غیور ایران زمین را به سراغمان میفرستند! چرا؟ چون حزب در اطلاعیه اش آورده است که نام خلیج فارس هیچ تقدسی ندارد و نام این آبراه را باید اسمی بگذارند که به هیچ ملیت و قومیتی رجوع نکند. چون حزب خواسته است این بهانه از دست نیروهای ناسیونالیست گرفته شود و اینها نتوانند یک بار دیگر جنگ های خانمانسوز را بر اساس تعصب، عِرق ملی و غیره سازمان داده و به مردم تحمیل کنند. خوب، خیلی روشن است که این اطلاعیه به تریجِ قبای اینان برخورده و تهدید کرده اند که حزب کمونیست
